تبليغاتX
شوق رهایی

شوق رهایی

اندیشه ، آزادی ، دمکراسی ، حقوق بشر ، انقلاب مخملی

                                  

خانم محبوبه حسین زاده و خانم ناهید کشاورز دو تن از زندانیان جنبش زنان بعد از آزادی از اوین حرف های زیادی برای گفتن دارند:

ماجراهای غم انگیز از زندان های حکومت اسلامی ،

فقر ، نابسامانیهای اجتماعی ، عدم عدالت اجتماعی ، تحت فشار بودن افراد در جامعه و بسیاری از موارد دیگر باعث پایمال شدن حقوق انسانی و در راس آنها حق حیات برای انسان ها می شود.

.... زنانی که هنوز آثار شکنجه بر بدن بعضی هاشون بود برای گرفتن اعتراف ....
 
 
وبلاگ محبوبه حسین زاده ( پرنده خارزار ) :  
 
 
شنبه اول اردیبهشت ساعت ۱۰ صبح روبروی سازمان ضد میراث فرهنگی واقع در خیابان آزادی ، نبش یادگار فراموش نشود.
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

                                              

                                                  شکایت چند وکیل از وزارت نیرو

 

شکایت‌ نامه ایی توسط « محمد علی دادخواه » ، « شیرین عبادی»  و ‌«خانم صباغیان»  از وکلای دادگستری علیه وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی تنظیم شده است.

 

محمد علی دادخواه وکیل پایه یک دادگستری می گوید : «با استناد به نظریه 308/7 اداره کل امور حقوقی قوه قضائیه، هر شهروند ایرانی حق دارد تا در مواردی که احساس می‌کند عملکرد دولت و یا دیگر نهادهای اجرایی در حال تضییع حقوق وی هستند به مصداق امر به معروف و نهی از منکر از آن‌ها به دادستانی شکایت کند»

 

وی می گوید : با توجه به نظریه ۲۵ خرداد سال ۸۵ اداره حقوقی قوه قضائیه، هر کس می‌تواند نسبت به جلوگیری از تخریب آثار باستانی اقدام نماید و شکایت خود را به مراجع قضایی ارائه دهد. وی می گوید به همین دلیل ما شکایتی علیه وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی تهیه کرده ایم و به دادستان کل مرودشت تحویل داده ایم تا از آبگیری سد سیوند جلوگیری شود

 

این عضو برجسته کانون وکلا، پاساگارد را شناسنامه ایران می داند و می گوید : باید از این میراث ارزشمد حراست شود و باید برای جلوگیری از تخریب آن عکس‌العمل نشان داد

وی می گوید : به هنگام طرح دعوی علیه طراحان مترو اصفهان، اداره کل امور حقوقی قوه قضاییه در پاسخ این نظریه را ارسال کردند که بر اساس آن، آنچه دولت به صورت مالکیت عمومی در اختیار دارد متعلق به ملت است. به بیان دیگر دولت به نمایندگی از ملت و توسط دولت‌مردان تصدی این اموال را در اختیار دارد.

از طرفی «سعید ابوطالب» ، نماینده تهران در مجلس و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم و عضو ائتلاف آبادگران گفت: مجلس از ۸ ماه پیش خواهان پاسخ سازمان میراث فرهنگی درباره آبگیری سد سیوند و امکان تخریب آثار باستانی منطقه شده است که به رغم این زمان هنوز سازمان میراث فرهنگی  نظر خود را به ما اعلام نکرده‌اند

وی بنا به دلیل افترا از مشایی به دادسرای کارکنان دولت شکایت کرده است.

ابوطالب تأکید کرده است : ظاهرا مدیران این سازمان همه کار می‌کنند جز مدیریت مربوط به فعالیت‌های خود.

منابع

http://www.aftabnews.ir/vdca0an490n0m.html

http://www.aftabnews.ir/vdchivn23mnwm.html

http://www.aftabnews.ir/vdcb00brh9b9s.html

http://70.86.30.133/news/64732.php

 

با توجه به مطالب ذکر شده و نیز با وجود قانونی بودن دفاع از میراث فرهنگی ، ما ، جمعی از دوستداران فرهنگ و تمدن ایران برآنیم  تجمع اعتراض آمیزی را روز شنبه ،۱/۲/۱۳۸۶ ساعت ۱۰ صبح برابر سازمان میراث فرهنگی برگزار کنیم و در این راه دست تمامی هم وطنان عزیز را می فشاریم . زیرا که معتقدیم، فردا برای نجات یادگارهای تاریخی این مرز و بوم بسیار دیر است .

 

 

امضا کنندگان :

 

کمیته ی دانشجویی دفاع از پاسارگاد

 

کانون دانشجویان مسلمان

 

دفتر تحکیم وحدت

 

دانشجویان باستان شناسی ورامین

 

 

منابع :

 

http://sivandprotest.blogfa.com/

 

http://www.pasargadstudents.blogfa.com/

 

  

 

 آدرس سازمان ضد میراث فرهنگی : خیابان آزادی ، نبش یادگار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

تصاوير تجمع ۲۲ فروردين مقابل سازمان ميراث فرهنگی

tajamo 22 farvardin

tajamo 22 farvardin 

 

هم میهنان :

احمدی نژاد در جمع مردم مرو دشت اعلام کرد هفته آینده سد سیوند با حضور خودم آبگیری می شود!

این در حالی است که تا کنون تجمعات بسیاری در اعتراض به آبگیری این سد صورت گرفته و طومارهای بسیاری نوشته شده است.

سه وکیل دادگستری از مشایی و فتاح شکایت کرده اند و سعید ابوطالب نماینده مجلس نیز از مشایی شکایت کرده است.

به تبع آب گیری سد سیوند ، تنگه بلاغی ، که در سینه ی خود آثار بی نظیر و ارزشمند باستانی فراوانی را دارد به زیر آب خواهد رفت  و علاوه بر آن به ، آرامگاه کوروش ، نماد حقوق بشر ، دشت پاسارگارد ، راه شاهی ، محوطه پارسه و ... و حتی درختانی با قدمت بیش از 500 سال آسیب جدی خواهد رسید .

از همین رو ، ما ، جمعی از دوستداران فرهنگ و تمدن ایران برآنیم  تجمع مسالمت آمیزی را روز شنبه ،۱/۲/۱۳۸۶ ساعت ۱۰ صبح برابر سازمان میراث فرهنگی  برگزار کنیم و در این راه دست تمامی هم وطنان عزیز را می فشاریم . زیرا که معتقدیم، فردا برای نجات یادگارهای تاریخی این مرز و بوم بسیار دیر است .

 

http://sivandprotest.blogfa.com/

 

http://www.pasargadstudents.blogfa.com/

 

 

 آدرس میراث فرهنگی : خیابان آزادی ، نبش یادگار امام

 


 

در مورد اعتراضات معلمان اینجا را بخوانید:

 

http://www.fresh-air.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

                                           بیژن را آزاد کنید

اخبار تکمیلی و لحظه به لحظه در مورد ربودن بیژن صباغ و مهدی شریف و سایر دانشجویان در دانشگاه مارندران را در لینک های زیر ببینید: 

                      http://babolsaruniv.blogfa.com/ 

                   http://eteraz-e-daneshjoo.blogfa.com

اخبار تجمع دیروز و عکسهان آن را نیز در اینجا مشاهده کنید:

                                     http://eteraz-e-daneshjoo.blogfa.com/post-11.aspx

 


اخبار مربوط به اعتصاب معلمان در اصفهان را در اینجا ببینید:

http://front.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

 

ارغوان
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابي است هوا
يا گرفته است هنوز
من در اين گوشه که از دنيا بيرون است
آفتابي به سرم نيست
از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
آه ين سخت سياه
آنچنان نزديک است
که چو برمي کشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همين يک قدمي مي ماند
کورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني است
نفسم مي گيرد
که هوا هم اينجا زنداني است

به نام آنکه آزادی را از ایران گرفت

ترازوی عدالت انگار هیچگاه به موازنه نخواهد ایستاد

 

 

آقای مسعود ده نمکی مطمئن باش خدا از سلطان محمود بزرگتر است

آقای مسعود دهنمکی انگار دیگر چماقی در دستتان نمی بینیم و گویا قلم را به دست گرفته ایید و با لبخند خوش و حجب و حیا بر صحنه یکتای هنرمندیتان می تازید.

 

مسعود خان بر طبلی که می کوبی ، اگر خوب نگاه کنی ،طیل توخالیست.خوب به اطراف و اطرافیانت نگاه کن خوب به گذشته و حالت نگاه کن ،اگر خوب نگاه کنی هنوز چماق را می بینی که در رعشه انگشتانت باز بی تابی می کند که بر سر کسی فرود اید،در شرایط مختلف چماق را به حالتهای مختلف بر سر مردم فرو می آوری ،اما این بار با نوشته هایت.

 

آقای مسعود ده نمکی در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ بی رحمانه و با چماقت بر عزت ابراهیم نژاد و دانشجویان بی پناه در خواب راندی و همه را با این کارت مات و مبهوت بر جای خود نشاندی،باور کن،باور کن که این چماقت که این دفعه با نوشته ات بر خانواده ما وارد کردی از آن ضربات چاقویی که به عزت وارد کردی بی رحمانه تر بود.

 

آن موقع [ده نمکی] عزت را شبانه و تک وتنها به گوشه ای کشاندی و با ضربات چاقو،زنجیر خودت و دوستانت عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه ) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید ولی این بار با آن چماق سنگینت که پر بود از تحجر و نادانی و عقده های سنگین و چرکین که با جهالت و نادانی و بی خردی بر خانواده زجر کشیده عزت که با هزاران مشکل و در تنهایی مفرط در این کشور بزرگ ،وارد کردی و درد کهنه ما را بیشتر کردی.

 

مسعود خان همانطور که می دانی ما خانواده عزت از همان اول حادثه تک و تنها در مقابل ظلم  و ستم شما ایستادیم و بدون هیچ گونه حامی و تنها با حمایت دانشجویان که خود پر بودند از زخمهای که بر آنها زده بودید، به مبارزه علیه تحجر شما پرداختیم و تا این لحظه با آن همه فشارهای مختلفی که پر پیکر خانواده ما وارد کردید ایستاده ایم و تا محاکمه قاتلین عزت و جنایتکاران و متحجرین ۱۸ تیر هیچگاه عقب نشینی نمی کنیم و همواره بر این را ه خود پایدار هستیم.

 

آقای مسعود ده نمکی هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه ۱۸ تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند.

 

درج مطلب اقای علی رضا آستانه در سایت شما یعنی قبول تمامی مطالب  و نوشته های مطلب که از سوی شما و مخصوصا در این موقعیت حساس شما و خانواده ما که تحت فشار شدید شما هستیم،یعنی سرپوش گذاشتن بر تمام واقعیاتی که بعد از حادثه ۱۸ تیر در همه حال در حال فرار از آن بودی و هر گز به خود اجازه ندادی یک بار که واقعیت را بپذیری و بر اشتباه خودت اعتراف کنی.

 

 

به هر حال مسعود خان شب دراز است و قلندر بیدار  ...

 

 

و چند کلام با اقای علی رضا آستانه

آقای آستانه بی شک در نوشته سخیف و بی منطق شما که مانند همان متحجران که به دنبال سر پوش گذاشتن بر جنایت خود هستند ،شما هم بی منطق و بدون اینکه احساس کنی خدایی هم وجود دارد مطلب را بی رحمانه راندی.به هر حال در نوشته های شما هم نکته هایی هست که نشان از نادانی و یا نا آگاهی  شما از موضوعات و جریان ۱۸ تیر دارد و به نوعی می خواهید خود را به این مسائل متصل کنید و یا اینکه تملق مسعود خان را بدهی .به هر حال مجبوریم جهت اطلاع فقط با اشاره همان مطالب کذب شما به چند نکته اشاره کنیم.

 

بله آقای مسعود ده نمکی حجب و حیای بسیاری دارد  که خود ما تمامی این حجب و حیا را در ۱۸ تیر و جریانات مشابه به تکرار دیده ایم و نیازی به توضیح شما ندارد.

 

همان مسعود خانی که با همین حجب و حیا به انصار حزب الله و گروهای فشار دستور داد که برید از بازار مولوی هر چه زنجیر و چاقو و چماق هست بخرید و آنها هم با ماشینهای سپاه و بیت رهبری رفتند و گرفتند و دیدیم که آن حجب و حیا در آن نیمه های شب چه دریای خونی به راه انداخت و با چشم خود دیدیم که همین حجب و حیا چگونه عزت را درخون غوطه ور ساخت.

 

بله آقای آستانه  جریان ۱۸ تیر و حادثه کوی دانشگاه جریان بسته ای است که اگر باز شود و به طور دقیق بررسی شود مسعود ده نمکی را که سنگش را به سینه می زنید و غمازانه از آن به حمایت پرداخته اید باید اولین نفری باشد که حساب پس بدهد .که متاسفانه در این جریان با زیرکی خاص و با حمایت از مقامات بالا از صحنه اتهام گریخت .شاید می گویی نه،اما شواهد و حقیقت این را اثبات می کند و اگر دادگاه عدل الهی در کار باشد مطمئنا به سزای عمل خود خواهد رسید.

 

آقای استانه چه کسی عزت  را از خواب بیدار کرد؟ چه کسی؟ چرا اصلا عزت ابراهیم نژاد آنجا بود ؟ مگر افسر وظیفه نبود ؟ مگر نمی توانست با نشان دادن کارت شناسایی خود از صحنه بگریزد؟ چرا نرفت؟ چرا ماند و جنگید؟

 

می تونی جواب این سوالها رو از مسعود خان درگوشی بپرسی . حتما حقیقت را بهت خواهد گفت .

 

اقای آستانه فاصله دفتر کار عزت با دفتر ده نمکی فقط چند قدم بود از نزدیک او را می شناخت. تمام امکانات رفاهی در آنجا برای عزت فراهم بود با بهترین جا و مکان که در اختیار همه سپاهیان قرار دارد.ولی،ولی هرگز به خود حتی یک بار هم اجازه نداد که شبی آنجا بماند و یا حتی پیاله ای از چایی سپاه را مصرف کند.

 

همیشه با آنها در تناقض بود تا به حدی رسید که چند ماه قبل از ۱۸ تیر به دلیل تناقضات اندیشه ای مجبور شدند که عزت را بازداشت و محاکمه کنند .ولی باز عزت در مقابل آنها ساکت ننشست و مسئله تا جایی رسید که توسط همان متحجران سپاهی کشته شد و خود را جاودانه کرد به حدی که اکنون نیز با شنیدن نام عزت ابراهیم نژاد ترس و دلهره بر اندام آنها می افتد .

 

نگاه کن ببین چگونه بر جنایت خود سرپوش می گذارند همین اقای ده نمکی چند روز بعد از حادثه به خانواده ما گفت که عزت توسط یک ماشین پراید در یکی از خیابانها کشته شده است. حال خود قضاوت کنید.

 

آقای آستانه ما در تعجبیم که با آن پای جراحی شده ات چگونه در تمامی صحنه های ۱۸ تیر حاضر بودی ؟؟؟

فقط دوحالت ممکن است ، یا اینکه شما اصلا تهران نبوده اید و دروغ می گویید و جریان را به نقل از دوستان انصاری خود شنیده اید و یا اینکه خود شما جزوی از گروه فشار بودید که بر دانشجویان بی پناه بی رحمانه راندید و برای تبرئه خود جریان را واژگون نقل می کنید و از اینکه جنایات افشا نشود مانند همانان جریان از گفتن حقیقت تفره می روید.

 

و عجیب آن عکاس روزنامه کیهان است که تیر خورد و ما برای اولین بار بعد از ۸ سال این جریان رو فهمیدیم.(عجیب است این دروغ بزرگ)

 

آقای استانه مطمئن باش اگر یک قطره خون از دماغ یکی از انصار  و گروه فشار ریخته می شد با دستور مستقیم همه را به رگبار می گرفتند ولی دیدید که دانشجو سپری به جز قلمش ندارد و اهل چاقو و زنجیر و چماق نیست و مظلومانه تاوان تحجر بی خردان و متحجرینیرا دادند با نام یا زهرا و یا حسین در نیمه های شب از اتاق های خود به بیرون پرت می شدند  .

 

ما درتمامی دادگاههای پرونده  ۱۸ تیر حاضر بودیم و دیدیم که متهمان پرونده با یک بهانه ساده به راحتی تبرئه می شدند .در مقابل دیدگان خود دیدیم که سردار نظری در تعجب همگان تبرئه شد و با گلهای مریم که از قبل اماده کرده بودند در همان دادگاه او را بدرقه کردند. لباس شخصی ها هم که تعداد اندک و رده پایین از آنها را توانستند با هزار زحمت به دادگاه بیاوردند نیز یک به یک تبرئه شدند و بعدها نیز نشان لیاقت دریافت کردند.

 

در آخر هم دیدیم که احمد باطبی به جرم بالا بردن پیراهن خونین به اعدام محکوم شد وبقیه دانشجویان نیز به اعدام و زندانهای بلند مدت محکوم شدند که از شرم بی حیایی و خجالت خود اعدامها را به پانزده سال زندان کاهش دادند.

 

جریان حادثه کوی دانشگاه با دزدی ریش تراش یک سرباز و محکوم کردن ان بدبخت در دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی به همین سادگی بسته شد.

 

به قول خودت  القصه کوی گذشت و کوی داران به زیر شدند ده نمکی ( سرفرازانه و مستانه) فیلم می سازد و در فیلمش سوژه همبستگی ملی(دوری از چماق)را ترویج می کند.

 

اما یک سوال آقای استانه ؟چرا به دنبال کسی می گشتی که جای خوابش را به عزت داده بود ، اما به دنبال آن کسانی نیستی که عزت را بی رحمانه و با آن وضعیت وحشتناک کشتند.

 

اما آقای آستانه ،آقای ده نمکی ما این توهین شما را بر نمی تابیم که خانواده عزت را به عنوان یک چماق فروش معرفی می کنید (حتما آن چماقهایی که مسعود ده نمکی و یارنش در ۱۸ تیر استفاده کردند همه را پدر عزت ساخته بود)چگونه و با چه دلیل و مدرکی اینگونه گفتید . شغل پدر عزت کشاورزی بوده.

 

البته این حماقت و جهالت بیش از حد و دروغ پردازی شما را در تمام جریانها ثابت می کند که نادانسته هر حرفی را بر دهان خود می رانید.

 

(البته ما شکایت را در این توهین، از شما و ده نمکی برای خود محفوظ می دانیم ) هر چند که اجازه این را در همین ابتدای راه به ما نمی دهید و در همان نطفه مثل همیشه خفه مان می کنید. پس همان بهتر که به دادگاه عدل الهی واگذار کنیم.

 

جهت اطلاع عرض کنیم که مسعود ده نمکی به عنوان متهم ردیف دوم قتل عزت به دادگاه معرفی شده است هر چند مطمئن هستیم که دستگاه حکومتی به نحوی عمل می کند مثل همیشه که حتی این جریان به گوش  جناب مسعود خان نرسد که مبادا موجب تکدر خاطر ایشان شود و همرزمانشان شود تا اینکه ایشان بتوانند با تلاش فرهنگی خود به دور از هر گونه چماق و زنجیر فیلم بسازند و همبستگی ملی را ترویج کنند و شاید اینکه بتوانند ایشان را گرد پای مخلباف برسانند.

 

بله آقای علی رضا استانه ،اقای مسعود ده نمکی ما در مرگ تدریجی خود که شما برایمان درست کردید داریم میلولیم ولی هیچگاه طلب یاری نه از شما خواسته ایم و نه از خانم عبادی .

 

فقط این را خوب بدانید ودر گوش خود فرو کنید که خانواده عزت ابراهیم نژاد با آنهمه فشارهای مضاعفی که بر پیکرشان وارد می کنید هنوز استوار و پایدار مانده اند. همچنان که خوب هم اطلاع دارید نه سازمانی و نه هیچ حزبی از ما حمایت نمی کند و ما تک تنها در غربت تنهایی خویش در مقابل غولهای متحجر اسلامی به دنبال خوانخواهی عزیزمان و تمامی زندانیان و اسیب دیدگان ۱۸ تیر هستیم.

هر چند در این راه بسیار تنها هستیم ولی مطمئن باشید که انتقام خونهای ریخته شده را خواهیم گرفت.

 

 

یک مملکت ممکن است با بی خدایی پابرجا بماند ولی با ظلم هرگز

 

شعری از عزت ابراهیم نژاد 

 باران  

با … را … ن ، باران باران

ساق هايم چون ني

و

 دستهاي ترِ رقصانِ تُرا مي طلبد .

روح باران !

تا بهاري ديگر

 سبز را عاريتي باش

تا بپوشم به بهاري ، من سبز

 تا بخوانم سَرِداري ، من سرخ

 چون بميرم به خزاني ، من زرد

 تا بهاري ديگر

 سبز را عاريتي باش و بهار

 عشق را

هديتي باش و ببخش

عزت ابراهیم نژاد

 

نمونه ای از جنایات اقایان

آقای ده نمکی اگه خواستی عکس از پشت سر عزت را بگذارم تا ضربات چاقو و باتوم و زنجیرهایت را که به کمر عزت زدیدی رایک بار دیگر ببینی

جنازه عزت

 

جنازه اکبر محمدی

جنازه اکبر

 

به نقل از وبلاگ لاله سرخ کوی دانشگاه

http://www.1378.blogfa.com/ 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

                            

لطفا این لوگو را در وبلاگ های خودتان نمایش دهید

 

 
 
 
 

به گزارش فارس، اسفنديار رحيم مشايي ، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در حاشيه ديدار با وزير فرهنگ و گردشگري كشور سيرالئون گفت: كارشناسان ادامه فعاليت باستان شناسي در تنگه بلاغي را ديگر ضروري نمي‌دانند! و آبگيري سد سيوند، بلامانع است.

این در حالی است که محمدعلي دادخواه، عضو كانون مدافعان حقوق بشر، از شكايت خود، شيرين عبادي و يكي ديگر از وكلاي دادگستري عليه وزير نيرو و رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در خصوص آب‌‏گيري سد سيوند خبر داد و گفت: ظرف روزهاي آينده شكايت خود را تقديم دادستان مرودشت مي‌‏كنيم.
در گفت‌‏وگو با خبرنگار ايلنا، با اعلام اين مطلب، گفت: با توجه به اين كه مجموعه پاسارگارد، تنگه بلاغي و مقبره كوروش كبير به عنوان نماد جهاني حقوق بشر مورد اعتبار و احترام ايرانيان از يك سو و علاقه‌‏مندان به ميراث فرهنگي بشري از سوي ديگر است و همچنين با عنايت به اين كه آب‌‏گيري سد سيوند لطمات جبران ناپذيري را به اين مجموعه وارد مي‌‏كند، درصدد هستيم عليه پرويز فتاح، وزير نيرو و اسفنديار رحيم‌‏مشايي، رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مبادرت به طرح شكوائيه كنيم.
وي، افزود: ظرف روزهاي آينده اين شكوائيه تقديم دادستان مرودشت مي‌‏شود تا روند رسيدگي به اين پرونده آغاز شود.
دادخواه، با اشاره به اهميت حفظ و نگهداري ميراث فرهنگي كشور، گفت: اهميت اين موضوع به قدري است كه حتي اداره حقوقي قوه قضاييه نيز دفاع از ميراث فرهنگي را در زمره امر به معروف و نهي از منكر اعلام كرده است.
 

 
                                         
 
                                    
 
دفاع از میراث فرهنگی بشری که مجموعه پاسارگاد ، تنگه بلاغی و مقبره کورش نیز جزعی از آن می باشد آنچنان حایز اهمیت می باشد که برای نجات آن سه وکیل دادگستری طرح شکایتی را بر علیه وزیر نیرو و رییس سازمان میراث فرهنگی مطرح کرده اند و حتی اداره حقوقی قوه قضاییه نیز دفاع از آن را در زمره امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرده است . نکته دارای اهمیت این می باشد که دفاع از پاسارگاد از لحاظ قانونی کاملا توجیه پذیر می باشد و نابودی میراث فرهنگی بشری در ایران مشابه حرکت گروه طالبان در مورد مسله تندیسهای بودا در بامیان افغانستان می باشد که تندیس ۵۵ متری ، بلندترین تندیس بودا در جهان و بلندترین مجسمه سنگی جهان نابود شد.
تندیس بزرگ :صلصال    و     تندیس کوچک‌تر :شمامه
 
 
 
 
 
سعید سعیدی عزیز زحمات زیادی کشیده اند و از آب گیری سد سیوند عکس گرفته اند ، بله آبگیری سد سیوند. سد سیوند در حال آبگیری است !
 
 
 
                                           سد سیوند
 
                                   http://mountorsa.blogfa.com/post-190.aspx

                                      

                                   http://mountorsa.blogfa.com/post-190.aspx

                                   

                                   

                                   http://mountorsa.blogfa.com/post-190.aspx

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

                                    nahidkeshavarz.JPGvsdvvsd.JPG

                                             ناهید کشاورز   و  محبوبه حسین زاده 

                            دو تن از فعالین کمپین یک میلیون امضا که در بند می باشند.

 


«فی ترنی»، نظامی زن بازداشت شده انگلیسی می گوید که از مرگ و تجاوز در زمان بازداشت خود هراسان بوده است.

فی ترني به «سان» گفت، كمي پس از دستگيري وي از كاپيتان «كريس اير» رهبر گروه پرسيد: آيا آنان قصد تجاوز به من را دارند؟

وی به روزنامه سان می گوید در یکی از بازجويی ها، بازجو به او گفته است چه احساسی خواهد داشت، اگر بداند که باید جانش را فدای کشورش کند؟ و نظرت در مورد مرگ براي كشورت چيست؟

فی ترنی:  فردای آن روز یکی دیگر از بازجویان به او گفت شما نمی فهمید، شما باید با ما همکاری کنید. آیا می خواهی فرزندت را دو باره ببینی؟

فی ترنی : ماموران حکومتی در ایران او را تهدید به مرگ کرده بودند.

فی ترنی : یک روز صبح صدای چوب و اره و میخ و نجاری کردن را نزدیک سلولم شنیدم و صدای زنی که داشت مرا با متر اندازه می‌گرفت! متقاعد شدم که آنها در حال ساخت تابوتم هستند. 

فی ترنی : پس از دستگيري از ديگران جدا شده و به او دستور داده اند لخت  شود و تنها لباس زيرهايش به تنش باقي مانده است.

فی ترنی: ماموران او را به داخل سلول بسیار کوچکی انداختند و به او گفتند برهنه شود و در سلول چند پتوی کثیف به او داده اند که روی آنها می خوابیده است.

 

ملوان زن انگلیسی : ماموران او را برهنه کرده بودند و به او می گفتند که اگر همکاری نکند، دیگر هرگز فرزند خود را نخواهد دید.

 

فی ترنی: در پنج روز نخست بازداشت ماموران به او گفته بودند که سایر ملوانان آزاد شده و به انگلستان بازگشته اند و فقط او در زندان باقی مانده است.

«آرتور بچلور» ۲۰ساله و کوچکترین عضو گروه هم به «ديلي‌ميرور» گفت: من را هم تنها با لباس‌هاي زير در اتاقي تاريك انداختند و بازجو گفت كه اگر مي‌خواهم دوباره خانواده‌ام را ببينم، بايد همكاري كنم.

«آرتور بچلور» می گوید : نگهبانان به او لقب «مستر بين» داده بودند. وي از رفتار بد نگهبانان با وي و ترني زماني كه كمي با هم نجوا كردند، سخن گفت.

فی ترنی: بازجويی ها بیشتر شبها صورت می گرفت و گاهی تا ۶ صبح ادامه می یافت.

فی ترنی : ماموران به من می گفتند اگر آنچه را که می‌خواهند نگوید به هفت سال حبس در ایران به جرم جاسوسی محکوم خواهد شد

فی ترنی: در برخی بازجويی ها از او اطلاعات نظامی می خواستند.

 

بازجویان از او می پرسیدند که سایر ناوهای نیروهای ائتلاف در کدام قسمت از خلیج فارس قرار دارند؟ این کشتی ها چگونه از خود حفاظت می کنند؟ چگونه با یکدیگر ارتباط دارند؟ و آمریکا چه دستوراتی به آنها داده است؟

 

به گزارش «گاردين»، ترني گفته كه ايراني‌ها او را مجبور به نوشتن نامه‌‌اي عليه سياست‌ها و دولت انگليس كرده‌ و گفته‌اند كه اگر همكاري كرده و به بودن در آب‌هاي سرزميني ايران اعتراف كند، تا دو هفته ديگر آزاد مي‌شود .

 

فی ترنی: نامه هايی را که ماموران جمهوری اسلامی از او خواسته بودند بنویسد، عمدا به گونه ای نوشته است که واحد دریايی این ملوان انگلیسی و همچنین خانواده او متوجه شوند که نامه ها را تحت فشار نوشته است.

 

 

منابع :

آفتاب

خبرگزاری فرانسه از لندن

ديلي‌ ميل

 


به کار بردن قوانین برای ظلم!

.......

صبح روز پس از تلفن قاضی، به دادگاه رفتم. هنگام ورود به دفتر دادیاری دوم، آقای بروجردی را دیدم که روی صندلی نشسته بود و روی برگه بازجویی چیزی می نوشت. لباس زندان به تن اش بود و ریش اش کوتاه شده بود. معلوم بود که از زندان به دادگاه آورده شده بود.
روی صندلی کناری اش نشستم. پیش از بازداشت، او مرا در مقابل خانه اش دیده بود. با او مصاحبه کرده بودم. بار گذشته که از زندان به دادگاه احضار شده بودم، او نیز همراهم بود. در آن روز مقداری با هم حرف زده بودیم. می گفت در بازداشتگاه ۲۰۹ به طرز وحشیانه ای کتک اش زده اند. می گفت بر اثر ضربات باتون مغزش آسیب دیده و دچار یک نوع بیماری مغزی شده. راست می گفت. یک جوری شده بود. کمرش خمیده شده بود. معلوم بود که به شدت بیمار است و درد می کشد.
 
.......
 

سپس نظر من را پرسید و گفت آیا از ایشان (منظورش بروجردی بود) سوالی داری یا خیر؟ و من پاسخ دادم خیر سوالی ندارم و اساسا من فردی مذهبی نیستم و هیچ علاقه ای به مباحث مذهبی ندارم. اما فکر می کنم کسانی مانند ایشان (منظورم بروجردی بود) باید این آزادی را داشته باشند که مراسم مذهبی خود را برپاکنند و حکومت هم باید امنیت شان را تامین کند. و بعد قاضی دوباره رفت پای منبر و کتابچه هایی که از منزل آقای بروجردی جمع آوری شده بود را روی میز کارش چید و با خواندن بخش هایی از هر کتابچه، به توصیف اقدامات آقای بروجردی (که فریب کارانه توصیف اش می کرد) پرداخت.

.......


به خیال خودم حرف بدی نزده بودم. اما نمی دانم چرا قاضی محترم دادگاه از حرف هایم برآشفته شد و یکهو از پشت میزش بلند شد و آمد طرف من و دو سه بار مشت اش را به سینه ام کوبید (البته نه خیلی محکم، بلکه کوبیدن این مشت یک جور هشدار بود به من که باید مراقب حرف زدنم باشم) و چند تا ناسزا بارم کرد و گفت: "خودت خواستی، حالا برو تا دوباره احضارت کنم!

آخرین درجه ی فساد، به کار بردن قوانین برای ظلم است. "ولتر"
 
وبلاگ کیانوش سنجری
 
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

 

روز جهانی حقوق بشر - ۱۰ دسامبر

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر :

 

  ماده ۱

    تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .

 ماده ۲

    هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت  دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده  باشد.

 ماده ۳

    هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .

 ماده ۴

    احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع  است.

 ماده ۵

    احدی  را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

 ماده ۶

    هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .

 ماده ۷

    همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

 ماده ۸

    در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده  باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

 ماده ۹

    احدی  را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

 ماده ۱۰

    هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.  

 ماده  ۱۱

    الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه  محسوب خواهد شد تا وقتی  که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.

    ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.

 ماده ۱۲

    احدی در زندگی  خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های  خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

 ماده ۱۳

    الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

     ب) هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

 ماده ۱۴

    الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

     ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول  و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود .

 ماده ۱۵

    الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.

     ب) احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

 ماده ۱۶

    الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.

     ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

     پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

 ماده ۱۷

     الف) هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد .

     ب) احدی را نمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود .

 ماده  ۱۸

    هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود.این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده  و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

 ماده ۱۹

    هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق  مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد.

 ماده ۲۰

     الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد.

     ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

 ماده ۲۱

    الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ،  خواه مستقیما و خواه با وساطت  نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

     ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

    پ) اساس و منشا قدرت حکومت  ، اراده مردم است . این اراده  باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی  رای  را تامین  نماید .

 ماده ۲۲

    هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد. 

 ماده ۲۳

    الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

     ب) همه حق دارند که بدون هیچ  تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند.

     پ) هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.

     ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

 ماده ۲۴

    هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق می باشد.

 ماده ۲۵

     الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری  که به علل خارج از اراده  انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

     ب) مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج  به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.

 ماده ۲۶

     الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

     ب) آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.

    پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

 ماده ۲۷

    الف) هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.

    ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

 ماده ۲۸

    هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

 ماده ۲۹

    الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

     ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک  وضع  گردیده  است.

     پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

 ماده ۳۰

    هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.

 

 

منشور کورش کبیر (اولین اعلامیه حقوق بشر) :

 
اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايدو هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .


من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .


من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .


من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران


من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشندو حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .


و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

                                 

                                 

                                           http://negahbankhak44.blogfa.com/

                          

                                       http://negahbankhak44.blogfa.com/

امروز دوشنبه ساعت ۹ صبح الی ساعت ۱۰:۳۰ صبح مورخ ۲۰/۱/۸۶ جمعی از مخالفان آب گیری سد سیوند که به بهانه آن بخشی از میراث باستانی و هویت و تمدن بشری در آستانه نابودی قرار خواهد گرفت در مقابل درب شمالی مجلس تجمع کردند.


برای نجات جان خانم پريسا ثريا ايوريق به اتفاق دختر٤ ساله اش آيسا که در سالن ترانزیت كازابلانكاى مراكش گرفتار شده اند و در خطر دیپورت به ایران قرار دارند دادخواهی زیر را امضا کنید و لینک آن را در وبلاگ و یا سایت خود قرار دهید.

 http://www.petitiononline.com/ivirgh/petition.html

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

زنى ديگر سرگردان در سالن ترانزيت كازبلانكاى مراكش 

پريسا ثريا ايوريق و دختر ٤ ساله اش از ٣ مارس در سالن ترانزيت كازابلانكا گرفتار آمده اند

پريسا ثريا ايوريق زنى است كه قربانى خشونتهاى جنسى و سو استفاده و تهديد و آزار در ایران قرار گرفته بوده است و زندگيش توام با رنج و دلهره و اظطراب و تهديدات و آزارهاى روزمره بود.  پريسا به اتفاق دختر٤ ساله اش آيسا در فوريه ٢٠٠٧ راهى تركيه شده و از مسير كازابلانكاى مراكش قصد ورود به اروپا را داشته است. در تاريخ ٣ مارس ٢٠٠٧ پريسا و دخترش به دليل داشتن پاسپورت جعلى در فرودگاه كازابلانكا دستگير و به تركيه ديپورت ميشوند. در فرودگاه تركيه پريسا از مقامات تركيه اى در فرودگاه در خواست پناهندگى ميكند اما اين مقامات بدون كوچكترين اعتنايي به درخواست پناهندگى  او، مجددا وى را به كازابلانكا ديپورت ميكنند. در كازبلانكا نيز مجددا پريسا درخواست پناهندگى ميكند اما مقامات مراكشى به جاي رسيدگى به درخواست پناهندگى پريسا تلاش ميكنند از طريق سفارت جمهورى اسلامى در مراكش وى را به ايران ديپورت كنند. پريسا مقاومت كرده و اعلام ميكند به هيچ وجه حاضر به بازگشت به آن جهنم نيست و اعلام ميكند كه بازگشت وى توام با خطرات زيادى از جمله قتل وي يا ربوده شدن فرزندش توسط عواملی ميباشد. پريسا و دختر ٤ ساله اش كماكان بدون كمترين امكانات حمايتى درسالن ترانزيت فرودگاه رها ميشود.

 http://www.petitiononline.com/ivirgh/petition.html

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

 

                          تست ملوانان انگلیسی

 

قتل يك پناهنده ايرانى در تركيه :


 

 دوشنبه ٢ مارس شب هنگام يك پناهنده ايرانى به نام ايوب امينى در شهر افيون تركيه با چاقو بطور بيرحمانه اى مورد تعرض قرار گرفته و پس از مدتى در اثر جراحات وارده درگذشت. ايوب امينى قبلا چندين بار پليس تركيه و دفتر كميسارياي پناهندگان سازمان ملل در تركيه را از حركات و تهديدات مشكوكى كه اطراف وى در جريان بوده ، مطلع كرده بود .  


 بند تنبيهی در زتدان اوين، در آنجا دخترانی هستند که روی دست هایشان صدها اثر زخم خودکشی وجود دارد :

وکلای بازداشت شدگان پاسخ نگرفتند :

شيرين عبادي : آيا اگر زني هوو نخواهد امنيت کشور را به خطر انداخته است؟


زنستان : صبح چهارشنبه 15 فروردين 1386 شيرين عبادي و نسرين ستوده وکلاي اعضاي بازداشت شده کمپين يک ميليون امضا به دادگاه انقلاب مراجعه کردند اما پاسخي نگرفتند. شيرين عبادي دراين باره گفت :«راهمان ندادند. هيچ کس هم پاسخگو نبود. وقتي وکيل دادگستري را به دادگاه راه نمي دهند بنابراين بايد انتظار هرنوع بي قانونی را هم داشت .»

عبادي در پاسخ به اين پرسش که آيا جمع آوري امضا در پارک جرم است و اقدام عليه امنيت محسوب مي شود گفت هيچ جرمي رخ نداده ، تمامي اين برخوردها و بازداشت ها غير قانوني است.» او افزود :«متاسفانه تمام پرونده ها را امنيتي کرده اند. آيا اگر زني بگويد نمي خواهم شوهرم سرمن هوو بياورد امنيت کشور را به خطر انداخته است؟ آيا اگر زني بگويد تعدد زوجات به شيوه اي که در قانون آمده است خلاف است اقدامي عليه امنيت ملي انجام داده است؟

ناهید کشاورز  و  محبوبه حسین زاده (سری به وبلاگ پرنده خارزار در پیوندها بزنید) به همراه سه تن دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضا روز دوشنبه 13 فروردین هنگام جمع آوری امضا در پارک لاله تهران بازداشت شدند. دیروز سه نفر از آنان را به قید ضمانت آزاد کردند اما ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به زندان اوین بند 209 و سپس بند عمومی زنان منتقل شدند.

ادامه بازداشت اعضای کمپین یک میلیون امضا در حالی صورت می گیرد که در جلسه دادگاه به بازداشت شدگان گفته شده بود که با قرارکفالت آزاد می شوند امابه جای درخواست کفیل از خانواده هایشان، آنها را به اوین منتقل کرده بودند و توضیحی هم در این باره نداده بودند.

آنان بر خلاف آیین نامه مربوط به زندانیان در خصوص نگه داری طبقه شده ی متهمان و مجرمان عمل کرده اند.

پس از بی پاسخ گذاشتن وکلای بازداشت شدگان، بعد از ظهر چهارشنبه 15 فروردین خانواده های اعضای بازداشت شده کمپین یک میلیون امضا مجددا به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. نادر حاج محسن، همسر ناهید کشاورز دراین باره می گوید: « به ما هم اجازه ملاقات با قاضی یا بازپرس پرونده داده نشد، فقط تلفنی به ما گفتند هنوز تحقیقات تمام نشده است و بهتر است بروید هفته آینده بیایید. من گفتم اما اگر قرار کفالت صادر شده خب بگویید مدارک بیاوریم اما پاسخی ندادند.»

چهارشنبه شب ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده با خانواده هایشان تماس گرفتند و خبر از تغییر سلولشان دادند. ناهید به همسرش گفته است :« دیشب ما را به بند یک تنبیهی زنان فرستاده بودند. آنجا آخر دنیا بود! در آنجا دخترانی را دیدم که روی دست هایشان صدها اثر زخم خودکشی بود و برای همین بیش از گذشته به این نتیجه رسیده ام که واقعا قوانین ما نیاز به تغییر دارد» ناهید کشاورز در این مکالمه تلفنی با همسرش علاوه بر تاثر شدید خود از درد و فلاکت زنان در بدترین بخش زندان زنان (به طوری که طبق گفته ناهید، محبوبه حسین زاده تمام شب از مشاهده صحنه های دردآور زندگی آن زنان شوربخت گریه کرده بود)، هم چنین خطرات جانی که در آن شب آنان را تهدید کرده بود را نیز مطرح کرد.

طبق گفته ناهید آنها (چهارشنبه شب) به بند 3 عمومی زنان منتقل کرده اند و تازه توانسته اند بعد از سه روز چای بخورند. آنها تاکنون مورد بازجویی قرار نگرفته اند:« اینجا هیچ کس پاسخگو نیست».

شیرین عبادی در پاسخ به این پرسش که آیا چنین برخوردی با زندانی مغایرتی با حقوق زندانی ندارد، می گوید :« آنان بر خلاف آیین نامه مربوط به زندانیان در خصوص نگه داری طبقه شده ی متهمان و مجرمان عمل کرده اند. بازداشت اعضای کمپین یک میلیون امضا حداکثر احتیاطی است، بدین معنا که نباید در کنارجانیان سابقه دار نگه داری شوند. در واقع آنها زندانی را از حقوق شان محروم کرده اند. حتی اگر به ادعای دادستان جرمشان امنیتی باشد پس چرا در بخش جانیان و بدون حداقل امکانات رفاهی و غذایی نگه داری می شوند؟

 


 سازمان دیده بان حقوق از سوريه خواست پناهندگان عرب زبان ايران را به این کشور برنگرداند :


(نیو یورک، پنجم آوریل 2007) – سازمان دیده بان حقوق بشر از دولت سوریه خواسته که باید فورا شش پناهنده ایرانی از اقلیت عرب این کشور را آزاد یا اینکه درخصوص دستگیری این افراد مدارک حقوقی معتبری ارائه کند.

سازمان دیده بان حقوق بشر عمیقا نگران آن است که افراد یاد شده به زور به ایران برگردانده شوند جایی که درخطر تعقیب وآزار واذیت قراردارند. ایران یکی ازافراد یاد شده را به مرگ غیابی محکوم کرده است.

نیروهای امنیتی سوریه شش مرد را روز پنجم مارس دستگیر کردند. پنج نفراز این شش نفرتوسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) به عنوان پناهنده شناخته شده اند وهمگی در شرایط قانونی درسوریه اقامت دارند.

سارا لی ویتسون مدیری بخش خاورمیانه وشمال آفریقای سازمان دیده بان حقوق بشر دراین زمینه گفت: "

سال گذشته سوریه چهارایرانی با اصلیت عرب را به ایران بازگرداند، جایی که آنها به زندان رفتند ودرخطر اعدام قراردارند. سوریه نباید پناهندگانی را که درخطرآزار واذیت قراردارند به ایران بازگرداند ویا اینکه بدون دلیل حقوقی آنها را زندانی کند."

براساس گفته های دوستان وفامیل این افراد، شش مرد یاد شده به دلیل ترس از آزار واذیت به عنوان بخشی از سرکوبی که به دنبال بمب گذاری های سال 2005 وسال 2006 درشهراهواز که به مرگ شماری ازافراد غیرنظامی منجر شد و توسط دولت ایران اعمال می شود، ایران را ترک کردند. اهواز دراستان نفت خیزخوزستان قراردارد، جایی که بیشتر اقلیت جامعه عرب ایرانی درآن زندگی می کند. مقامات ایرانی درخصوص بمب گذاری های یاد شده جدایی طلبان وگروه های عربی که توسط خارجی های منابع مالی شان تامین می شودرا مورد شماتت قرارداده اند وصدها نفر را که بیشترشان عرب بوده اند در ارتباط با این حملات دستگیر کرده اند.

ایران تا کنون 12 نفر ازایرانیان با اصلیت عرب را درارتباط با این بمب گذاری ها اعدام کرده وحداقل سیزده نفر دیگر نیز دراین ارتباط حکم مرگ دریافت کرده اند.

دوستان شش مرد یاد شده، به همراه خانواده یکی اززندانیان به سازمان دیده بان حقوق بشر گفته اند که درخواست مداوم آنها به مقامات رسمی سوریه برای اطلاع ازمحل دقیق وموقعیت حقوقی زندانیان یادشده بدون پاسخ مانده است. یکی ازبستگان یکی از افراد زندانی شده به دیده بان حقوق بشر گفت : " آنها تنها به ما خواهند گفت که آنها دستگیر شده اند وفقط همین."

سازمان های حقوق بشری سوریه که این مورد را دنبال کرده و برای آزاد کردن افراد شده تلاش کرده اند به دیده بان حقوق بشر گفتند که آنها واقعا ازاینکه بتوانند درخصوص افراد دستگیرشده، موقعیت زندانی ها ویا اینکه بدانند مقامات سوریه برای این شش مرد چه برنامه ای دارند و اطلاعاتی دراین زمینه کسب کنند، ناتوان بوده اند.

درماه می، مقامات دولتی سوریه چهارایرانی- عرب را دستگیر وبه زور به ایران بازگرداندند. مردانی که در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان پناهنده ثبت شده بودند که به محض بازگشت به ایران دستگیر شده وبه دلیل سخت گیری دولت دربرخورد با فعالان سیاسی ایرانی-عرب وبه دنبال بمب گذاری های اهواز، درمعرض خطر اعدام قراردارند. این بازگشت های اجباری، اصول شناخته شده بین المللی درزمینه غیر قانونی بودن بازگشت اجباری پناهندگان به کشور مبدا ((non-refoulement و تعهدات سوریه به عنوان یکی از اعضای کنوانسیون علیه شکنجه در زمینه بازگرداندن افراد ویامجرمین به کشوری که امکان خطرشکنجه ویا بدرفتاری راداشته باشند، نقض کرده است.

ویتسون درهمین زمینه گفته است: " مقامات رسمی دولت سوریه باید گام های فوری جدی برای مشخص کردن وضعیت زندانی های فعلی بردارندتضمین کنند که بازگشت اجباری سال گذشته تکرار نمی شود."

شش زندانی یاد شده به شرح زیرهستند:


- افنان عزیزی، بیست ساله، دانشجوی مهندسی راه وساختمان دانشگاه دمشق

- احمداسدی، بیست وهشت ساله، دانشجوی ادبیات عربی دردانشگاه دمشق

- علی بوزار، بیست وچهارساله، که بعد ازاینکه به وسیله دادگاه انقلاب به مرگ محکوم شد به سوریه پناهنده

شد. او ازپایان دسامبردرسوریه زندگی کرده است.

- جابرعبایت، نوزده ساله، دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه دمشق

- کامل نواصری، بیست وهفت ساله، او هنگام بازداشت هشت ماه را درسوریه زندگی می کرده است.

- صلاح الدین حلالی مجد، بیست وسه ساله، دانشجوی علوم دردانشگاه دمشق


برای اطلاعات بیشتر درخصوص دیگر فعالیت های سازمان دیده بان حقوق بشر روی ایرانیان با اصلیت عربی لطفا به اسناد زیر مراجعه کنید:


• "ایران: متهمان محکوم به اعدام را دوباره محاکمه کنید":

http://hrw.org/persian/press/2006/iran13609.pdf

• "ایران: دستور اعدام ایرانیان عرب خوزستان را متوقف کنید":

http://hrw.org/persian/docs/2006/11/11/iran14649.htm

 


 فشارهاي حسن زارع دهنوي معروف به قاضي حداد عليه زندانيان سياسي :


فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران :

بنابه گزارشات رسيده خانم زهرا عليقلي 62 ساله كه بيش از 10 ماه در بند 3 زنان زندان اوين بازداشت میباشند . اين بند محل نگهداري زندانيان عادي و خطرناك ميباشد. يكي از شيوه هاي كه توسط حسن زارع دهنوي معروف به قاضي حداد و محمود سالاركيا از مسئولين قوه قضائيه عليه زندانيان سياسي بكار گرفته ميشود قرار دادن زندانيان سياسي در كنار زندانيان عادي و خطرناك ؛ تشويق و تحريك آنها براي ايجاد درگيري فيزيكي و مورد اهانت قرار دادن زندانيان سياسي است.خانم زهرا عليقلي به دستور مستقيم حسن زارع دهنوي معروف به قاضي حداد به بند 3 منتقل گرديد و تا به حال چندين بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته و حمله كنندگان نه تنها مورد باز خواست قرار نگرفتند بلكه به آنها مرخصي تشويقي داده شد. این یکی از شیوه های است که بطور سیستماتیک علیه تمامی زندانیان سیاسی بکار می رود.

او در حال حاضر دچار ناراحتیهای جسمی مختلفی است و از درمان وی خوداری میکنند.

لازم به یادآوری است که خانم زهرا علیقلی همراه با همسرشان آقای جواد علیقلی و آقایان عباس عسگریزاده و حمید برهان در تهران دستگیر شدند و به مدت 23 روز در زندانهای وزارت اطلاعات زندانی بودند و با قرار دادن وثیقه های سنگین بطور موقت آزاد گردیدند.پس از مدت کوتاهی بدون تشکیل دادگاه و مشخص شدن اتهام، به آنها تلفنی اطلاع داده شد که توسط حسن زارع دهنوی (قاضی حداد ) هر کدام ازآنها به 3 سال زندان محکوم شده اند .

آقای جواد علیقلی 68 ساله که دچار ناراحتی قلبی است و اخیرا تحت عمل جراحی قرار گرفته و پزشک معالج وقانونی انتقال او به زندان را خطرناک تشخیص داده اند و در حال حاضر دارای استراحت پزشکی تا 23 فروردین 1386 است. ولی حسن زارع دهنوی (قاضی حداد ) و ماموران وزارت اطلاعات، پزشکان معالج و قانونی را تحت فشار قرار داده اند تا استراحت پزشکی او را لغو کنند و همچنین روی آقای علیقلی فشار می آورند که به زندان برگردد . انتقال به زندان او به منزله صدور حکم مرک وی میباشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران از تمامی سازمانهای حقوق بشری و وجدانهای بیدار جهانی خواهان دخالت ، برای آزادی بی قید و شرط این زندانیان سیاسی است و همچنین مانع انتقال آقای جواد علیقلی به زندان اوین است.

 


 تخريب مقبره ابولولو در کاشان توسط ماموران وزارت اطلاعات :


در روزهای قبل و در پي سخنراني امام جمعه اصفهان در جلسه شوراي اداري استان اصفهان در محل استانداري اين شهر، در خصوص حمايت از وحدت مسلمانان و برخورد با مراسم هاي تفرقه انگيز، ماموران وزارت اطلاعات و نيروي انتظامي شهرستان کاشان اقدام به تخريب کامل مقبره ابولولو(قاتل عمر، دومین خلیفه نزد اهل سنت) نمودند .در پي اين اقدام که روز سه شنبه رخ داد عده زيادي از مردم کاشان در تجمع مقابل فرمانداري اين شهر خواستار توضيح مسئولان امر در اين مورد شدند .

 


 وزارت علوم وجود دانشجویان سه ستاره را پذیرفت :


خبرنامه امیرکبیر:

 نوربخش، رئیس هیئت گزینش استاد و دانشجو، طی اظهاراتی عنوان داشت در کنکور کارشناسی ارشد امسال دانشجوی ستاره‌دار وجود نخواهد داشت.

دکتر نوربخش در خصوص کنکور کارشناسی ارشد سال جاری گفت: در کنکور کارشناسی ارشد سال جاری دانشجو مردودی با نام ستاره دار وجود نخواهد داشت و هر داوطلبی که نمره قبولی علمی کسب کند، می تواند ثبت نام کند و از لحاظ صلاحیت عمومی برای داوطلبان موردی ایجاد نخواهد شد. البته این به معنای لغو فعالیت هیئت مرکزی گزینش استاد و دانشجو نیست، بلکه فعالیت ها با دید بازتری به مسائل صورت می گیرد.

رئیس دبیرخانه هیئت مرکزی گزینش استاد و دانشجو با پذیرش ایجاد مشکل برای ثبت نام 22 دانشجوی سه ستاره افزود: چند نفری که سال گذشته محدودیت هایی برایشان ایجاد شد هنوز مشکل شان حل نشده است. البته این محدودیت از سوی وزارت علوم نبود و مصلحت هایی از سوی برخی ارگان ها در نظر گرفته شده بود.

این مقام مسئول در وزارت علوم در پایان تاکید کرد: امسال کلیه داوطلبانی که نمره قبولی اخذ می کنند، ثبت نام می شوند. نهایتا اگر داوطلبی نمره علمی کسب کرده بود و مشکل اخلاقی و انضباطی در دانشگاه داشت، مسئله اش با اخذ تعهد رفع می شود.

پیش از این بارها وجود دانشجویان ستاره دار از سوی وزارت علوم تکذیب شده بود. وزیر علوم طی اظهاراتی که به فاصله چند روز مجبور شد آن را تکذیب نماید گفته بود دانشجویانی که از تحصیل محروم شده اند در پرونده خود حکم زندان، شلاق و تجاوز به نوامیس مردم را دارند.
وزیر علوم همچنین چندی پیش در پاسخ به سوال خبرنگاری که در خصوص وضعیت دانشجویان سه ستاره سوال کرده بود، گفت: تعجب می کنم چرا مسئله ای که فراموش شده را دوباره مطرح می کنید؟

 


 لوموند : مقامات ايران در دو ماه گذشته يك فرانسوي را در خانه‌اش تحت بازداشت قرار داده اند :

روزنامه فرانسوي لوموند نوشت كه مقامات ايران در دو ماه گذشته يك فرانسوي را در خانه‌اش تحت بازداشت قرار داده اند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، وزارت امور خارجه فرانسه تاكنون از اظهار نظر درباره گزارش لوموند خودداري كرده است.

اين روزنامه مدعي شده بود "استفان دودانان" در ۳۰ ژانويه در منطقه سيستان و بلوچستان هنگان عكسبرداري از يكي از مراسم مذهبي در اين منطقه دستگير شده است.

اين روزنامه اين فرد را مورخ و متخصص در امور اسلامي خوانده كه پاسپورتش ضبط و به تهران اعزام شده است.

بنا بر اين گزارش، اين مورخ با يك بانوني ايراني ازدواج كرده و با خانواده‌اش در تهران زندگي مي‌كند و حق ترك تهران را ندارد.

 


پاریس از ايران خواست محدوديت سفر محقق فرانسوي را لغو كند :


خبرگزاري فارس:

وزارت امور خارجه فرانسه امروز با ادعاي اين كه يك محقق و مورخ فرانسوي بر خلاف ميل خود در تهران تحت بازداشت قرار دارد از ايران خواست امكان ترك تهران را به وي ارايه كند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه از پاريس، روزنامه لوموند امروز گزارش داده بود "استفان دودانان"، مورخ و محقق در امور اسلامي كه براي مركز ملي مطالعات علمي (
CNRS) كار مي‌كند در 30 ژانويه امسال در سفر به استان سيستان بلوچستان هنگام عكسبرداري از يك مراسم مذهبي دستگير شده و در دو ماه گذشته در منزل خود در تهران تحت بازداشت بوده است.

"دنيس سيمونو" سخنگوي وزارت امور خارجه فرانسه اعلام كرد: «ما از مقامات ايراني مي‌خواهيم تا هر چه سريعتر راهكاري پيدا كنند و به دودانان اجازه دهند بتواند از تهران خارج شود.»
اين وزارتخانه اعلام كرد:‌ «هيچ اتهامي به وي وارد نشده اما پاسپورت وي ضبظ شده است.»
بنا بر اين گزارش، زماني كه "علي آهني" سفير ايران در فرانسه به وزارت امور خارجه فرانسه فراخوانده شد تا ابراز نگراني پاريس درباره بازداشت 15 ملوان و تفنگدار انگليسي به تهران ارايه شود، مسئله دودانان نيز به اطلاع وي رسيد.

فرانسه همچنين از ايران خواست ملوانان انگليسي را آزاد كرده و مراتب همبستگي خود را درباره بازداشت اين افراد به لندن ابراز كرد.

اين وزارتخانه محل بازداشت اين محقق را در نزديكي چابهار اعلام كرد و مقامات آن ابراز اميدواري كردند اين پرونده از طرق ديپلماتيك حل و فصل شود.

 


تهدید ملوانان و تفنگداران انگلیسی به 7 سال زندان :

روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی

www.roozna.com

يک روز بعد از رسيدن نظاميان انگليسي به فرودگاه هيترو لندن ، شش نفر از اين نظاميان در يک مصاحبه مطبوعاتي حاضر شدند و كليه سخنان خود در دوران بازداشت درباره ايران را پس گرفتند.

به گزارش آسوشيتدپرس، گروه نظاميان انگليسي در اين كنفرانس مطبوعاتي تأكيد كردند كه پس از بازداشت تصميم گرفته بودند با اعضاي سپاه پاسداران وارد درگيري نشوند.

آنها اعلام كردند "في ترني" تنها زن بازداشت شده در چهار روز اول بازداشت به طور كامل از بقيه گروه بي خبر بوده و به او گفته شده كه بقيه گروه آزاد شده و به انگليس بازگردانده شده اند. آنها مدعي شده اند از "ترني" به عنوان ابزار تبليغاتي استفاده شده است.

اين نظاميان مدعي شدند كه به هنگام بازداشت، سلاحهايشان به طرف خود آنها نشانه گرفته شده است.

آنها مدعي شدند كه حس كرده اند نمي توان با مقامات ايراني به طور منطقي مذاكره كرد و به همين جهت به خواسته هاي آنان تن دادند.

آنها مدعي شدند مقامات ايراني تهديد كرده بودند كه اگر با ورود به آبهاي ايران اعتراف نكنند، به هفت سال زندان محكوم خواهند شد.

اين شش نظامي از مواضع کشورشان در مورد عدم ورود به حريم آبي ايران تاکيد کرده ومدعي شدند ايراني ها با تاکتيک خاصي به نحوي عمل کردند که ادعا کنند ما در داخل مناطق ايران هستيم.
اين شش نظامي با وجود اذعان به رفتار انسان دوستانه واسلامي جمهوري اسلامي ادعا کردند اين اقدام در راستاي جنگ تبليغاتي ايراني ها بود.

اين نظاميان حاضر به اعطاي هيچ اطلاعاتي به خبرنگاران در مورد مسايلي که در بازجويي از آنها پرسيده شده بود واطلاعاتي که در اختيار بازجويانشان قرار دادند هم نگفتند.

يکي از اين شش نظامي در پاسخ به سئوال يکي از خبرنگاران که نظرش در مورد احمدي نژاد رئيس جمهور ايران که با وي چند روز پيش دست داده گفت : من به هر شکل به اينجا آمدم اما از شخصيتي همچون احمدي نژاد خوشم نمي آيد.



ملوانان آزاد شده انگلیسی که به مدت دو هفته توسط ماموران سپاه پاسداران در ایران به گروگان گرفته شده بودند، در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی که بطور زنده از تلویزیونهای جهان پخش شد، اعلام کردند که در آبهای بین المللی عراق دستگیر شدند.

ملوانان انگلیسی گفتند که هنگام بازداشت در آبهای بین المللی عراق بوده اند و رژیم تهران آنها را مجبور کرد که بگویند در آبهای ایران دستگیر شده اند.

به گفته ملوانان انگلیسی، ماموران نظامی جمهوری اسلامی با سلاح سنگین از جمله تیربار به سمت دو قایق آنها رفته و ملوانان را دستگیر کردند.

ملوانان گفتند که پس از دستگیری آنها را به پایگاهی منتقل می کنند و سپس با هواپیما در حالیکه چشمان آنها را بسته بودند و دستبند بدست داشتند به تهران انتقال می دهند و روانه زندان می کنند.

آنها گفتند که در مدت بازداشت تحت فشار روانی مستمر و در انزوا قرار داشتند و در سلولهای انفرادی نگهداری می شدند.

ماموران جمهوری اسلامی به آنها می گویند که اگر در برابر دوربین اعتراف کنند که وارد آبهای ایران شده اند، آزاد خواهند شد. در غیر این صورت به هفت سال زندان محکوم می شوند.

ملوانان گفتند که ماموران جمهوری اسلامی تنها ملوان زن دستگیرشده انگلیسی را که مادری جوان است، در انزوا قرار دادند و از او بعنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده کردند.

ماموران جمهوری اسلامی این زن جوان را کاملا بدور از سایر ملوانان نگهداری می کردند و بمدت چهار روز به او می گفتند که همه ملوانان آزاد شده اند و تنها او در زندان باقی مانده است.


زن کشی به بهانه نهی از منکر :

شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان :

 متهم در جريان دادگاه با ادعاي مشابهي اعلام کرد طوبي را مهدورالدم مي دانسته و با قتل او قصد داشته زمين را از فساد پاک کند. اين مرد متاهل پس از پي بردن به نياز مالي طوبي او را به...

ديوان عالي کشور حکم پرداخت ديه براي مردي را که مدعي شده با اعتقاد به مهدور الدم بودن پسر عمه همسرش او را به قتل رسانده، تاييد کرد. همزمان در ماه هاي اخير گزارش هاي مشابهي از چندين مورد قتل که اغلب قربانيان آن زن بوده اند منتشر شده که متهمان با ادعاي مشابهي اقدام به قتل کرده اند.

روايت اول

قضات شعبه 27 ديوان عالي كشور حكم پرداخت ديه براي مردي كه با اعتقاد به مهدورالدم بودن پسرعمه همسرش، او را به قتل رسانده، تاييد كردند. به نوشته رسانه هاي رسمي کشور، محمد 32ساله كه متهم است تابستان سال 83 عبدالله، پسرعمه همسرش، را با ضربات متعدد چاقو در يك قنادي به قتل رسانده، در توضيح ماجرا گفته بود "دو سال پيش به طور اتفاقي از ارتباط همسر خود با پسرعمه‌اش عبدالله اطلاع يافته، و به منظور انتقام با تهيه چاقويي از قزوين به تهران آمده و پس از مراجعه به مقتول و به دنبال انکار وجود چنين رابطه اي از سوي مقتول او را به قتل رسانده است".

خبرگزاري فارس ماجراي اين پرونده را از زبان متهم به قتل چنين کرده است: "همسرم گفت پسرعمه‌اش مي‌خواهد براي ديدن خانه جديدمان نزد ما بيايد، باز هم براي حفظ زندگي‌ام چيزي نگفتم. آن روز پنجشنبه بود وقتي به خانه آمدم ديدم عبدالله در منزل من است، با هم ناهار خورديم. او گفت تصميم دارد برود، من سر كار رفتم، شب كه برگشتم ديدم او هنوز در خانه است. پرسيدم چرا نرفتي گفت نيمه شب مي‌روم. خانه آنها در تهران بود و ما در قزوين زندگي مي‌كرديم. ديگر مطمئن شده بودم مسئله‌اي ميان همسرم و او وجود دارد از طرفي زنم با سر و وضع مناسب مقابل عبدالله ظاهر نمي‌شد. . . . براي اينكه به يقين برسم آنها با هم رابطه دارند، از خانه خارج شدم، ۲۰ دقيقه بعد دوباره برگشتم. بچه‌ها خواب بودند، ديدم ظاهر همسرم آشفته است. عبدالله هم در شرايط طبيعي نبود، ناگهان از شدت خشم كنترلم را از دست دادم. مي‌خواستم با چاقو آنها را بكشم كه التماس كردند و من كمي آرام شدم. عبدالله بلافاصله از خانه من بيرون رفت. بعد همسرم را قسم دادم كه آيا او با عبدالله رابطه داشته است. زنم وقتي با اصرار من مواجه شد بالاخره به رابطه پنهاني‌اش اعتراف كرد . . . او سعي كرد مرا آرام كند و گفت همان رفتاري كه عبدالله با من كرد تو هم با همسر او بكن يا اينكه مرا طلاق بده تا عبدالله با من ازدواج كند، اما من قصد داشتم از عبدالله انتقام بگيرم براي همين به اتفاق همسرم به تهران آمديم، من در راه چاقويي تهيه كردم. به مقابل خانه عبدالله رفتم و در آنجا با او به مشاجره پرداختم و به وي گفتم همسرم را طلاق مي‌دهم تا تو با او ازدواج كني، اما عبدالله قبول نكرد، و گفت:زنت به درد من نمي‌خورد مي‌دانستم اين جواب را مي‌دهد، اما اين موضوع را مطرح كردم تا همسرم مطمئن شود پسرعمه‌اش به او دروغ گفته است. من در اين لحظه چاقو را بيرون آوردم عبدالله پا به فرار گذاشت، اما او را گرفتم و چندين ضربه به او و زنم زدم، اما فقط عبدالله جان باخت بعد هم منتظر شدم ماموران مرا دستگير كنند. من در آن لحظه به مهدورالدم بودن عبدالله اعتقاد داشتم و براي همين كشتمش".

روايت دوم

همسر متهم به قتل اما روايت ديگري از ماجرا داده است. براساس گزارشي که خبرگزاري ايسنا از جلسه دوم دادگاه بدوي اين پرونده منتشر کرده، همسر متهم به قتل گفته: "يك روز پسردايي‌ام (عبدالله) براي ناهار به خانه‌ ما آمد و بعد با هم بلند شدند و رفتند و ظاهرا پسر عمه ‌ام كنار خيابان رفته بود اما ماشين پيدا نكرده بود. من هم براي شام مادرشوهرم را دعوت كرده بودم. وقتي حدود ساعت ۸ همسرم از سر كار آمد، پسردايي‌ام نيز همراهش بود و ظاهرا همسرم او را كنار خيابان ديده بود و براي شام نيز دعوت كرده بود و تا ساعت 11 شب با هم نشستند و حرف زدند. . . پس از رفتن مهمان‌ها، او مي‌خواست برود اما شوهرم اجازه نداد و گفت شب بمان و صبح ساعت حدود ۴ صبح ماشين براي رفتن هست و من هم ساعت را كوك كردم تا 4 صبح بيدار شوند اما صبح كه بيدار شدم شوهرم نيز بيدار بود ولي دوباره تا ساعت ۷ صبح خوابيدند كه پس از صرف صبحانه كه با حضور فرزندانم (يك پسر ۵ ساله و يك دختر ۸ ساله در آن زمان) بود دوباره همسر و پسر عمه ‌ام با هم صحبت كردند بعد همسرم خداحافظي كرد كه سر كار برود. . . پس از ۵ دقيقه شوهرم خيلي عصباني برگشت و مرا صدا زد و همان لحظه كه در را باز كرد چند سيلي به صورت من زد و گفت پسردايي‌ات به خاطر تو آمده بود اين‌جا و پرسيد كه شما داشتيد چه‌كار مي‌كرديد؟ كه درگيري آنها از اين‌جا شروع شد، و شوهرم مي‌گفت كه بايد مطمئن شود من هم گفتم كه من هيچ‌وقت بعد از 10 سال زندگي خيانت نمي‌كنم. بعد از درگيري هردو رفتند. . . تا ساعت ۱۳ در خانه تنها بودم و شوهرم خيلي آرام وارد خانه شده بود كه مرا صدا زد و بگو مگو كرديم تا اين‌كه گفت بايد به قرآن قسم بخوري. من هم گفتم به خاطر كاري كه نكردم قسم نمي‌خورم. شوهرم نيز چند بار سراغ گاز كپسول رفت تا خانه را به آتش بكشد. بعد گفت اول بچه‌ها را مي‌كشم. چند بار نيز سعي كرد چاقو را از كابينت درآورد و من مي‌گفتم كه مرا بكشد ولي اين كارها را نكند اما او قبول نكرد. . . شوهرم گفت اگر به خودت شك نداري به منزل پسرعمه ‌ات برويم وقتي به خانه پسرعمه ام رفتيم او خيلي عادي با شوهرم احوالپرسي كرد و هنوز چند قدمي نرفته بوديم كه همسرم گفت كه من حاضر نشده‌ام قسم قرآن بخورم، پسرعمه ‌ام هم گفت كه من با او كاري نكرده‌ام اما شوهرم اولين ضربه‌ چاقو را به او زد و عبدالله دويد و شوهرم تعقيبش كرد. من هم فقط جيغ مي‌زدم و زماني كه به آنها رسيدم پسرعمه ‌ام مرده بود و شوهرم چند ضربه چاقو نيز به من وارد كرد. . . دو سال است فرزندانم را نديده‌ام و يك سال جور كاري را كه نكرده‌ام كشيده‌ام، حتي پدر شوهرم سراغ مرا نگرفت و خانواده‌ام مرا رها كردند و آواره‌ خيابان‌ها شدم، در اين مدت كسي نگفت ناموسم چه مي‌كند؟ يا چه مي‌خورد؟ حالا هم حاضرم همه چيز را به گردن بگيرم اگر او برود و بچه‌هايم را سر و سامان بدهد".

متهم، در دادگاه گفته که: "همسرم بعد از دستگيري من منكر حرف‌هايي كه زده بود شدو گفته اين مسئله فقط سوءظن بوده است، اما دخترم بارها در دادگاه تاكيد كرد، كه مادرش را در حال رابطه نامشروع ديده است". اين خبرگزاري هم چنين نوشته: "هر چند ادعاي محمد مبني بر اينكه مقتول همسرش را مورد آزار قرار داده بود به اثبات نرسيد، اما با توجه به اينكه با اعتقاد مهدورالدم بودن مقتول را به قتل رسانده است پنج قاضي شعبه ۷۴ محمد را به پرداخت ديه محكوم كردند و اين حكم از سوي قضات شعبه ۲۷ ديوان عالي كشور مورد تاييد قرار گرفت و براي اجراي حكم به شعبه اجراي احكام فرستاده شد". بر اساس اين حکم "محمد به پرداخت ديه و ۱۰ سال حبس محكوم شده است".

اين دومين مورد از پذيرش مهدورالدم بودن مقتولان توسط دادگاه در ماه هاي اخير است. پيشتر در تابستان گذشته نيز دادگاه قضات شعبه ۷۱ دادگاه عمومي تهران نيز ادعاي مرد متهم به قتلي را در مورد مهدورالدم بودن همسرش پذيرفتند.

روايت سوم

در ماه هاي اخير رسانه هاي کشور از موارد مشابه ديگري از قتل خبر داده اند. در نيمه آذر ماه گذشته روزنامه ها از قتل زني چهل و پنج ساله به دست مرد همسايه 25 ساله اش در پاکدشت ورامين خبر دادند. متهم در جريان دادگاه با ادعاي مشابهي اعلام کرد طوبي را مهدورالدم مي دانسته و با قتل او قصد داشته زمين را از فساد پاک کند. اين مرد متاهل پس از پي بردن به نياز مالي طوبي او را به بهانه فراهم کردن پول به گورستاني در پاکدشت کشيده و از پا در آورده بود. متهم چند روز پس از کشف جسد مقتول به پليس مراجعه کرد و با طرح اين موضوع که طوبي همشهري وي بوده، گفت: "اتهام قتل اين زن را قبول دارم. او داراي مشكل اخلاقي بود. طوبي آبروي من و خانواده‌ام را برده بود. همسايه‌ها كارهاي زشت او را از جانب من و خانواده‌ام مي‌ديدند. او را كشتم تا بيشتر از اين باعث آبروريزي نشود". محمد در برابر در برابر اين سخن رئيس شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران که در دادگاه از محمد پرسيد، "تحقيقات محلي حاكي از آن است كه طوبي زن پاكدامني بود، در اين باره چه دفاعي داري؟" گفت:"من چندين بار به او تذكر داده بودم اما گوش نمي‌كرد. يك ماه قبل از اين حادثه تصميم به اين كار گرفتم. طوبي را به گورستان كشاندم. با مشت به سرش كوبيدم و با چاقو به جانش افتادم". متهم اين راه هم گفت که:"من دين خود را ادا كردم. مي‌خواستم زمين را از فساد پاك كنم اما قبول دارم كه اشتباه كرده‌ام".

مرد ديگري که همسرش را از فسا به آبادان کشانده، او را به قتل رسانده، و جسدش را مثله کرده نيز پس از دستگيري ادعا کرده که همسرش را به اتهام فساد اخلاقي به قتل رسانده است.

در جريان قتل زن بيست و نه ساله اي به اسم ليلي در رشت هم که در دي ماه رخ داد، متهم به قتل ـ همسر مقتول ـ به ماموران گفت: "تصور مي کردم او فساد اخلاقي دارد".

در شهر قروه در حوالي سنندج نيز طي ماه گذشته، زني 20 ساله توسط برادر و خواهرش به اتهام فساد اخلاقي به قتل رسيد.

قتل زن 28 ساله اي در شهرستان ايذه که روز 25 مهرماه رخ داد نيز در شمار چنين قتل هايي است. خبرگزاري ايسنا در اين باره گزارش داده که حميد همسر 34 ساله مقتول، ابتدا قتل را منکر شده اما در بازجويي هاي بيشتر اعلام کرده که "همسرم فساد اخلاقي داشت و به من خيانت كرده بود، از اين رو شبانه در اقدامي ناگهاني، زماني كه در منزل بوديم، روسري وي را برداشتم و به دور گردنش انداخته و آن‌قدر فشار دادم تا جان باخت".

بر اين ها مي شود قتل نامغ قادري کارگر سينما بهمن تهران به دست جواني به نام مصطفي را نيز افزود که به ماموران گفت "به خاطر آنكه‌ سينما را عامل‌ فساد" مي‌دانسته ‌"براي‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر دست‌ به‌ قتل‌ زده‌ است"‌.

قتل جواني به نام حسن جواري نيا که به همراه نامزدش در جاده گنجنامه همدان توسط مردي به نام نصرت الله قادري به قتل رسيد نيز از جمله همين قتل ها است. اين متهم به قتل اداع کرده که "من تنها قصد امر به معروف و نهي از منكر داشتم و انگيزه من از اين كار، رضاي خدا بود". توحيد غفار زاده دانشجوي دانشگاه آزاد سبزوار نيز که به نوشته رسانه ها و اعلام دانشجويان سبزوار توسط کسي که از او به عنوان "يکي از اعضاي بسيج دانشجويي تربيت معلم سبزوار" نامبرده مي شود، درست با ادعاي مبارزه با فساد به قتل رسيد.

مستند اصلي قاتلاني که با ادعاي مهدور الدم بودن کساني را کشته اند، دو ماده از مواد قانون مجازات اسلامي است. نخستين ماده در اين مورد، تبصره دوم ماده 295 قانون مجازات اسلامي است که بر اساس آن "در صورتى كه شخص كسى را به اعتقاد قصاص يا به اعتقاد مهدورالدم بودن بكشد و اين امر بر دادگاه ثابت شود و بعداً معلوم گردد كه مجنى عليه مورد قصاص يا مهدورالدم نبوده است، قتل به منزله خطاى شبه عمد است و اگر ادعاى خود را در مورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و ديه از او ساقط است". دومين مورد نيز ماده 226 قانون مجازات اسلامي است که بر اساس آن "قتل نفس در صورتى موجب قصاص است كه مقتول شرعاً مستحق كشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل بايد استحقاق قتل او را طبق موازين در دادگاه اثبات كند".

با اين حال به اعتقاد بسياري از حقوقدانان و فقيهان، در هنگامي که حکومت اسلامي برقرار است و قوانين بر اساس شرع تدوين شده اند کسي حق ندارد به اجراي حکم مهدورالدم اقدام کند.

افزايش قتل هايي که متهمان ادعاي مهدورالدم بودن مقتولان را دارند در ماه هاي اخير مي تواند زنگ خطر باشد درباره تکثير قاتلاني چون عاملان قتل هاي کرمان و زن کشي هايي از نوع آنچه به نام سعيد حنايي در مشهد به ثبت رسيد.

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

هفته گذشته دادگستری فرانسه «کریستف دو مارژی» ؛ مدير عامل شرکت نفتي توتال به همراه 4 تن دیگر از مدیران این شرکت را به مدت یک شب بازداشت و تحت بازجویی قرار داد.
اخباری که رسانه های فرانسوی منتشر کردند نشان می دهد اتهام این افراد، پرداخت 30 تا 60 میلیون دلار رشوه به یکی از مقامات بلند پایه ایرانی برای برنده شده در مناقصه فازهاي 2 و 3 پارس جنوبی در سال 1376 بوده است.
روز گذشته خبرگزاری فرانسه اعلام کرد، یکی از چهار مدیر توتال در بازجویی های خود اعتراف کرده است که مقام ایرانی رشوه گیرنده "مهدی هاشمی رفسنجانی" بوده و مبلغ رشوه در سال 1997 به کارگزار وی در سوئیس پرداخت شده است.
آسوشیتدپرس نیز از قول مقام های رسمی دادگستری پاریس اعلام کرد به کریستف دو مارژی اطلاع داده شده که وی تا اطلاع ثانوی اجازه برقراری تماس با "مهدی هاشمی رفسنجانی" را ندارد.
درباره این ماجرا که تا هفته پیش فقط در یک نشریه گمنام فرانسوی منتشر شده بود و امروز توسط خبرگزاری های درجه یک بین المللی نقل می شود، نکاتی وجود دارد که نشان می دهد این خبر برای کشور ما بسیار تلخ و قابل تامل است و باید منشاء اقدامات قضايي و حقوقی قرار گیرد:

1.    این که دادستان «مشهورترین حکومت سکولار جهان» یک مقام عالی رتبه بخش خصوصی کشورش را به جرم رشوه دادن به یک مقام «مشهورترین حکومت اسلامی جهان» تحت پیگرد قضایی قرار می دهد، برای جامعه سیاسی و حکومتی جمهوري اسلامي ایران شرم آور و بسیار تامل برانگیز است. آیا اعمال روش های دینی در حکومت، فقط «شعار» ماست؟ ظاهرا" رفتار حکومت سکولار فرانسه که در این جریان بيشتر از ما به رفتار حکومتی حضرت علی(ع) شباهت دارد!


2.    چند ماه قبل خبر مشابهی درباره مجازات مسوولان شرکت نروژی «استات اویل» به جرم پرداخت رشوه به (م ـ ه ـ ر) منتشر شد، اما دستگاه قضایی اسلامی ایران هیچ عکس العملی درباره انتشار خبر وقوع چنین جرمی در ایران از خود نشان نداد.

3.    شرکت نفتی توتال با داشتن 500 هزار سهامدار، 95 هزار شاغل و با مجموع 130 میلیارد یورو ارزش سهام، بزرگترین شرکت سهامی در بورس پاریس و منطقه یورو محسوب می شود. دادستانی فرانسه، مدیر عامل چنین شرکت عظيمی را به اتهام پرداخت رشوه به یک خارجی در 10 سال پیش فرا می خواند، یک شب در زندان نگه می دارد و علیه او اعلام جرم می کند. آن عزیزانی که سالهاست در داخل ایران می گویند مبارزه با فساد باعث ناامنی اقتصادی می شود، این رفتار دادستانی فرانسه را چگونه توجیه می کنند؟!

                                   
4.    آقای مهدی هاشمی رفسنجانی دریافت رشوه از توتال را رد کرده و گفته است علیه مفتریان شکایت خواهد کرد. خوشبختانه حداقل یک دليل وجود دارد که ماجرا را توطئه و افترا بدانیم، چرا که در سال 1997 که مناقصه فاز 2ـ3 پارس جنوبی به کنسرسیوم «توتال ـ پتروناس ـ گاز پروم» سپرده می شد، آمریکا به تازگی اجرای قانون داماتو را شروع کرده بود و توتال برای گرفتن آن قرار داد بیع متقابل، نه رقیب چندانی داشت و نه نیازی به پرداخت رشوه .امیدواریم این تحلیل و دلیل از روی خوش بینی بیش از حد نباشد و اخبار منتشره واقعاً دروغ باشد.
 "الف" مشتاقانه آماده است استدلالها و شواهد آقای مهدی هاشمی رفسنجانی در رد افترای مطرح شده را منعکس کند.

5.    پرداخت رشوه به مقامات دیگر کشورها در کشورهای پیشرفته هر چند ممنوع است اما هر چند وقت یکبار جنجال پرداخت رشوه یک مقام یا شرکت اروپایی یا آمریکایی به مقامات یا اعضاء خانواده مسوولان رژیم های دیکتاتوری و فاسد جهان سوم منتشر می شود. شاهزاده های فاسد سعودی، امثال پسر معمر قذافی يا کودتاگران کشورهای فقير آفریقایی معمولاً در مضان چنین اتهام هایی قرار می گیرند.
در جریان اخیر توتال، رسانه های غربی نام «اکبر هاشمی رفسنجاني» را هم موذیانه تکرار می کنند. این رفتار غربی ها برای دولت و حکومت جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه نباید قابل تحمل باشد. به همین دلیل لازم است درباره این خبر، تحقیقات مستقل و سریعی در ایران صورت بگیرد و اگر خدای نکرده خلافی صورت گرفته باشد، خلافکاران تنبیه شوند و اگر انشاءالله خبر دروغ باشد، دولت جمهوری اسلامی ایران وارد عمل شده و برای دفاع از حیثیت کشورمان و آقاي هاشمي در عرصه بین المللي اقدامات حقوقی لازم را علیه مفتریان به عمل آورد.

http://sharifnews.ir/?22843


این در حالی است که به گزارش ايسنا، اسماعيل احمدي‌مقدم طي يك نشست خبري در مشهد اظهار كرد : دو تن از پرسنل متخلف پليس خراسان رضوي بدلیل فساد مالی اعدام شدند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

 

حمله به سفارت انگلستان در تهران و تهدید به تکرار ۱۳آبان :

 

 

   

             یه مشت خر                                       

 

                         یه خر

 

 

سایت حکومتی الف : دبير اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل گفت: اگر دولت انگلستان به ياوه ‌گويي‌هاي خود ادامه دهد، سفارت انگلستان را به اشغال خود در خواهيم آورد.

مهدي بلوكات در جمع دانشجويان معترض در مقابل سفارت انگلستان، با تاكيد بر اينكه گمان نكنيد كه حادثه ۱۳ آبان سال ۵۸ تكرار نخواهد شد، تصريح كرد: اگر دولت انگلستان به ياوه‌گويي‌هاي خود ادامه دهد سفارت انگليس را به اشغال خود در خواهيم آورد و اگر دولت اين كشور به سبك و سياق خود ادامه دهد، ‌آن روز دير نخواهد بود.

وي با انتقاد از سياست‌ها و عملكرد انگلستان گفت: جاي سوال است كه چرا به رغم سياست‌هاي خصمانه اين كشور علیه جمهوری اسلامی، پرچم انگلستان در سفارت اين كشور در تهران همچنان بر افراشته است.

رجب ‌بلوكات كه نيروهاي متجاوز انگليسي را جاسوس خواند، خواستار محاكمه اين جاسوسان و تعطيلي سفارت انگليس در تهران و اخراج سفير اين كشور شد.

تظاهرکنندگان با فرياد الله اكبر و تكبيرگويان از سخنان او حمايت مي‌كردند.

در ادامه اين تجمع مهرداد جعفري نماينده اتحاديه تشكل‌هاي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي با محكوم كردن سياست‌هاي دولت انگلستان خطاب به آنها گفت: اينجا افغانستان و يا عراق نيست بلكه اينجا جمهوري اسلامي است.

مجتبي ابراهيمي دبير جامعه اسلامي دانشجويان نيز انگلستان بعنوان روباه پير با آمريكاي مستكبر هيچ تفاوتي ندارد و در واقع سگ زرد برابر شغال است.

تظاهرکنندگان پلاكاردهايي همچون «سفير انگليس را از ايران اخراج كنيد»، «ژنرال‌هاي آمريكايي و انگليسي را خوراك ماهيان خليج فارس مي‌كنيم» در دست داشتند.

همچنين دانشجويان شعارهايي همچون :

 

«مرگ بر انگليس»،

«مرگ بر اسرائيل»،

«هيهات‌ من‌الذله»،

«واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد، ‌ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد»،‌

«خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست»،

«حسين حسين شعار ماست،‌ شهادت افتخار ماست»

 

 سر مي‌دادند.

 

سعيد ابوطالب نماينده تهران در مجلس نيز با حضور در مقابل سفارت انگلستان در گوشه‌اي از خيابان فردوسي نظاره‌گر تجمع اعتراض آميز دانشجويان بود.

حاج بخشي نيز با يك وانت و نصب بلندگويي بر روي آن در مقابل سفارت انگلستان حضور يافت و پس از پايان تجمع و به طرح شعارهايي عليه دولت انگلستان پرداخت.

دانشجويان پس از پايان تجمع به سمت سفارت انگلستان حمله كرده و قصد ورود به داخل سفارت را داشتند اما نيروي انتظامي مانع اين امر شد. همچنين دانشجويان نارنجك‌هاي دستي و سنگ‌هايي به سمت سفارت پرتاب كردند كه بعضا شاهد بلند شدن دودهايي از داخل سفارتخانه بوديم.

 


 

چهار تن از فعالان جنبش زنان بازداشت شدند :



چهار تن از فعالان جنبش زنان در پارك لاله تهران بازداشت شدند .

به گزارش ايلنا ، سارا امينيان و همسرش ، ناهيد كشاورز ، محبوبه حسين زاده و سعيده امين كه برای جمع آوری امضا كمپينگ يك ميليون امضا در جهت مقابله با قوانين تبعيض آميز عليه زنان در پارك لاله حضور يافته بودند توسط ماموران بازداشت و به اداره اماكن ناجا منتقل شده اند.

 

 


 

اعتصاب غذای يک زندانی سياسی :



کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر :

هاشم شاهین نیا زندانی سیاسی ، در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرایم و انتقال غیرموجه خود به بند اشرار ( اندرزگاه ۷) دست به اعتصاب غذا زده است.

به گفته ی منابع خبری در زندان اوین، شاهین نیا که در جریان اعتراض به عملکرد بهداری زندان اوین به دلیل عدم رسیدگی به شرایط نامناسب احمد باطبی، به همراه 3 تن دیگر از زندانیان از بند ۳۵۰ به اندرزگاه ۷ انتقال یافته بود، پس از رد درخواستهای مکررش جهت بازگشت به بند ۳۵۰ ؛ اعلام اعتصاب غذا نمود.

گفتنی است شاهین نیا پیش از این در سال ۷۸ به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به ۲ سال و نیم زندان محکوم شد که پس از سپری نمودن دوران محکومیتش در سال ۸۱  از زندان آزاد شد. وی سپس در جریان برگزاری تجمع در برابر زندان اوین در سال ۸۴ مجددا بازداشت و به ۵ سال حبس در تبعید محکوم شد.

 

 


 

دادگاه محمدرضا خاتمي ‌١٩ فروردين ماه براي رسيدگي به ادامه‌ي اتهامات مطروحه در پرونده‌اش برگزار مي‌شود:

 

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نخستين جلسه رسيدگي به اتهامات محمد رضا خاتمي، مدير مسوول روزنامه‌ي توقيف‌شده‌ي «مشاركت» صبح روز ‌١٣/١٢/١٣٨٥ در شعبه‌ي ‌١٠٨٣ دادگاه عمومي تهران با حضور هيات منصفه مطبوعات برگزار شد كه به دليل درخواست استمهال از سوي خاتمي و وكيل مدافع وي، ادامه رسيدگي به اين پرونده به فروردين‌ماه موكول شد.

بر اساس كيفرخواست صادره مدير مسوول روزنامه‌ي مشاركت بر اساس شكايت مدعي‌العموم و شكات خصوصي به تبليغ عليه نظام، نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي، افترا به مقامات، نهاد‌ها، ارگان‌ها و هر يك از افراد و توهين به افراد حقيقي و حقوقي كه حرمت شرعي دارند، متهم است.



دادگاه فاطمه حقيقت‌جو ‌٢١ فروردين برگزار خواهد شد:

 

وكيل مدافع حقيقت‌جو پيش از اين با بيان اين كه وقت محاكمه موكلش تعيين شده است،‌ به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت كه‌ موكلش در تاريخ ‌٢١/ ‌١/ ‌٨٦ در شعبه ‌٧٦ دادگاه كيفري استان تهران محاكمه مي‌شود.

 


 

تشکیل زنجیر انسانی در پاسارگاد در اعتراض به آبگیری سد سیوند :



iranertebat.blogfa.com : روز پنجم فروردین ماه در اعتراض به آب گیری سد سیوند که زیان های فراوان به میراث فرهنگی ایران خواهد زد، مردم و NGO های شیراز، اصفهان، تهران، آذربایجان، کرمان، همدان، مرودشت، پاسارگاد و ... گرد آرامگاه کوروش بزرگ، زنجیر انسانی تشکیل دادند و سرود ای ایران را خواندند. تصاویر در زیر آمده است. (خانواده ها و جهانگردان خارجی نیز به این زنجیره پیوستند). حراست هم با مردم برخوردهايی داشت، چنانکه ایلنا خبر را درج نموده:توسط ماموران حراست جموعه تاريخي پاسارگاد؛ از فعاليت  NGOهاي  فعال در زمينه سد سيوند جلوگيري به عمل آمد.

ماموران حراست مجموعه تاريخي پاسارگاد، صبح امروز، پنجم فروردين، تعدادي از اعضاي  NGOهاي دوستدار فرهنگ ايران را بازداشت كردند.

به گزارش خبرنگار ايلنا، امروز تعدادي از اعضاي  NGOهاي  دوستدار فرهنگ و تاريخ ايران كه در جهت دفاع از پاسارگاد و تنگه بلاغي، اقدام به اطلاع رساني از طريق بروشورهايي در مورد خطرات آبگيري سد سيوند براي آثار تاريخي كشور كرده بودند، توسط ماموران حراست مجموعه تاريخي پاسارگاد بازداشت شدند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

گفتگوی مبارز کیانوش سنجری با سایت گزارشگران :

گزارشگران:
شما خود بعنوان فردي كه مكررا زندانهاي كشور را تجربه كرده ايد و اخيرا نيز در زندان بوده ايد آيا اوضاع زندانهاي سياسي پس از روي كار آمدن آقاي احمدي نژاد تغييري حاصل كرده است؟ اين را از اين جهت ميپرسم كه در همين اواخر شاهد مواردي بوديم كه از مخاطره آميز بودن وضعيت جسماني زندانيان گزارشات متعددي در رسانه ها منتشر گرديده است.

سنجري:
بله تغيير كرده. اين تغيير براي زنداني هاي سياسي كاملا ملموس بوده. مثلا براي خود من. اين بار كه من بازداشت شدم، برخلاف سال 83 و 84 كه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم، در بازداشتگاه 209 كتكم زدند. در جلسه ي اول بازجويي در اتاق بازجويي، در حالي كه چشم بند داشتم و روي صندلي رو به ديوار نشسته بودم، بازجو پيش از آن كه سوالي بپرسد و يا اتهامي مطرح كند، چند تا سيلي خيلي خيلي محكم زد توي صورتم و فحشم داد و ليچار بارم كرد و براي اينكه توي دلم را خالي كند گفت از دادگاه ويژه دستور گرفته كه پوستم را بكند. مي گفت اگر به سوال هايش درست جواب ندهم مي كشَدَم به چهار ميخ! تا آمدم بگويم چرا مي زني، چند تا سيلي ي ديگر گذاشت توي گوشم. و بعد روي برگه ي بازجويي نوشت با فلاني چه ارتباطي داشتي؟ نوشتم هيچي. دوباره چند تا سيلي زد توي صورتم و گفت جفنگ مي گي!
اين اولين جلسه ي بازجويي من بود. من اين رفتار را به قاضي دادگاه گفتم، اما متوجه شدم كه گويا او خود دستور اين گونه برخورد را به بازپرسان پرونده داده بود.
در دولت نهم، بازداشتگاه 209 را به زندان و ندامتگاه و يا بهتر است بگويم پشيمان گاه و يا توبه گاه و در نهايت بايد گفت به شكنجه گاه تبديل كرده اند. زنداني هايي را مي شناسم مانند سعيد ماسوري و يا يك نفر كه افشاكننده ي ماجراي سعيد امامي و قتل هاي زنجيره اي بوده، كارمند وزارت اطلاعات بوده، كه الان نامش را به خاطر ندارم، اين ها الان چند سال است كه در بازداشتگاه 209 زنداني هستند، هرچند كه دوران بازجويي و تفهيم اتهام شان پايان يافته و براي شان حكم زندان هم صادر شده است. من سعيد را يكي دو بار در سالن ملاقات 209 ديدم. در يك فرصتي كه پيش آمد از او پرسيدم چرا هنوز در 209 زنداني هستي؟ او گفت اين دستور وزارت اطلاعات بوده كه من از بند عمومي زندان اوين به 209 منتقل شوم و همين جا زنداني بمانم. در مورد كيوان رفيعي كه يك فعال حقوق بشر است و همين طور در مورد كيوان انصاري و جهاندار و درخشندي هم همين طور است. آن ها با دستور وزارت اطلاعات در بازداشتگاه 209 زنداني هستند. من يكي دو زنداني را مي شناسم (كه البته الان در بند عمومي زندان اوين هستند) كه به دليل فشارها در بازداشتگاه 209 خودكشي كرده بودند. يكي شان – حميد رضا- با ته قاشقي كه با لبه ي ظرف روشويي برنده اش كرده بود رگ دست اش را بريده بود. و ديگري – بابك – كه نمي دانم چطوري، درون سلول خودش را حلق آويز كرده بود، اما زنده مانده بود.
اين ها تازه كساني هستند كه نه عضو حزب و دسته اي هستند كه صداي شان را در رسانه ها بازتاب دهند و نه مانند من دست شان به ايميل و وبلاگ و تارنماهاي خبري مي رسد كه بتوانند رفتارهاي غير انساني را بنويسند و افشا كنند.
مثلا ببينيد با علي اكبر موسوي خوئيني چه رفتاري داشتند. او خود نماينده ي مجلس بود و از بازداشتگاه هاي بيرون از نظارت سازمان زندان ها، و از همين بازداشتگاه 209 بازديد كرده بود. اما او را (كه به دليل شركت در تجمع زنان در ميدان هفت تير بازداشت شده بود) بيش از 4 ماه در اين بازداشتگاه زنداني كردند و زدند سرش را شكستند و او خود برايم تعريف كرد كه با خوني كه روي پيشاني اش جاري بود، روي ديوار اسم اش را نوشت تا ديگران متوجه شوند كه با او چه رفتاري شده بود. او كه نماينده ي مجلس بود، پس واي به حال زنداني هاي بي پناه، كه صداي شان به جايي نمي رسد.
من در اين دوره، شب ها تا دم دماي صبح صداي بازجويي از زن ها و مرد هاي زنداني را مي شنيدم. آن ها در اتاق هاي بازجويي كه با سلول ها زياد فاصله نداشت، ناله مي كردند. آشكار بود كه آزارشان مي دادند. به زن ها فحش مي دادند. من خودم با گوش خودم شنيدم كه يك بازجو به زني مي گفت: برو زنيكه ي خراب، فيلم بازي نكن، و بعد چند تا سيلي توي گوش آن زن نشست. در سكوت محض كاريدورهاي بازداشتگاه 209، مي شد اين صداها را به روشني شنيد. من گرفتاري خودم را فراموش كرده بودم. به صداها گوش مي دادم و به حال و روز اين زنداني ها كه گريه و زاري مي كردند و كتك مي خوردند، بخصوص زن ها و دختر هاي جوان اشك مي ريختم. به راستي اشك مي ريختم.

گزارشگران:
چه نوع شكنجه روحي در مورد زندانيان سياسي انجام ميشود؟

سنجري:
شكنجه ي سفيد. منظور هر شيوه ايست كه ضرب و جرح نداشته باشد. مثل سلول انفرادي، آن هم براي چندين ماه، بدون دسترسي به هواخوري، نور خورشيد، ملاقات، تلفن، همه ممنوع! و بدون آگاهي از دنياي پيرامون، بدون آگاهي از خانواده و بستگان. بازجو برايت خبر مي آورد كه مادرت را هم گرفته ايم، همسرت را هم مي خواهيم دستگير كنيم. همه دوستانت بازداشت شده اند. فلاني اعتراف كرده. فلاني اعتراف كرده كه تو بودي كه چنين حرفي زدي و چنين كاري انجام دادي.
سناريو. پرونده سازي. و يك چيز ديگر؛ پيش فرض ها. بازجوها در جلسات بازجويي از پيش فرض ها استفاده مي كردند. پيش فرض ها اساس كارشان بود. مثلا بازجو مي گفت تو با امريكايي ها در ارتباط بودي. اين پيش فرض ِ او درباره ي فعاليت هاي من بود. حالا من – كه اساسا نه با امريكايي ها و نه با روس ها و چيني ها و هندي ها هيچ ارتباطي نداشته بودم، بايد درباره ي اين پيش فرض ها حرف مي زدم و به سوال ها و كنجكاوي هاي پيرامونش پاسخ مي دادم. همه ي اين ها با اتهام من نامربوط بود. اما وقتي اين مسئله را به آن ها متذكر شدم، آن ها مرا به سركشي متهم كردند.
و سوالات نامربوط. كنكاش در زندگي خصوصي. اينكه با فلان دختر چه رابطه اي داشته اي، اينكه اين رابطه از كجا و براي چه منظوري برقرار شده بود. من متوجه نمي شدم اين موارد به اتهام من (كه در فلان تحصن اعتراضي بازداشت شده بودم) چه ربطي پيدا مي كرد؟ اما ربط پيدا مي كرد. ربطش را فقط بازجوها مي دانستند. بازجوها همه چيز و همه كس را به هم مي دوختند و ربط مي دادند. مثلا اينكه من در جلسه ي سازمان دانش آموختگان (ادوار) شركت كرده بودم، و اين جلسه البته عمومي بود و از همه دعوت شده بود، براي شان جاي سوال داشت. آن ها من را زير فشار قرار مي دادند تا اعتراف كنم به رابطه اي سيستماتيك و هدفمند با سازمان ادوار، تازه آن هم در جهت براندازي نظام! اين ديگر از آن حرف ها بود. اين همان پيش فرض بود. اين پيش فرض اساسا اشتباه بود. سناريو بود. پرونده سازي بود. توهم وزارت اطلاعات بود. توهم دستگاه امنيتي حكومتي بود كه همه كس را دشمن، و يا با كمي تخفيف، در جهت اهداف و كاركرد دشمن (مهره اي در خدمت دشمن) مي بيند و مي پندارد.
و باز هم پيش فرض. مصاحبه هايم با راديو فردا و راديو هاي فارسي زبان ديگر. بازجوها پيش خودشان خيال مي كردند حالا كه فلاني با فلان راديو مصاحبه كرده، پس در نتيجه بايد به اين نتيجه برسيم كه فلاني از فلان راديو (كه در خدمت سازمان جاسوسي امريكاست) پول و امكانات ديگري دريافت كرده است!


گزارشگران:
اگر برايتان امكان دارد از وضعيت بند 209 براي ما بگوئيد و اينكه كدام زندانيان سياسي هم اكنون در اين بند بسر ميبرند؟


سنجري:
در زندان هاي عمومي هم رفتارها خشن تر شده است. مثلا در جريان داغان شدن ِ اعصاب و روان ِ احمد باطبي، و متشنج شدن اش، سه چهار نفر از هم اتاقي هايش او را روي برانكارد مي گذارند و مي برند به بهداري. آن جا كسي رسيدگي نمي كرده. اين سه چهار نفر داد و بي داد مي كنند و به اين بي توجهي اعتراض مي كنند. فرداي آن روز، اين سه چهار نفر، بي سر و صدا از بند 350 به اندرزگاه 8 تبعيد مي شوند!
و يا چند هفته ي پيش، يك زنداني سياسي به نام دادبخش، كه در سالن 7 بند 8 زنداني بود، به دلايل ناروشن به زندان قزل حصار تبعيد شد. او پيش از انتقال، در قرنطينه ي زندان اوين خودش را حلق آويز كرده بود. اين اوج نااميدي زنداني ها را نشان مي دهد. وضعيت زندان هاي ايران دهشتبار است. تا اندازه اي كه حتا نمايندگان مجلس را (كه اين بار از معتمدين حكومت بوده اند) براي بازديد، مثلا به درون بازداشتگاه 209 راه ندادند و همين نماينده ها در مجلس اين موضوع را مطرح كردند و از وزير اطلاعات توضيح خواستند. اما من و شما مي دانيم كه بازداشتگاه هايي مانند 209 مانند جزيره هاي از مركز جدا افتاده اي هستند كه به صورت خودمختار اداره مي شوند و مستقيما زير نظر و نظارت محافل سركوب قرار دارند و به هيچ مرجعي پاسخگو نيستند.
من فكر مي كنم محفل همفكران سعيد امامي در وزارت اطلاعات فعال شده و دارد سركوب جامعه مدني (جامعه مدني كه نداريم، بلكه همين افراد و گروه هاي منتقد و ناراضيان سياسي ي تا حدي تحمل شده) را از سر مي گيرد. آقاي محسني اژه اي، وزير اطلاعات هم به نظرم خودش همفكر با اين جريان است، و اگر هم همفكرشان نيست، حداقل دارد دست شان را باز مي گذارد براي اين گونه رفتارهاي خشن با ناراضيان سياسي. البته اين محفل سعي مي كند سركوب گري اش را از طريق دادستاني و شخص سعيد مرتضوي و معاون امنيتي اش، قاضي حداد (يا همان زارع دهنوي، قاضي سابق شعبه 26 دادگاه انقلاب) پوشش قانوني و قضايي بدهد. اما كيست كه نداند سعيد مرتضوي و قاضي حداد هم همفكر و همكار با همين محفل سركوبگر رفتار مي كنند. البته نبايد فراموش كنيم كه اين محفل سركوبگر دارد از رييس جمهور احمدي نژاد [دولت مهر ورز!]  قدرت مي گيرد. اين همان سياست پادگاني ست. دولت نظامي و سياست پادگاني. سركوب و خفقان. البته اين محفل ديگر آدم نمي كشد [خلاف این موضوع صادق است] ، چون مي داند كه اين روش در نهايت بر ضد حكومت شان تمام مي شود. حالا آن ها سعي مي كنند به جاي كشتن و ترور كردن، ناراضيان سياسي و حتي منتقدان شان را وادار به سكوت كنند. خانه نشين شان كنند. تهديدشان كنند. اين سياست بازدارندگي است. بازداشتگاه 209 هم به كمك اين سياست آمده. ناراضي ها و سركش ها را مي برند آن جا زنداني مي كنند و بهشان مي فهمانند كه اگر به فعاليت هاي شان ادامه دهند برخورد سنگيني در انتظارشان خواهد بود.

گزارشگران:
در حال حاضر موقعيت نقض حقوق بشر در ايران بخصوص در ميان دانشجويان چگونه است؟ با روي كار آمدن احمدي نژاد چه تغييراتي را در اين زمينه ها مشاهده ميكنيد؟

سنجري:
دانشجويان ستاره دار محصول دولت پادگاني احمدي نژاد است. دانشجوياني مانند اميني زاده، عارف و ده ها داشنجوي ديگر را از دانشگاه ها بيرون انداختند. اگر در سال هاي گذشته، يكي مانند من را به اتهام عضويت در گروه دانشجويي غير قانوني، خيلي بي سر و صدا از ادامه ي تحصيل در دانشگاه محروم مي كردند، امروز خيلي علني و رسمي، دانشجوياني را كه خيلي هاشان رتبه هاي علمي بالايي داشته اند، اما در زمينه ي فعاليت هاي سياسي فعال و پويا بوده اند و در تجمعات اعتراضي در دانشگاه ها شركت كرده بودند را از دانشگاه ها اخراج مي كنند. پيش تر اساتيد مجرب و دگرانديش از دانشگاه ها اخراج شده بودند. اين اخراج ها همگي هدفمند بوده، و در جهت هر چه بيشتر محدود كردن ِِ فضاي آزاد گردش افكار و انديشه ها در دانشگاه ها و محيط هاي علمي بوده است. به اين ها اضافه كنيد تخته كردن ِ در ِ بسياري از انجمن هاي مستقل و دمكراسي خواه دانشجويي را، احضار دانشجويان به كميته هاي انضباطي را، توقيف نشريات دانشجويي را، ربودن ِ دانشجويان را، به زندان انداختن شان را، بازداشت هاي يكي دو روزه، براي ارعاب و تهديد، و براي به سكوت وادار كردن آن ها، براي اينكه دست از فعاليت هاي شان بردارند و به اصطلاح فقط به درس و مشق شان توجه كنند و نه به سياست! آن وقت مي بينيم و مي شنويم كه رهبر مي گويد دانشگاه ها بايد سياسي باشند!

گزارشگران:
چه نظراتي در حال حاضر و در ميان دانشجويان در رابطه با خطر جنگ موجود است و خط سوم تا چه حد در ميان دانشجويان مطرح است؟

سنجري:
من مي خواهم به يك موضوع ديگر هم توجه تان بدهم. و آن اختلاف افكني هوشمندانه ي دستگاه هاي امنيتي و اطلاعاتي در بين طيف هاي مختلف دانشجويان است. من در جلسات بازجويي در بازداشتگاه 209 از برخي از موضوعاتي كه بازجوها طرح مي كردند و از برخي از پرسش ها و كنجكاوي هاي شان، آشكارا به سياست اختلاف افكنانه شان نسبت به افراد و جمع ها و گروه هايي كه آشنايي داشتم، پي بردم. البته نمي خواهم بگويم كه تفاوت در انديشه ها و افكار باعث بروز برخي از اين اختلاف ها نبوده. بلكه مي خواهم بگويم كه متوجه شده ام كه دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي در بزرگ نمايي و پر و بال دادن به اين اختلاف هاي عقيدتي در بين طيف هاي مختلف جنبش دانشجويي نقش داشته است، به اين و آن كد داده است. اين كدها بر عليه يكديگر استفاده شده. اين كدها برخي ها را به جان هم انداخته. بدبين كرده، اختلاف انداخته، جدايي انداخته، تا جايي كه ديگر تحمل يكديگر دشوار شده است. وبلاگ هاي برخي از بچه ها را كه مي خوانم، مي بينم كه از هر 10 نوشته اي كه در نقد يكديگر نوشته شده، شايد يكي در نقد حكومت سركوبگر است.
پيش تر، حكومت سعي داشت با به راه انداختن تشكيلات دانشجويي ي موازي در دانشگاه ها، جنبش دمكراسي خواه دانشجويان را به انحراف بكشاند، و امروز با اختلاف افكني، سعي دارد همان سياست را البته به گونه اي متفاوت با گذشته، پي بگيرد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

 

روابط عمومي وزارت اطلاعات دراطلاعيه خود ، دستگيري شهرام جزايري عرب را حاصل"عنايات الهي و تلاش‌هاي سربازان گمنام امام زمان در وزارت اطلاعات و هماهنگي مسئولان قوه قضائيه" عنوان و اعلام کرد: "مقدمات انتقال شهرام جزايري به تهران در دست اقدام مي‌باشد كه اخبار و گزارش‌هاي تكميلي متعاقبا به اطلاع امت شهيد پرور خواهد رسيد".

 

امام زمان پشت ناودان است!

 

                                     امام زمان پشت ناودان

شهرک قدس در حاشيه پايتخت ۱۲ميليونی ايران. ناودان سوراخ بوده و آب از پشتش به ديوار راه يافته، ناودان را برای تعمير از جا درآورده اند و زردآب پشت ناودان هويدا شده است. هو انداختند که سايه امام زمان روی ديوار افتاده و مردم دردمندی که غرق در مشکلات زيستی و معيشتی اند به اميد علاج آنها دست به دامن اين سايه شدند.


  :صدور حکم حبس برای نماینده سابق مجلس رژیم
 

سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان

صلاح الدین علایی نماینده سقز و بانه در دور ششم مجلس شورای اسلامی به اتهام درگیری با فرمانده انصار المهدی به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد.

شعبه اول دادگاه کارکنان دولت در تهران، صلاح الدین اعلایی را به اتهام درگیری فیزیکی با پلیس امنیتی مجلس موسوم به"انصار المهدی" به ۶ سال حبس محکوم کرد و گفته می شود این قطعی شده است.

یادآور میگردد صلاح الدین علایی در دور ششم مجلس شورای اسلامی بعنوان نماینده شهرهای سقز و بانه در مجلس جمهوری اسلامی حضور داشت.


تصویب قطعنامه به اتفاق آرا علیه ایران  :

به گزارش خبرگزاریها، شورای امنیت سازمان ملل متحد ساعاتی پیش با اتفاق آرا قطعنامه جدیدی را بمنظور تشدید تحریمهای بین المللی علیه رژیم دیکتاتوری اسلامی به تصویب رساند.

هر پانزده عضو شورای امنیت به این قطعنامه رای موافق دادند.

در این قطعنامه جدید تحریمهايی که در ماه دسامبر گذشته به تصویب رسیده بود، تشدید می شود.

در قطعنامه جدید شصت روز به رژیم تهران مهلت داده شده است که فعالیتهای هسته ای خود را متوقف سازد.

 


 محروميت يك دانشجوى زندانى گمنام از شركت در امتحانات دانشگاه :


كاوه همپوش، دانشجوى رشته هنر كه به اتهام فعاليت تبليغى بر عليه نظام در زندان اوين محبوس شده، از امكان مرخصى براى شركت در امتحانات دانشگاه محروم شده است.

همپوش در سال گذشته به همراه ديگر اعضاى يك گروه فرهنگى به نام "بنياد كاويان" بازداشت شده بود و به مدت ۲ ماه در بازداشتگاه ۲۰۹ در بازداشت موقت بسر برده بود.

اتهام او و ديگر اعضاى بازداش شده ى بنياد كاويان برگزارى جشن مهرگان در بوستانى در شهر تهران عنوان شده است.

شعبه ى ششم دادگاه انقلاب، همپوش را به اتهام تبليغ عليه نظام به ۶ ماه حبس تعزيرى محكوم كرد كه اين حكم در دادگاه تجديدنظر توسط قاضى زرگر تاييد گرديد.

كاوه همپوش آذرماه سال جارى از دادگاه به زندان اوين معرفى شد و همينك در بند ۷ اين زندان محبوس شده است.

همپوش مى گويد در دادگاه به وى وعده داده شده بود كه براى شركت در امتحانات دانشگاه از امكان مرخصى برخوردار خواهد شد، اما او تاكنون از اين امكان برخوردار نشده است.

اين دانشجوى زندانى مى گويد برخلاف آيين نامه ى داخلى سازمان ها مبنى بر تفكيك جرايم، او را به دور از زندانيان سياسى و در محل زندانى بودن ِ زندانيان جرايم غير سياسى محبوس كرده اند.


انجمن زندانيان سياسی

1 فروردين ۱۳۸۶

 


خشم سايت طرفدار احمدی نژاد : آيت الله صانعي که مرجع تقليد زنان است گفته اند زنان مي توانند امامت مردان در نماز جماعت را بر عهده داشته باشند!

رجا نيوز : روزنامه سكولار الشرق الاوسط چاپ لندن مدعي شد، آيت الله صانعي يكي از روحانيون حوزه علميه قم كه به مرجع تقليد زنان (!) معروف است، فتوايي صادر كرده كه بر مبناي آن، زنان مي توانند امامت مردان در نماز جماعت را بر عهده داشته باشند.

شنيده هاي خبرنگار رجانيوز حاكي است، دفتر شيخ يوسف صانعي نيز صدور اين فتوای عجيب را تاييد کرده است. این در حالیست که صدور اين فتوا در ميان علماي طراز اول شيعه و اهل سنت بي سابقه مي باشد.

گفتنی است چندی پیش یک زن آمریکایی که خود را پیامبر جدید اسلام معرفی کرده بود اعلام کرد که زنها نیز می توانند امام جماعت نمازهای مردان باشند. این زن مدعی پیامبری بنابر فتوای خود نمازهایی به امامت خود برگزار کرد که بلافاصله با پوشش خبری گسترده رسانه های صهیونیستی و آمریکایی همراه و تصاویر آن به سراسر دنیا مخابره شد.

الشرق الاوسط شگفت زده از اظهار نظر آقاي صانعي، در ادامه گزارش خود سعي نموده با استناد به برخي ديگر از اظهار نظرها و فتاواي اين روحاني مستقر در قم، مباني غربی حقوق بشر را شرعي! جلوه دهد.

در ادامه این گزارش روزنامه الشرق الاوسط، به نقل از آقاي صانعي آمده است: چگونه مي توان گفت زني كه ارزشش به قدر مرد است، خون بهاي او نصف مرد باشد؟ چگونه مي توان گفت اگر مردي زني را بكشد، مرد را نمي كشند، مگر اين كه مقداري از خون بهاي او را به طرفداران مرد بدهند، اما اگر زني مردي را بكشد بلافاصله او را مي بايد قصاص كرد.

صانعي در درس خارج فقه خود و در باب ديه، از ميان ۱۵ روايت وارده، ۱۰ روايت را داراي سند معتبر و صحيح دانسته اما عليرغم اينكه تمامي اين ۱۰ روايت به تفاوت ديه زن و مرد تصريح دارند، با استناد به عدالت خداوند و عقل اين روايات را رد مي كند.


 

کانون وب‌لاگ‌نویسان ایران در دفاع از جنبش معلمان اقدام به انتشار بیانیه کرده است

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  |