تبليغاتX
شوق رهایی

شوق رهایی

اندیشه ، آزادی ، دمکراسی ، حقوق بشر ، انقلاب مخملی

                                        

  دل آرا دارابی 

دل آرا دارابی

 

با تاييد مجدد حکم اعدام خانم دل آرا دارابی در دادگاه رشت, پرونده این جوان ۲۰ ساله برای تایید به ديوان عالی کشور ارسال شد.

          ساعت ۲۰ و ۴۵ دقيقه شامگاه هفتم دى ماه سال ۸۲ همزمان با افشاى قتل زن ۶۵ ساله اى به نام مهين كه در جريان سرقت از منزلش با ضربات چاقو در گذشته بود ، مردى با پليس رشت تماس گرفت و ادعا كرد دخترش دست به جنايت زده است.

دختر ۱۷ ساله اى به نام دل آرا همراه پسرى كه امير حسين نام دارد بازداشت شدند و در بازجويى هاى پليسى پرده از جزئيات قتل مهين برداشتند.

در حاليكه دل آرا با توجه به نظريه پزشكى قانونى كه نشان مى داد ضربات چاقو عامل اصلى مرگ مهين است مجرم اصلى شناخته شد از زندان نامه اى به قاضى پرونده نوشت و گفت اغفال شده است.

اين دختر گفت كه چون امير حسين را دوست داشت به خواسته او و با اين تصور كه چون ۱۷ ساله است به قصاص نفس، محكوم نمى شود، قتل را به گردن گرفته است و گفت امير حسين به او قرص هايى داده بود كه هيچ اختيارى از خود نداشته است.

دل آرا با وجود اينكه در جلسات محاكمه قتل مهين را به گردن نگرفت و عنوان کرد تنها تماشاچى قتل بود از سوى قاضى پرونده قاتل شناخته شد و به قصاص نفس محكوم شد، امير حسين نيز به اتهام معاونت در قتل و سرقت به تحمل ۱۰ سال زندان محكوم شد.

پس از اعلام حکم اعدام توسط دادگاه ، حکم جهت لازم الاجرا بودن در اختیار قضات شعبه ۳۳ ديوانعالى كشور قرار گرفت که این دیوان تأييد کرد وى قاتل اصلى است ولی خواستار رفع نقص در تأثير قرص هايى كه به دل آرا قبل، بعد و در زمان قتل خورانده شده است، شدند كه اين بار پرونده بخاطر اينكه دل آرا، در زمان جنايت ۱۷ ساله بود براى بررسى در اختيار شعبه ۱۰۷ دادگاه ويژه اطفال رشت قرار گرفت.

دل آرا پس از انتقال پرونده اش به شعبه ۱۰۷ دادگاه رشت گفت: مى پذيرم من و امير حسين به خانه مهين رفتيم و قبل از آن امير حسين به من قرص هايى خورانده بود كه كاملاً بى اراده بودم وقتى او خودش را پشت سر مقتول رساند و با چوب بيسبال ضرباتى زد دهانش را گرفت و با تهديد فرياد زد كه چاقويى برايش ببرم، ترسيده بودم رفتم آشپزخانه و براى امير حسين چاقو آوردم، او چاقو را گرفت و ضرباتى به مهين زد، من هيچ ضربه اى نزده ام.

با دو جلسه محاكمه قاضى شعبه ۱۰۷ دل آرا را مجددا به قصاص و همدستش را نيز به 13 سال حبس محكوم كرد.

حکم اعلام شده توسط دادگاه ويژه اطفال رشت جهت تایید به شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور فرستاده شده است. 

نامه پدر دل آرا دارابی ،

پدر دل آرا دارابی که خود او دخترش را تحویل داده بود و به انتظار روشن شدن قضیه و اجرای عدالت اسلامی نشسته بود پس از سه سال بطور کامل عدالت اسلامی را درک کرده است.

نامه پدر خانم محکوم به اعدام را با یکدیگر می خوانیم :

" دختر من دل آرا دارابی متهم به قتلی ناکرده است. او گناه کس ديگری را به دليل قلب مهربانش به عهده گرفته و به نوعی خود را آلوده اين پرونده کرده است. دفاع من از او نه بدليل اينکه او فرزند من است دفاع من از او دفاع از حقيقت و دفاع از عدالتی است که در اينجا وجود ندارد. من خواهان اجرای عدالت هستم و دلارای من دو سال است که اسير کسانی است که هيچ بويی از انسانيت و عدالت نبرده اند.

من اين رفتار با دختر دلبندم را محکوم ميکنم. از هر کس که ميخواهد بيايد و اين پرونده و نحوه رفتار اينها با دخترم را بررسی کنند دعوت ميکنم بيايند. اصلا حقوق بشر اسلامی بيايد تحقيق کند از فلسطين و يا لبنان و يا از هر جايی که ا ينها قبول دارند هيئتی بيايد و ببيند با بچه ١۷ ساله من چه کرده اند. هر روز يک بلا سرش می آورند سه سال است که در زندان است و اکنون ٢۰ ساله است. او در زندگيش تا ١۷ سالگی هيچ چيز نديده جز ناز و نعمت هيچ چيز را نمی شناسد جز دفتر و قلم و کتاب و موزيک و نقاشی.

من سه سال پيش وقتی از ماجرا مطلع شدم خودم دخترم را تحويل دادگاه و تحويل قانون دادم. قانون و قوه قضاييه ای که اکنون با تمام وجودم لمس ميکنم که در آن هيچ عدالتی نيست.

امروز بچه من نه فقط بدليل محکوميت به اعدام جانش در خطر است بلکه بدليل رفتاری که در زندان شماره ٢ نسوان رشت با او ميکنند نيز جانش در خطر است. بچه من حق دارد که شکنجه نشود حق دارد که در زندان از استاندارد رفاهی و غذايی خوبی برخوردار باشد. اما در اينجا از اين امکانات اوليه خبری نيست. غذای کافی به او نميدهند. خرج اين بچه را ما ميدهيم. اما اجازه نداريم ملاقاتش کنيم. همين امروز که با شما حرف ميزنم من و مادرش و خواهرانش به ديدن او رفتيم ولی باز به بهانه ای اجازه ديدن او را نداشتيم.

من ميگويم فرزند دلبند مرا در يک قفس آهنين بگذاريد و کليدش هم دست خودتان باشد فقط اجازه دهيد که روحش تا اين حد آزار نبيند.اجازه دهيد که خود ما از او مراقبت کنيم. اجازه دهيد که به او دفتر و قلم و کتاب و کاغذ بدهيم و اجازه دهيد که او مشغول نقاشی کردن باشد. او تنها کتاب و و دفتر و مداد و وسايل نقاشی را می شناسد.

من در انقلاب شرکت کردم. ما انقلاب کرديم تا عدالت اجرا شود. ولی در اين مملکتی که من در آن نفس ميکشم بويی از عدالت نبرده اند و من عدالتی را تجربه نکرده ام.

من از انسانهای بشردوست از وجدانهای آگاه ميخواهم که کمک کنند دلارا آزاد شود. دلارا فقط يک نمونه است هزاران مثل دلارادر زندانها هستند.

دختر من در زندان هم جانش در خطر است. بارها و بارها نامه نوشتم و خواهان بهبود شرايط و استاندارد زندان شدم جواب سربالا گرفتم و يا به من هم توهين کردند. من خواهان انتقال دخترم به يک زندان ديگر هستم. به اين خواست کوچک هم وقعی نمی نهند. دلارا ميگويد در اين زندان راه رفتن من ، خوراک خوردن من ، نقاشی کردن و حرف زدن و خوابيدن من با توهين و عکس العمل زشت روبرو ميشود. در اينجا برای ٢۰۰ نفر يک توالت داريم و اعتراض به اين وضع با مجازات روبرو ميشود. آيا اين وضع برای يک جوان ٢۰ ساله قابل تحمل است؟

ما الان اجازه نداريم يک وعده غذای خوب به دخترم برسانيم و آخرين ملاقاتی که ما با دلارا داشتيم او از بوسيدن مادرش امتناع کرد و ميگفت اينجا پر از ميکروب است. نميخواهم بيماريهای احتمالی را که گرفته ام به شما منتقل کنم.

با ديدن اين اوضاع و با شنيدن اخبار رفتار غير انسانی با دخترم شبها خواب ندارم. من پدر دلارا دارابی سه سال است که زندگيم بر باد رفته است. کار و کاسبی را ول کرده ام و افتاده ام دنبال اين پرونده . برای اجرای حق و عدالت و در دفاع از انسانيت . من در اين کارها از وجدان دفاع ميکنم و از حق و عدالت. به من و به ما کمک کنيد تا عدالت را اجرا کنيم. در اينجا بويی از عدالت و انسانيت نيست."

عبدالصمد خرمشاهى وكيل مدافع سر کار خانم دل آرا عنوان می کند که : اميدوارم قضات شعبه با توجه نكات مهمى كه در لايحه به آن اشاره شده موجبات نقض دادنامه صادره را فراهم كنند. 

گفتنی است از جمله اين نكات که بسیار مهم می باشد ، اثبات چپ دست بودن دل‌آرا است كه اقرار او را زير سوال مي‌برد و به قاتل نبودن او اذعان دارد.

با وجود آنکه مشخص است که دل آرا چپ دست است و این مساله تنها اقرار او را زیر سوال می برد ، دادگاه ويژه اطفال او را به مرگ محکوم می کند ، علت چیست ؟

قانون مجازات اسلامی!

یکی از راههای ثبوت قتل در دادگاه اقرار است.

ماده ۲۳۲ قانون مجازات اسلامی - با اقرار به قتل عمد گر چه یک مرتبه هم باشد قتل عمد ثابت می شود.

در هر صورت خانم دل آرا دارابی یک بار اقرار کرده است و مطابق قوانین مجازات اسلامی در صورت گذشت نکردن اولیای دم باید کشته شود!

بسیاری این ذهنیت را دارند که آدم بی گناه تا پای چوبه دار می رود ولی بالای دار نمی رود ، با نگاهی به سرگذشت خانم عاطفه رجبی در نکا در جواب باید گفت ، نخیر اینچنین نیست. عدالت اسلامی مورد تصور برای بسیاری همان عدالت اسلامی متصور برای پدر دل آرا است هنگامی که او خود سه سال پیش فرزندش را به دست عدالت اسلامی  سپرد!

نابسامانیهای اجتماعی رو به فزون در ایران تحت حاکمیت حکومت دیکتاتوری اسلامی پایه و اساس اینگونه اعمال می باشد که قرار است این نابسامانیها توسط قوانین مجازات اسلامی کاملا برطرف گردد! که این خود مقدمه ایی برای نابسامانیهای بیشتر خواهد شد. 

لطفا امضا بفرمایید :

 

خانم دل آرا دارابی    

با لب خندان خواهیم دیدت ، اگر همت دوستان بلند باشد.

http://www.petitiononline.com/DL2222/

خانم کبری رحمان پور

http://www.petitiononline.com/kobra/

http://www.save-kobra.blogfa.com/post-7.aspx

http://save-kobra.blogspot.com/

http://www.save-kobra2.blogfa.com/post-1.aspx

 

خانم نازنین فاتحی

http://www.petitiononline.com/Nazanin

 

خانم شهلا جاهد

http://www.petitiononline.com/Shah1029/petition.html

 

خانم فاطمه حقیقت پژوه

http://www.petitiononline.com/fathaghp/petition.html

 

خانم اشرف کلهری

http://www.petitiononline.com/AshrafK/petition.html

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

            ظهر روز ۹ اسفند ۸۳ ، دختر ۱۷ساله‌اي به نام نازنين به ماموران كلانتري مهرشهر كرج مراجعه كرد و گفت: پسر جواني كه قصد تجاوز ، آزار و اذيت او و برادرزاده‌اش را داشت ، با چاقو زخمي كرده است. ماموران پس از مراجعه اين دختر نوجوان براي تشخيص صحت گفته‌هاي وي در محل حاضر شدند و جوان مجروح را كه يوسف نام داشت به بيمارستان انتقال دادند ، اما وي بر اثر برخورد چاقو به ناحیه شکم خود و خون ریزی  جان باخت. با جان باختن يوسف، نازنين به عنوان قاتل او از سوي ماموران دستگير شد.

          در روز حادثه محمود ، سلمان و یوسف در پی قصد شوم خود و مطرح کردن آن با نازنین وسمیه (برادر زاده ۱۴ساله اش) و همچنین بر اثر پرتاب سنگ بسوی نازنین ، کشیدن روسری نازنین ، پاره کردن لباس و کاپشن نازنین ، فحاشی کردن به آن و تعقیب کردن نازنین و سمیه در حین فرار و گرفتن آنها از پشت ، نازنین را به عکس العمل واداشتند که او با پرتاب چاقو بسوی یوسف باعث جراحت او شد و یوسف در بیمارستان جان سپرد.

در محل حادثه روزبه و حمید از نزدیک شاهد ماجرا بوده اند.

 

در هر سه جلسه ،

براي نازنين تقاضاي اعدام شد !

          پس از این ماجرا تا کنون سه بار دادگاه برای رسیدگی به این اتهام برگزار شده است که در هر سه جلسه کیفر خواست مطرح شده درخواست اعدام بوده است .

 

جلسه اول در تاریخ ۱۳ دی ۸۴ در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری تهران:

           ۵ قاضی بدون در نظر گرفتن دفاع مشروع نازنین از ناموس خود و برادر زاده اش و در عین حال بدون در نظر گرفتن غیر عمد بودن قتل که در هر ۳ جلسه نازنین و ۴ شاهد ماجرا (محمود ، سلمان ، روزبه و حمید) به آن اذعان داشتند ، وی را به اعدام محکوم کردند.

 

جلسه دوم در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری تهران:

           چون وكلاي پرونده در جلسه حضور نيافته بودند، وقت ديگري براي رسيدگي بيشتر تعيين شد .

 

جلسه سوم در تاریخ ۲۰ دی ۸۵ :

           وکلای نازنین ، شادی صدر و محمد مصطفايي لايحه‌اي را در دفاع از نازنين به دادگاه تقديم كردند و توضيح دادند که قتل عمدی نبوده است و در ضمن نازنین در دفاع از خود و سمیه با آن سه نفر درگیر شده بوده است .

          در نهایت ۲۳ دی ۸۵ دادگاه بر اثر جریحه دار شدن اذهان عمومی ، فشارهای بین المللی و عواقبی که برای حکومت دیکتاتوری از نظر نقض حقوق بشر مطرح خواهد شد ، تصمیم گرفت که نازنین را از اتهام قتل عمد تبرئه کند.

          این آخر ماجرا نیست ، ما خواهان آزادی نازنین و برگشت او به جامعه هستیم. نازنین که اکنون ۱۹ سال سن دارد بر اثر فشارهایی که در مدت بازداشت متحمل شده است و بعلت اینکه همواره سایه سنگین دار را حس می کرد دو بار دست به خود کشی زده که نشان دهنده شرایط بسیار ناگواری برای وی می باشد.

         حکومت دیکتاتوری اسلامی جهت ایجاد خفقان همواره به دنبال قربانی است ، خوشحالیم ، این بار قربانی نازنین نیست ، ولی می دانیم که قربانیان دیگری در انتظار حکم  سنگسار و اعدام هستند.

لطفا دادخواهی ها در پست قبلی  را امضا بفرمایید.

با بهترین آرزوها برای عزیزان در بند و امید به نجات تمامی آنها.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

 

 

 

 

 

خانم نازنین فاتحی دختر خانم ساکن کرج ، که در معرض خشونت بوده است ، متهم به قتل یکی از سه مرد متعارض به خویش در سن ۱۷ سالگی است. نامبرده در زندان رجایی شهر کرج زندانی است و در انتظار اجرای حکم اعدام است.

 

لطفا مستند مربوط به سر کار خانم نازنین را در آدرس زیر ببینید:

 

http://www.bodog.tv/media/naz-fatehidoc

 

شما عزیزان همچنین برای در جریان قرارگرفتن از موضوع به آدرس زیر مراجعه بفرمایید :

 

 http://www.helpnazanin.com

 

 

 

نازنین افشین جم
              
نازنین افشین جم

 

خانم نازنین افشین جم دختری ایرانی-کانادایی است که عنوان دختر شایسته جهانی کانادا را دارد.

نازنین افشین جم برای نجات نازنین فاتحی از اعدام بیش از ۲۴۰ هزار امضا جمع آوری کرده است.

شما عزیزان برای شرکت در این امر خیر به آدرس زیر مراجعه کنید و دادخواست را امضا بفرمایید.

http://www.petitiononline.com/Nazanin

 

 

 

 

 

 

 

 

بالا سمت راست : کبری رحمان پور

http://www.petitiononline.com/kobra/

 

http://www.save-kobra.blogfa.com/post-7.aspx

 

http://save-kobra.blogspot.com/

 

http://www.save-kobra2.blogfa.com/post-1.aspx

 

 

بالا سمت چپ: نازنین فاتحی

http://www.petitiononline.com/Nazanin

 

 

پایین سمت راست : شهلا جاهد

http://www.petitiononline.com/Shah1029/petition.html

 

 

پایین سمت چپ : فاطمه حقیقت پژوه

 

خانم فاطمه حقیقت پژوه به خاطر قتل همسر خود، بهمن، در آستانه اعدام است. شوهر سر کار خانم فاطمه، که معتاد به مواد مخدر بوده است ، قصد تجاوز به نادختری پانزده ساله خود را داشته است. وی که مدتها به صورت آشکار نسبت به دختر پانزده ساله فاطمه تمایل نشان می داده مدعی باختن دختر در قمار شده و فاطمه، با پی بردن به مقاصد بهمن، پس از درگیری با وی او را به قتل رسانده است.

فاطمه حقیقت پژوه قربانی بی عدالتی اجتماعی است ، لطفا برای آزادی ایشان دادخواهی زیر را امضا بفرمایید.

 

http://www.petitiononline.com/fathaghp/petition.html

 

 

خانم اشرف کلهری ، 

خانم ۳۷ ساله که به سنگسار محکوم شده است در آستانه اعدام قرار دارد لطفا جهت حمایت از آزادی ایشان دادخواهی زیر را امضا بفرمایید.

 

http://www.petitiononline.com/AshrafK/petition.html

 

 

خانم دلارا دارابی :

دلارا دارابی، دختر ۲۰ ساله نقاشی است که همکنون در شمال ایران در انتظار اجرای حکم اعدام خود به سر میبرد. وی به اتهام قتل یکی از خویشاوندان خود ابتدا در شعبه ۱۰۷ دادگاه ويژه اطفال رشت و با تائيد شعبه ۳۳ ديوان عالی کشور به اعدام محکوم شده است. هم اکنون وی در انتظار اجرای حکم اعدام خود است.

گفتنی است که وی زمان قتل تنها ۱۷ سال داشته و اگرچه در آغاز این اتهام رادر دادگاه پذیرفت اما بعدها به رد آن پرداخت و ادعا کرد که این قتل بوسیله دوست پسرش، امیرحسین، صورت گرفت.

وی در توجیه پذیرفتن اتهام قتل در دادگاه اولیه می گوید که به دلیل اینکه دوست پسرش در آن هنگام ۲۰ سال داشته و با توجه به اینکه خود وی در آن زمان زیر سن قانونی بوده است و با یقین به اینکه دادگاه بر اساس حقوق کودک نمی‌تواند برای او حکم اعدام صادر کند، قتل دختر عموی ثروتمند پدر خود را با درخواست امیرحسین به گردن گرفته تا دوستش را از زیر تیغ اعدام رهایی داده و با این خیال که خود نیز بعدا آزاد میشود. اما حالا متوجه شده است که در چه دام وحشتناکی افتاده است.

در اواخر مهرماه سال ۱۳۸۵ نمايشگاهی از نقاشی‌های دلارا دارابی، که همکنون ۲۰ ساله است، با نام "زندانی رنگ‌ها" به مدت يک هفته در نگارخانه گلستان، واقع در دروس تهران برپا شد.

آنچه که در پرونده نامبرده مهم است آن است که دادگاه ویژه اطفال رشت برای ایشان حکم اعدام صادر کرده است و  دیوان عالی کشور هم آن را تایید کرده است. یعنی دادگاه ویژه اطفال بر خود می بیند که حکم اعدام صادر کند و دیوان عالی کشور هم به خود اجازه می دهد که آن را تایید کند.

 

http://www.petitiononline.com/DL2222/

 

 

(عزیزانی که در انتظار اجرای حکم اعدام هستند ، چشم انتظار شما می باشند)

 

با بهترین آرزوها برای عزیزان در بند و امید به نجات تمامی آنها.

 

 

 

 

با تشکر از دوست گرانقدر آفای اقبال نظر گاهی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

صادق هدایت
 
 
صادق هدایت
 

          بر خوانندگان محترم و قارئین معظم پوشیده و مخفی نماناد که ما نویسندگان زبر دست آب زیر کاه این مجموعه کم آدمایی نیستیم. ما سالیان سال دود چراغ خورده ، پیرهن دریده و استخوان خرد کرده ایم. ما حاشیه ملا عبدالله و صرف میر خوانده ایم. ما در مدرسه های جورواجور یریز تحصیلات کرده و کلی کف دستی و کف پایی نوش جان نموده ایم. همه اینها با استعداد خارق العاده مادرزادی ما توام شده و ما را ژنی های بی نظیری بار آورده است.

          مقصود این است که با این تفصیلات ، ما مدت ها بود در جاده ترقی و تعالی معنوی با قدم های شلنگ غول آسا مشغول پیشرفت بوده از همگنان به مسافت اندازه نا پذیری جلو افتاده ایم. ولی بدبختانه اخیرن ملاحظه شد که قاطبه جهانیان از مراتب معلومات ما بی خبر و از استفاده از این دریای بیکران فیوضات روحانی محروم و مهجور هستند ، و به محض توجه به این نکته تاسف انگیز ، دل ما برای مردم بنا کرد به  جیلیز و ویلیز سوختن. در همین موقع نیز اتفاقن یک جمع کثیر و جم غفیر از اعاظم فضلا و اجله علما روی دست و پای ما افتاده با اصرار و ابرام و عجز و التماس و درخواست موفق شدند ما را راضی کنند که قبول زحمت فرموده مردم را قدری مستفیض نماییم ما نیز یکهو تصمیم گرفته ار آن لحظه به بعد جز در راه خدمت به دیگران یک نفس از حلقوم خود بالا نیاوریم.

....

(صادق هدایت : در ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. نوشته بالا گوشه ایی از قصه قضیه تق ریز نومچه که یکی از ۳۵ قصه کتاب وغ وغ ساهاب است ، میباشد. صادق ، یکی از شاهکارهای ادبی ایران بنام بوف کور را نویسندگی کرده است.)

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

 

"صدام حسينديكتاتور عراق، ساعت شش بامداد به وقت محلی در روز  شنبه، ۹ دی ۱۳۸۵ برابر ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ ، به جرم جنایت علیه بشریت ، اعدام شد.

برزان ابراهيم و عواد بندر نیز در انتظار اعدام هستند.

 

صدام در طول جنگ ایران و عراق و جنگ دوم خلیج فارس توانست با نیروی قهری و کاهش استانداردهای زندگی و نقض فاحش حقوق بشر همچون همسایه خود ایران سلطه خود را حفظ کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

۴۹۵ نفر از فعالین سیاسی و دانشجویی دراعتراض به نقض صریح حقوق زندانیان در بند ۲۰۹زندان اوین بیانیه صادر کردند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

"مردم سالاری دینی!"

خامنه ایی-در پيامی به مناسبت انتخابات روز جمعه که آن را "حماسه پرافتخار 24 آذر" خواند ازحار کرد: "روز ‪ ۲۴‬آذر يک بار ديگر معنای مردم سالاری دينی را به ديرباوران و بدانديشان فهمانيد... نه شرايط جوی نامساعد روز انتخابات و نه فضای جنگ روانی دشمنان كه از هفته‌ها پيش از آن با ابزارها و شيوه‌های گوناگون برای سرد كردن دلها آرايش داده شده بود هيچيک نتوانست در عزم ملی خلل وارد كند." 

به یاد می آورم چند سال پیش را که صدام-دیکتاتور عراق با رای صد در صد مردم در مسند خود ابقا شد و در حال حاضر به دست مردم عراق در حال محاکمه است و مردم می خواهند او را اعدام کنند.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز سه شنبه - ۲۸ آذر ۸۵ خورشیدی "نگرانی جدی" خود را نسبت به آنچه نقض گسترده حقوق بشر در ايران خوانده ابراز کرده و از حکومت دیکتاتوری اسلامی خواسته است از اين پس اين حقوق را کاملا محترم بشمارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  |