
قتل يك پناهنده ايرانى در تركيه :
دوشنبه ٢ مارس شب هنگام يك پناهنده ايرانى به نام ايوب امينى در شهر افيون تركيه با چاقو بطور بيرحمانه اى مورد تعرض قرار گرفته و پس از مدتى در اثر جراحات وارده درگذشت. ايوب امينى قبلا چندين بار پليس تركيه و دفتر كميسارياي پناهندگان سازمان ملل در تركيه را از حركات و تهديدات مشكوكى كه اطراف وى در جريان بوده ، مطلع كرده بود .
بند تنبيهی در زتدان اوين، در آنجا دخترانی هستند که روی دست هایشان صدها اثر زخم خودکشی وجود دارد :
وکلای بازداشت شدگان پاسخ نگرفتند :
شيرين عبادي : آيا اگر زني هوو نخواهد امنيت کشور را به خطر انداخته است؟
زنستان : صبح چهارشنبه 15 فروردين 1386 شيرين عبادي و نسرين ستوده وکلاي اعضاي بازداشت شده کمپين يک ميليون امضا به دادگاه انقلاب مراجعه کردند اما پاسخي نگرفتند. شيرين عبادي دراين باره گفت :«راهمان ندادند. هيچ کس هم پاسخگو نبود. وقتي وکيل دادگستري را به دادگاه راه نمي دهند بنابراين بايد انتظار هرنوع بي قانونی را هم داشت .»
عبادي در پاسخ به اين پرسش که آيا جمع آوري امضا در پارک جرم است و اقدام عليه امنيت محسوب مي شود گفت هيچ جرمي رخ نداده ، تمامي اين برخوردها و بازداشت ها غير قانوني است.» او افزود :«متاسفانه تمام پرونده ها را امنيتي کرده اند. آيا اگر زني بگويد نمي خواهم شوهرم سرمن هوو بياورد امنيت کشور را به خطر انداخته است؟ آيا اگر زني بگويد تعدد زوجات به شيوه اي که در قانون آمده است خلاف است اقدامي عليه امنيت ملي انجام داده است؟
ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده (سری به وبلاگ پرنده خارزار در پیوندها بزنید) به همراه سه تن دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضا روز دوشنبه 13 فروردین هنگام جمع آوری امضا در پارک لاله تهران بازداشت شدند. دیروز سه نفر از آنان را به قید ضمانت آزاد کردند اما ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به زندان اوین بند 209 و سپس بند عمومی زنان منتقل شدند.
ادامه بازداشت اعضای کمپین یک میلیون امضا در حالی صورت می گیرد که در جلسه دادگاه به بازداشت شدگان گفته شده بود که با قرارکفالت آزاد می شوند امابه جای درخواست کفیل از خانواده هایشان، آنها را به اوین منتقل کرده بودند و توضیحی هم در این باره نداده بودند.
آنان بر خلاف آیین نامه مربوط به زندانیان در خصوص نگه داری طبقه شده ی متهمان و مجرمان عمل کرده اند.
پس از بی پاسخ گذاشتن وکلای بازداشت شدگان، بعد از ظهر چهارشنبه 15 فروردین خانواده های اعضای بازداشت شده کمپین یک میلیون امضا مجددا به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. نادر حاج محسن، همسر ناهید کشاورز دراین باره می گوید: « به ما هم اجازه ملاقات با قاضی یا بازپرس پرونده داده نشد، فقط تلفنی به ما گفتند هنوز تحقیقات تمام نشده است و بهتر است بروید هفته آینده بیایید. من گفتم اما اگر قرار کفالت صادر شده خب بگویید مدارک بیاوریم اما پاسخی ندادند.»
چهارشنبه شب ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده با خانواده هایشان تماس گرفتند و خبر از تغییر سلولشان دادند. ناهید به همسرش گفته است :« دیشب ما را به بند یک تنبیهی زنان فرستاده بودند. آنجا آخر دنیا بود! در آنجا دخترانی را دیدم که روی دست هایشان صدها اثر زخم خودکشی بود و برای همین بیش از گذشته به این نتیجه رسیده ام که واقعا قوانین ما نیاز به تغییر دارد» ناهید کشاورز در این مکالمه تلفنی با همسرش علاوه بر تاثر شدید خود از درد و فلاکت زنان در بدترین بخش زندان زنان (به طوری که طبق گفته ناهید، محبوبه حسین زاده تمام شب از مشاهده صحنه های دردآور زندگی آن زنان شوربخت گریه کرده بود)، هم چنین خطرات جانی که در آن شب آنان را تهدید کرده بود را نیز مطرح کرد.
طبق گفته ناهید آنها (چهارشنبه شب) به بند 3 عمومی زنان منتقل کرده اند و تازه توانسته اند بعد از سه روز چای بخورند. آنها تاکنون مورد بازجویی قرار نگرفته اند:« اینجا هیچ کس پاسخگو نیست».
شیرین عبادی در پاسخ به این پرسش که آیا چنین برخوردی با زندانی مغایرتی با حقوق زندانی ندارد، می گوید :« آنان بر خلاف آیین نامه مربوط به زندانیان در خصوص نگه داری طبقه شده ی متهمان و مجرمان عمل کرده اند. بازداشت اعضای کمپین یک میلیون امضا حداکثر احتیاطی است، بدین معنا که نباید در کنارجانیان سابقه دار نگه داری شوند. در واقع آنها زندانی را از حقوق شان محروم کرده اند. حتی اگر به ادعای دادستان جرمشان امنیتی باشد پس چرا در بخش جانیان و بدون حداقل امکانات رفاهی و غذایی نگه داری می شوند؟
سازمان دیده بان حقوق از سوريه خواست پناهندگان عرب زبان ايران را به این کشور برنگرداند :
(نیو یورک، پنجم آوریل 2007) – سازمان دیده بان حقوق بشر از دولت سوریه خواسته که باید فورا شش پناهنده ایرانی از اقلیت عرب این کشور را آزاد یا اینکه درخصوص دستگیری این افراد مدارک حقوقی معتبری ارائه کند.
سازمان دیده بان حقوق بشر عمیقا نگران آن است که افراد یاد شده به زور به ایران برگردانده شوند جایی که درخطر تعقیب وآزار واذیت قراردارند. ایران یکی ازافراد یاد شده را به مرگ غیابی محکوم کرده است.
نیروهای امنیتی سوریه شش مرد را روز پنجم مارس دستگیر کردند. پنج نفراز این شش نفرتوسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) به عنوان پناهنده شناخته شده اند وهمگی در شرایط قانونی درسوریه اقامت دارند.
سارا لی ویتسون مدیری بخش خاورمیانه وشمال آفریقای سازمان دیده بان حقوق بشر دراین زمینه گفت: "
سال گذشته سوریه چهارایرانی با اصلیت عرب را به ایران بازگرداند، جایی که آنها به زندان رفتند ودرخطر اعدام قراردارند. سوریه نباید پناهندگانی را که درخطرآزار واذیت قراردارند به ایران بازگرداند ویا اینکه بدون دلیل حقوقی آنها را زندانی کند."
براساس گفته های دوستان وفامیل این افراد، شش مرد یاد شده به دلیل ترس از آزار واذیت به عنوان بخشی از سرکوبی که به دنبال بمب گذاری های سال 2005 وسال 2006 درشهراهواز که به مرگ شماری ازافراد غیرنظامی منجر شد و توسط دولت ایران اعمال می شود، ایران را ترک کردند. اهواز دراستان نفت خیزخوزستان قراردارد، جایی که بیشتر اقلیت جامعه عرب ایرانی درآن زندگی می کند. مقامات ایرانی درخصوص بمب گذاری های یاد شده جدایی طلبان وگروه های عربی که توسط خارجی های منابع مالی شان تامین می شودرا مورد شماتت قرارداده اند وصدها نفر را که بیشترشان عرب بوده اند در ارتباط با این حملات دستگیر کرده اند.
ایران تا کنون 12 نفر ازایرانیان با اصلیت عرب را درارتباط با این بمب گذاری ها اعدام کرده وحداقل سیزده نفر دیگر نیز دراین ارتباط حکم مرگ دریافت کرده اند.
دوستان شش مرد یاد شده، به همراه خانواده یکی اززندانیان به سازمان دیده بان حقوق بشر گفته اند که درخواست مداوم آنها به مقامات رسمی سوریه برای اطلاع ازمحل دقیق وموقعیت حقوقی زندانیان یادشده بدون پاسخ مانده است. یکی ازبستگان یکی از افراد زندانی شده به دیده بان حقوق بشر گفت : " آنها تنها به ما خواهند گفت که آنها دستگیر شده اند وفقط همین."
سازمان های حقوق بشری سوریه که این مورد را دنبال کرده و برای آزاد کردن افراد شده تلاش کرده اند به دیده بان حقوق بشر گفتند که آنها واقعا ازاینکه بتوانند درخصوص افراد دستگیرشده، موقعیت زندانی ها ویا اینکه بدانند مقامات سوریه برای این شش مرد چه برنامه ای دارند و اطلاعاتی دراین زمینه کسب کنند، ناتوان بوده اند.
درماه می، مقامات دولتی سوریه چهارایرانی- عرب را دستگیر وبه زور به ایران بازگرداندند. مردانی که در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان پناهنده ثبت شده بودند که به محض بازگشت به ایران دستگیر شده وبه دلیل سخت گیری دولت دربرخورد با فعالان سیاسی ایرانی-عرب وبه دنبال بمب گذاری های اهواز، درمعرض خطر اعدام قراردارند. این بازگشت های اجباری، اصول شناخته شده بین المللی درزمینه غیر قانونی بودن بازگشت اجباری پناهندگان به کشور مبدا ((non-refoulement و تعهدات سوریه به عنوان یکی از اعضای کنوانسیون علیه شکنجه در زمینه بازگرداندن افراد ویامجرمین به کشوری که امکان خطرشکنجه ویا بدرفتاری راداشته باشند، نقض کرده است.
ویتسون درهمین زمینه گفته است: " مقامات رسمی دولت سوریه باید گام های فوری جدی برای مشخص کردن وضعیت زندانی های فعلی بردارندتضمین کنند که بازگشت اجباری سال گذشته تکرار نمی شود."
شش زندانی یاد شده به شرح زیرهستند:
- افنان عزیزی، بیست ساله، دانشجوی مهندسی راه وساختمان دانشگاه دمشق
- احمداسدی، بیست وهشت ساله، دانشجوی ادبیات عربی دردانشگاه دمشق
- علی بوزار، بیست وچهارساله، که بعد ازاینکه به وسیله دادگاه انقلاب به مرگ محکوم شد به سوریه پناهنده
شد. او ازپایان دسامبردرسوریه زندگی کرده است.
- جابرعبایت، نوزده ساله، دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه دمشق
- کامل نواصری، بیست وهفت ساله، او هنگام بازداشت هشت ماه را درسوریه زندگی می کرده است.
- صلاح الدین حلالی مجد، بیست وسه ساله، دانشجوی علوم دردانشگاه دمشق
برای اطلاعات بیشتر درخصوص دیگر فعالیت های سازمان دیده بان حقوق بشر روی ایرانیان با اصلیت عربی لطفا به اسناد زیر مراجعه کنید:
• "ایران: متهمان محکوم به اعدام را دوباره محاکمه کنید":
http://hrw.org/persian/press/2006/iran13609.pdf
• "ایران: دستور اعدام ایرانیان عرب خوزستان را متوقف کنید":
http://hrw.org/persian/docs/2006/11/11/iran14649.htm
فشارهاي حسن زارع دهنوي معروف به قاضي حداد عليه زندانيان سياسي :
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران :
بنابه گزارشات رسيده خانم زهرا عليقلي 62 ساله كه بيش از 10 ماه در بند 3 زنان زندان اوين بازداشت میباشند . اين بند محل نگهداري زندانيان عادي و خطرناك ميباشد. يكي از شيوه هاي كه توسط حسن زارع دهنوي معروف به قاضي حداد و محمود سالاركيا از مسئولين قوه قضائيه عليه زندانيان سياسي بكار گرفته ميشود قرار دادن زندانيان سياسي در كنار زندانيان عادي و خطرناك ؛ تشويق و تحريك آنها براي ايجاد درگيري فيزيكي و مورد اهانت قرار دادن زندانيان سياسي است.خانم زهرا عليقلي به دستور مستقيم حسن زارع دهنوي معروف به قاضي حداد به بند 3 منتقل گرديد و تا به حال چندين بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته و حمله كنندگان نه تنها مورد باز خواست قرار نگرفتند بلكه به آنها مرخصي تشويقي داده شد. این یکی از شیوه های است که بطور سیستماتیک علیه تمامی زندانیان سیاسی بکار می رود.
او در حال حاضر دچار ناراحتیهای جسمی مختلفی است و از درمان وی خوداری میکنند.
لازم به یادآوری است که خانم زهرا علیقلی همراه با همسرشان آقای جواد علیقلی و آقایان عباس عسگریزاده و حمید برهان در تهران دستگیر شدند و به مدت 23 روز در زندانهای وزارت اطلاعات زندانی بودند و با قرار دادن وثیقه های سنگین بطور موقت آزاد گردیدند.پس از مدت کوتاهی بدون تشکیل دادگاه و مشخص شدن اتهام، به آنها تلفنی اطلاع داده شد که توسط حسن زارع دهنوی (قاضی حداد ) هر کدام ازآنها به 3 سال زندان محکوم شده اند .
آقای جواد علیقلی 68 ساله که دچار ناراحتی قلبی است و اخیرا تحت عمل جراحی قرار گرفته و پزشک معالج وقانونی انتقال او به زندان را خطرناک تشخیص داده اند و در حال حاضر دارای استراحت پزشکی تا 23 فروردین 1386 است. ولی حسن زارع دهنوی (قاضی حداد ) و ماموران وزارت اطلاعات، پزشکان معالج و قانونی را تحت فشار قرار داده اند تا استراحت پزشکی او را لغو کنند و همچنین روی آقای علیقلی فشار می آورند که به زندان برگردد . انتقال به زندان او به منزله صدور حکم مرک وی میباشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران از تمامی سازمانهای حقوق بشری و وجدانهای بیدار جهانی خواهان دخالت ، برای آزادی بی قید و شرط این زندانیان سیاسی است و همچنین مانع انتقال آقای جواد علیقلی به زندان اوین است.
تخريب مقبره ابولولو در کاشان توسط ماموران وزارت اطلاعات :
در روزهای قبل و در پي سخنراني امام جمعه اصفهان در جلسه شوراي اداري استان اصفهان در محل استانداري اين شهر، در خصوص حمايت از وحدت مسلمانان و برخورد با مراسم هاي تفرقه انگيز، ماموران وزارت اطلاعات و نيروي انتظامي شهرستان کاشان اقدام به تخريب کامل مقبره ابولولو(قاتل عمر، دومین خلیفه نزد اهل سنت) نمودند .در پي اين اقدام که روز سه شنبه رخ داد عده زيادي از مردم کاشان در تجمع مقابل فرمانداري اين شهر خواستار توضيح مسئولان امر در اين مورد شدند .
وزارت علوم وجود دانشجویان سه ستاره را پذیرفت :
خبرنامه امیرکبیر:
نوربخش، رئیس هیئت گزینش استاد و دانشجو، طی اظهاراتی عنوان داشت در کنکور کارشناسی ارشد امسال دانشجوی ستارهدار وجود نخواهد داشت.
دکتر نوربخش در خصوص کنکور کارشناسی ارشد سال جاری گفت: در کنکور کارشناسی ارشد سال جاری دانشجو مردودی با نام ستاره دار وجود نخواهد داشت و هر داوطلبی که نمره قبولی علمی کسب کند، می تواند ثبت نام کند و از لحاظ صلاحیت عمومی برای داوطلبان موردی ایجاد نخواهد شد. البته این به معنای لغو فعالیت هیئت مرکزی گزینش استاد و دانشجو نیست، بلکه فعالیت ها با دید بازتری به مسائل صورت می گیرد.
رئیس دبیرخانه هیئت مرکزی گزینش استاد و دانشجو با پذیرش ایجاد مشکل برای ثبت نام 22 دانشجوی سه ستاره افزود: چند نفری که سال گذشته محدودیت هایی برایشان ایجاد شد هنوز مشکل شان حل نشده است. البته این محدودیت از سوی وزارت علوم نبود و مصلحت هایی از سوی برخی ارگان ها در نظر گرفته شده بود.
این مقام مسئول در وزارت علوم در پایان تاکید کرد: امسال کلیه داوطلبانی که نمره قبولی اخذ می کنند، ثبت نام می شوند. نهایتا اگر داوطلبی نمره علمی کسب کرده بود و مشکل اخلاقی و انضباطی در دانشگاه داشت، مسئله اش با اخذ تعهد رفع می شود.
پیش از این بارها وجود دانشجویان ستاره دار از سوی وزارت علوم تکذیب شده بود. وزیر علوم طی اظهاراتی که به فاصله چند روز مجبور شد آن را تکذیب نماید گفته بود دانشجویانی که از تحصیل محروم شده اند در پرونده خود حکم زندان، شلاق و تجاوز به نوامیس مردم را دارند.
وزیر علوم همچنین چندی پیش در پاسخ به سوال خبرنگاری که در خصوص وضعیت دانشجویان سه ستاره سوال کرده بود، گفت: تعجب می کنم چرا مسئله ای که فراموش شده را دوباره مطرح می کنید؟
لوموند : مقامات ايران در دو ماه گذشته يك فرانسوي را در خانهاش تحت بازداشت قرار داده اند :
روزنامه فرانسوي لوموند نوشت كه مقامات ايران در دو ماه گذشته يك فرانسوي را در خانهاش تحت بازداشت قرار داده اند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، وزارت امور خارجه فرانسه تاكنون از اظهار نظر درباره گزارش لوموند خودداري كرده است.
اين روزنامه مدعي شده بود "استفان دودانان" در ۳۰ ژانويه در منطقه سيستان و بلوچستان هنگان عكسبرداري از يكي از مراسم مذهبي در اين منطقه دستگير شده است.
اين روزنامه اين فرد را مورخ و متخصص در امور اسلامي خوانده كه پاسپورتش ضبط و به تهران اعزام شده است.
بنا بر اين گزارش، اين مورخ با يك بانوني ايراني ازدواج كرده و با خانوادهاش در تهران زندگي ميكند و حق ترك تهران را ندارد.
پاریس از ايران خواست محدوديت سفر محقق فرانسوي را لغو كند :
خبرگزاري فارس:
وزارت امور خارجه فرانسه امروز با ادعاي اين كه يك محقق و مورخ فرانسوي بر خلاف ميل خود در تهران تحت بازداشت قرار دارد از ايران خواست امكان ترك تهران را به وي ارايه كند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه از پاريس، روزنامه لوموند امروز گزارش داده بود "استفان دودانان"، مورخ و محقق در امور اسلامي كه براي مركز ملي مطالعات علمي (CNRS) كار ميكند در 30 ژانويه امسال در سفر به استان سيستان بلوچستان هنگام عكسبرداري از يك مراسم مذهبي دستگير شده و در دو ماه گذشته در منزل خود در تهران تحت بازداشت بوده است.
"دنيس سيمونو" سخنگوي وزارت امور خارجه فرانسه اعلام كرد: «ما از مقامات ايراني ميخواهيم تا هر چه سريعتر راهكاري پيدا كنند و به دودانان اجازه دهند بتواند از تهران خارج شود.»
اين وزارتخانه اعلام كرد: «هيچ اتهامي به وي وارد نشده اما پاسپورت وي ضبظ شده است.»
بنا بر اين گزارش، زماني كه "علي آهني" سفير ايران در فرانسه به وزارت امور خارجه فرانسه فراخوانده شد تا ابراز نگراني پاريس درباره بازداشت 15 ملوان و تفنگدار انگليسي به تهران ارايه شود، مسئله دودانان نيز به اطلاع وي رسيد.
فرانسه همچنين از ايران خواست ملوانان انگليسي را آزاد كرده و مراتب همبستگي خود را درباره بازداشت اين افراد به لندن ابراز كرد.
اين وزارتخانه محل بازداشت اين محقق را در نزديكي چابهار اعلام كرد و مقامات آن ابراز اميدواري كردند اين پرونده از طرق ديپلماتيك حل و فصل شود.
تهدید ملوانان و تفنگداران انگلیسی به 7 سال زندان :
روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی
www.roozna.com
يک روز بعد از رسيدن نظاميان انگليسي به فرودگاه هيترو لندن ، شش نفر از اين نظاميان در يک مصاحبه مطبوعاتي حاضر شدند و كليه سخنان خود در دوران بازداشت درباره ايران را پس گرفتند.
به گزارش آسوشيتدپرس، گروه نظاميان انگليسي در اين كنفرانس مطبوعاتي تأكيد كردند كه پس از بازداشت تصميم گرفته بودند با اعضاي سپاه پاسداران وارد درگيري نشوند.
آنها اعلام كردند "في ترني" تنها زن بازداشت شده در چهار روز اول بازداشت به طور كامل از بقيه گروه بي خبر بوده و به او گفته شده كه بقيه گروه آزاد شده و به انگليس بازگردانده شده اند. آنها مدعي شده اند از "ترني" به عنوان ابزار تبليغاتي استفاده شده است.
اين نظاميان مدعي شدند كه به هنگام بازداشت، سلاحهايشان به طرف خود آنها نشانه گرفته شده است.
آنها مدعي شدند كه حس كرده اند نمي توان با مقامات ايراني به طور منطقي مذاكره كرد و به همين جهت به خواسته هاي آنان تن دادند.
آنها مدعي شدند مقامات ايراني تهديد كرده بودند كه اگر با ورود به آبهاي ايران اعتراف نكنند، به هفت سال زندان محكوم خواهند شد.
اين شش نظامي از مواضع کشورشان در مورد عدم ورود به حريم آبي ايران تاکيد کرده ومدعي شدند ايراني ها با تاکتيک خاصي به نحوي عمل کردند که ادعا کنند ما در داخل مناطق ايران هستيم.
اين شش نظامي با وجود اذعان به رفتار انسان دوستانه واسلامي جمهوري اسلامي ادعا کردند اين اقدام در راستاي جنگ تبليغاتي ايراني ها بود.
اين نظاميان حاضر به اعطاي هيچ اطلاعاتي به خبرنگاران در مورد مسايلي که در بازجويي از آنها پرسيده شده بود واطلاعاتي که در اختيار بازجويانشان قرار دادند هم نگفتند.
يکي از اين شش نظامي در پاسخ به سئوال يکي از خبرنگاران که نظرش در مورد احمدي نژاد رئيس جمهور ايران که با وي چند روز پيش دست داده گفت : من به هر شکل به اينجا آمدم اما از شخصيتي همچون احمدي نژاد خوشم نمي آيد.
ملوانان آزاد شده انگلیسی که به مدت دو هفته توسط ماموران سپاه پاسداران در ایران به گروگان گرفته شده بودند، در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی که بطور زنده از تلویزیونهای جهان پخش شد، اعلام کردند که در آبهای بین المللی عراق دستگیر شدند.
ملوانان انگلیسی گفتند که هنگام بازداشت در آبهای بین المللی عراق بوده اند و رژیم تهران آنها را مجبور کرد که بگویند در آبهای ایران دستگیر شده اند.
به گفته ملوانان انگلیسی، ماموران نظامی جمهوری اسلامی با سلاح سنگین از جمله تیربار به سمت دو قایق آنها رفته و ملوانان را دستگیر کردند.
ملوانان گفتند که پس از دستگیری آنها را به پایگاهی منتقل می کنند و سپس با هواپیما در حالیکه چشمان آنها را بسته بودند و دستبند بدست داشتند به تهران انتقال می دهند و روانه زندان می کنند.
آنها گفتند که در مدت بازداشت تحت فشار روانی مستمر و در انزوا قرار داشتند و در سلولهای انفرادی نگهداری می شدند.
ماموران جمهوری اسلامی به آنها می گویند که اگر در برابر دوربین اعتراف کنند که وارد آبهای ایران شده اند، آزاد خواهند شد. در غیر این صورت به هفت سال زندان محکوم می شوند.
ملوانان گفتند که ماموران جمهوری اسلامی تنها ملوان زن دستگیرشده انگلیسی را که مادری جوان است، در انزوا قرار دادند و از او بعنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده کردند.
ماموران جمهوری اسلامی این زن جوان را کاملا بدور از سایر ملوانان نگهداری می کردند و بمدت چهار روز به او می گفتند که همه ملوانان آزاد شده اند و تنها او در زندان باقی مانده است.
زن کشی به بهانه نهی از منکر :
شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان :
متهم در جريان دادگاه با ادعاي مشابهي اعلام کرد طوبي را مهدورالدم مي دانسته و با قتل او قصد داشته زمين را از فساد پاک کند. اين مرد متاهل پس از پي بردن به نياز مالي طوبي او را به...
ديوان عالي کشور حکم پرداخت ديه براي مردي را که مدعي شده با اعتقاد به مهدور الدم بودن پسر عمه همسرش او را به قتل رسانده، تاييد کرد. همزمان در ماه هاي اخير گزارش هاي مشابهي از چندين مورد قتل که اغلب قربانيان آن زن بوده اند منتشر شده که متهمان با ادعاي مشابهي اقدام به قتل کرده اند.
روايت اول
قضات شعبه 27 ديوان عالي كشور حكم پرداخت ديه براي مردي كه با اعتقاد به مهدورالدم بودن پسرعمه همسرش، او را به قتل رسانده، تاييد كردند. به نوشته رسانه هاي رسمي کشور، محمد 32ساله كه متهم است تابستان سال 83 عبدالله، پسرعمه همسرش، را با ضربات متعدد چاقو در يك قنادي به قتل رسانده، در توضيح ماجرا گفته بود "دو سال پيش به طور اتفاقي از ارتباط همسر خود با پسرعمهاش عبدالله اطلاع يافته، و به منظور انتقام با تهيه چاقويي از قزوين به تهران آمده و پس از مراجعه به مقتول و به دنبال انکار وجود چنين رابطه اي از سوي مقتول او را به قتل رسانده است".
خبرگزاري فارس ماجراي اين پرونده را از زبان متهم به قتل چنين کرده است: "همسرم گفت پسرعمهاش ميخواهد براي ديدن خانه جديدمان نزد ما بيايد، باز هم براي حفظ زندگيام چيزي نگفتم. آن روز پنجشنبه بود وقتي به خانه آمدم ديدم عبدالله در منزل من است، با هم ناهار خورديم. او گفت تصميم دارد برود، من سر كار رفتم، شب كه برگشتم ديدم او هنوز در خانه است. پرسيدم چرا نرفتي گفت نيمه شب ميروم. خانه آنها در تهران بود و ما در قزوين زندگي ميكرديم. ديگر مطمئن شده بودم مسئلهاي ميان همسرم و او وجود دارد از طرفي زنم با سر و وضع مناسب مقابل عبدالله ظاهر نميشد. . . . براي اينكه به يقين برسم آنها با هم رابطه دارند، از خانه خارج شدم، ۲۰ دقيقه بعد دوباره برگشتم. بچهها خواب بودند، ديدم ظاهر همسرم آشفته است. عبدالله هم در شرايط طبيعي نبود، ناگهان از شدت خشم كنترلم را از دست دادم. ميخواستم با چاقو آنها را بكشم كه التماس كردند و من كمي آرام شدم. عبدالله بلافاصله از خانه من بيرون رفت. بعد همسرم را قسم دادم كه آيا او با عبدالله رابطه داشته است. زنم وقتي با اصرار من مواجه شد بالاخره به رابطه پنهانياش اعتراف كرد . . . او سعي كرد مرا آرام كند و گفت همان رفتاري كه عبدالله با من كرد تو هم با همسر او بكن يا اينكه مرا طلاق بده تا عبدالله با من ازدواج كند، اما من قصد داشتم از عبدالله انتقام بگيرم براي همين به اتفاق همسرم به تهران آمديم، من در راه چاقويي تهيه كردم. به مقابل خانه عبدالله رفتم و در آنجا با او به مشاجره پرداختم و به وي گفتم همسرم را طلاق ميدهم تا تو با او ازدواج كني، اما عبدالله قبول نكرد، و گفت:زنت به درد من نميخورد ميدانستم اين جواب را ميدهد، اما اين موضوع را مطرح كردم تا همسرم مطمئن شود پسرعمهاش به او دروغ گفته است. من در اين لحظه چاقو را بيرون آوردم عبدالله پا به فرار گذاشت، اما او را گرفتم و چندين ضربه به او و زنم زدم، اما فقط عبدالله جان باخت بعد هم منتظر شدم ماموران مرا دستگير كنند. من در آن لحظه به مهدورالدم بودن عبدالله اعتقاد داشتم و براي همين كشتمش".
روايت دوم
همسر متهم به قتل اما روايت ديگري از ماجرا داده است. براساس گزارشي که خبرگزاري ايسنا از جلسه دوم دادگاه بدوي اين پرونده منتشر کرده، همسر متهم به قتل گفته: "يك روز پسرداييام (عبدالله) براي ناهار به خانه ما آمد و بعد با هم بلند شدند و رفتند و ظاهرا پسر عمه ام كنار خيابان رفته بود اما ماشين پيدا نكرده بود. من هم براي شام مادرشوهرم را دعوت كرده بودم. وقتي حدود ساعت ۸ همسرم از سر كار آمد، پسرداييام نيز همراهش بود و ظاهرا همسرم او را كنار خيابان ديده بود و براي شام نيز دعوت كرده بود و تا ساعت 11 شب با هم نشستند و حرف زدند. . . پس از رفتن مهمانها، او ميخواست برود اما شوهرم اجازه نداد و گفت شب بمان و صبح ساعت حدود ۴ صبح ماشين براي رفتن هست و من هم ساعت را كوك كردم تا 4 صبح بيدار شوند اما صبح كه بيدار شدم شوهرم نيز بيدار بود ولي دوباره تا ساعت ۷ صبح خوابيدند كه پس از صرف صبحانه كه با حضور فرزندانم (يك پسر ۵ ساله و يك دختر ۸ ساله در آن زمان) بود دوباره همسر و پسر عمه ام با هم صحبت كردند بعد همسرم خداحافظي كرد كه سر كار برود. . . پس از ۵ دقيقه شوهرم خيلي عصباني برگشت و مرا صدا زد و همان لحظه كه در را باز كرد چند سيلي به صورت من زد و گفت پسرداييات به خاطر تو آمده بود اينجا و پرسيد كه شما داشتيد چهكار ميكرديد؟ كه درگيري آنها از اينجا شروع شد، و شوهرم ميگفت كه بايد مطمئن شود من هم گفتم كه من هيچوقت بعد از 10 سال زندگي خيانت نميكنم. بعد از درگيري هردو رفتند. . . تا ساعت ۱۳ در خانه تنها بودم و شوهرم خيلي آرام وارد خانه شده بود كه مرا صدا زد و بگو مگو كرديم تا اينكه گفت بايد به قرآن قسم بخوري. من هم گفتم به خاطر كاري كه نكردم قسم نميخورم. شوهرم نيز چند بار سراغ گاز كپسول رفت تا خانه را به آتش بكشد. بعد گفت اول بچهها را ميكشم. چند بار نيز سعي كرد چاقو را از كابينت درآورد و من ميگفتم كه مرا بكشد ولي اين كارها را نكند اما او قبول نكرد. . . شوهرم گفت اگر به خودت شك نداري به منزل پسرعمه ات برويم وقتي به خانه پسرعمه ام رفتيم او خيلي عادي با شوهرم احوالپرسي كرد و هنوز چند قدمي نرفته بوديم كه همسرم گفت كه من حاضر نشدهام قسم قرآن بخورم، پسرعمه ام هم گفت كه من با او كاري نكردهام اما شوهرم اولين ضربه چاقو را به او زد و عبدالله دويد و شوهرم تعقيبش كرد. من هم فقط جيغ ميزدم و زماني كه به آنها رسيدم پسرعمه ام مرده بود و شوهرم چند ضربه چاقو نيز به من وارد كرد. . . دو سال است فرزندانم را نديدهام و يك سال جور كاري را كه نكردهام كشيدهام، حتي پدر شوهرم سراغ مرا نگرفت و خانوادهام مرا رها كردند و آواره خيابانها شدم، در اين مدت كسي نگفت ناموسم چه ميكند؟ يا چه ميخورد؟ حالا هم حاضرم همه چيز را به گردن بگيرم اگر او برود و بچههايم را سر و سامان بدهد".
متهم، در دادگاه گفته که: "همسرم بعد از دستگيري من منكر حرفهايي كه زده بود شدو گفته اين مسئله فقط سوءظن بوده است، اما دخترم بارها در دادگاه تاكيد كرد، كه مادرش را در حال رابطه نامشروع ديده است". اين خبرگزاري هم چنين نوشته: "هر چند ادعاي محمد مبني بر اينكه مقتول همسرش را مورد آزار قرار داده بود به اثبات نرسيد، اما با توجه به اينكه با اعتقاد مهدورالدم بودن مقتول را به قتل رسانده است پنج قاضي شعبه ۷۴ محمد را به پرداخت ديه محكوم كردند و اين حكم از سوي قضات شعبه ۲۷ ديوان عالي كشور مورد تاييد قرار گرفت و براي اجراي حكم به شعبه اجراي احكام فرستاده شد". بر اساس اين حکم "محمد به پرداخت ديه و ۱۰ سال حبس محكوم شده است".
اين دومين مورد از پذيرش مهدورالدم بودن مقتولان توسط دادگاه در ماه هاي اخير است. پيشتر در تابستان گذشته نيز دادگاه قضات شعبه ۷۱ دادگاه عمومي تهران نيز ادعاي مرد متهم به قتلي را در مورد مهدورالدم بودن همسرش پذيرفتند.
روايت سوم
در ماه هاي اخير رسانه هاي کشور از موارد مشابه ديگري از قتل خبر داده اند. در نيمه آذر ماه گذشته روزنامه ها از قتل زني چهل و پنج ساله به دست مرد همسايه 25 ساله اش در پاکدشت ورامين خبر دادند. متهم در جريان دادگاه با ادعاي مشابهي اعلام کرد طوبي را مهدورالدم مي دانسته و با قتل او قصد داشته زمين را از فساد پاک کند. اين مرد متاهل پس از پي بردن به نياز مالي طوبي او را به بهانه فراهم کردن پول به گورستاني در پاکدشت کشيده و از پا در آورده بود. متهم چند روز پس از کشف جسد مقتول به پليس مراجعه کرد و با طرح اين موضوع که طوبي همشهري وي بوده، گفت: "اتهام قتل اين زن را قبول دارم. او داراي مشكل اخلاقي بود. طوبي آبروي من و خانوادهام را برده بود. همسايهها كارهاي زشت او را از جانب من و خانوادهام ميديدند. او را كشتم تا بيشتر از اين باعث آبروريزي نشود". محمد در برابر در برابر اين سخن رئيس شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران که در دادگاه از محمد پرسيد، "تحقيقات محلي حاكي از آن است كه طوبي زن پاكدامني بود، در اين باره چه دفاعي داري؟" گفت:"من چندين بار به او تذكر داده بودم اما گوش نميكرد. يك ماه قبل از اين حادثه تصميم به اين كار گرفتم. طوبي را به گورستان كشاندم. با مشت به سرش كوبيدم و با چاقو به جانش افتادم". متهم اين راه هم گفت که:"من دين خود را ادا كردم. ميخواستم زمين را از فساد پاك كنم اما قبول دارم كه اشتباه كردهام".
مرد ديگري که همسرش را از فسا به آبادان کشانده، او را به قتل رسانده، و جسدش را مثله کرده نيز پس از دستگيري ادعا کرده که همسرش را به اتهام فساد اخلاقي به قتل رسانده است.
در جريان قتل زن بيست و نه ساله اي به اسم ليلي در رشت هم که در دي ماه رخ داد، متهم به قتل ـ همسر مقتول ـ به ماموران گفت: "تصور مي کردم او فساد اخلاقي دارد".
در شهر قروه در حوالي سنندج نيز طي ماه گذشته، زني 20 ساله توسط برادر و خواهرش به اتهام فساد اخلاقي به قتل رسيد.
قتل زن 28 ساله اي در شهرستان ايذه که روز 25 مهرماه رخ داد نيز در شمار چنين قتل هايي است. خبرگزاري ايسنا در اين باره گزارش داده که حميد همسر 34 ساله مقتول، ابتدا قتل را منکر شده اما در بازجويي هاي بيشتر اعلام کرده که "همسرم فساد اخلاقي داشت و به من خيانت كرده بود، از اين رو شبانه در اقدامي ناگهاني، زماني كه در منزل بوديم، روسري وي را برداشتم و به دور گردنش انداخته و آنقدر فشار دادم تا جان باخت".
بر اين ها مي شود قتل نامغ قادري کارگر سينما بهمن تهران به دست جواني به نام مصطفي را نيز افزود که به ماموران گفت "به خاطر آنكه سينما را عامل فساد" ميدانسته "براي امر به معروف و نهي از منكر دست به قتل زده است".
قتل جواني به نام حسن جواري نيا که به همراه نامزدش در جاده گنجنامه همدان توسط مردي به نام نصرت الله قادري به قتل رسيد نيز از جمله همين قتل ها است. اين متهم به قتل اداع کرده که "من تنها قصد امر به معروف و نهي از منكر داشتم و انگيزه من از اين كار، رضاي خدا بود". توحيد غفار زاده دانشجوي دانشگاه آزاد سبزوار نيز که به نوشته رسانه ها و اعلام دانشجويان سبزوار توسط کسي که از او به عنوان "يکي از اعضاي بسيج دانشجويي تربيت معلم سبزوار" نامبرده مي شود، درست با ادعاي مبارزه با فساد به قتل رسيد.
مستند اصلي قاتلاني که با ادعاي مهدور الدم بودن کساني را کشته اند، دو ماده از مواد قانون مجازات اسلامي است. نخستين ماده در اين مورد، تبصره دوم ماده 295 قانون مجازات اسلامي است که بر اساس آن "در صورتى كه شخص كسى را به اعتقاد قصاص يا به اعتقاد مهدورالدم بودن بكشد و اين امر بر دادگاه ثابت شود و بعداً معلوم گردد كه مجنى عليه مورد قصاص يا مهدورالدم نبوده است، قتل به منزله خطاى شبه عمد است و اگر ادعاى خود را در مورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و ديه از او ساقط است". دومين مورد نيز ماده 226 قانون مجازات اسلامي است که بر اساس آن "قتل نفس در صورتى موجب قصاص است كه مقتول شرعاً مستحق كشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل بايد استحقاق قتل او را طبق موازين در دادگاه اثبات كند".
با اين حال به اعتقاد بسياري از حقوقدانان و فقيهان، در هنگامي که حکومت اسلامي برقرار است و قوانين بر اساس شرع تدوين شده اند کسي حق ندارد به اجراي حکم مهدورالدم اقدام کند.
افزايش قتل هايي که متهمان ادعاي مهدورالدم بودن مقتولان را دارند در ماه هاي اخير مي تواند زنگ خطر باشد درباره تکثير قاتلاني چون عاملان قتل هاي کرمان و زن کشي هايي از نوع آنچه به نام سعيد حنايي در مشهد به ثبت رسيد.