تبليغاتX
شوق رهایی

شوق رهایی

اندیشه ، آزادی ، دمکراسی ، حقوق بشر ، انقلاب مخملی

                                  

خانم محبوبه حسین زاده و خانم ناهید کشاورز دو تن از زندانیان جنبش زنان بعد از آزادی از اوین حرف های زیادی برای گفتن دارند:

ماجراهای غم انگیز از زندان های حکومت اسلامی ،

فقر ، نابسامانیهای اجتماعی ، عدم عدالت اجتماعی ، تحت فشار بودن افراد در جامعه و بسیاری از موارد دیگر باعث پایمال شدن حقوق انسانی و در راس آنها حق حیات برای انسان ها می شود.

.... زنانی که هنوز آثار شکنجه بر بدن بعضی هاشون بود برای گرفتن اعتراف ....
 
 
وبلاگ محبوبه حسین زاده ( پرنده خارزار ) :  
 
 
شنبه اول اردیبهشت ساعت ۱۰ صبح روبروی سازمان ضد میراث فرهنگی واقع در خیابان آزادی ، نبش یادگار فراموش نشود.
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

                                              

                                                  شکایت چند وکیل از وزارت نیرو

 

شکایت‌ نامه ایی توسط « محمد علی دادخواه » ، « شیرین عبادی»  و ‌«خانم صباغیان»  از وکلای دادگستری علیه وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی تنظیم شده است.

 

محمد علی دادخواه وکیل پایه یک دادگستری می گوید : «با استناد به نظریه 308/7 اداره کل امور حقوقی قوه قضائیه، هر شهروند ایرانی حق دارد تا در مواردی که احساس می‌کند عملکرد دولت و یا دیگر نهادهای اجرایی در حال تضییع حقوق وی هستند به مصداق امر به معروف و نهی از منکر از آن‌ها به دادستانی شکایت کند»

 

وی می گوید : با توجه به نظریه ۲۵ خرداد سال ۸۵ اداره حقوقی قوه قضائیه، هر کس می‌تواند نسبت به جلوگیری از تخریب آثار باستانی اقدام نماید و شکایت خود را به مراجع قضایی ارائه دهد. وی می گوید به همین دلیل ما شکایتی علیه وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی تهیه کرده ایم و به دادستان کل مرودشت تحویل داده ایم تا از آبگیری سد سیوند جلوگیری شود

 

این عضو برجسته کانون وکلا، پاساگارد را شناسنامه ایران می داند و می گوید : باید از این میراث ارزشمد حراست شود و باید برای جلوگیری از تخریب آن عکس‌العمل نشان داد

وی می گوید : به هنگام طرح دعوی علیه طراحان مترو اصفهان، اداره کل امور حقوقی قوه قضاییه در پاسخ این نظریه را ارسال کردند که بر اساس آن، آنچه دولت به صورت مالکیت عمومی در اختیار دارد متعلق به ملت است. به بیان دیگر دولت به نمایندگی از ملت و توسط دولت‌مردان تصدی این اموال را در اختیار دارد.

از طرفی «سعید ابوطالب» ، نماینده تهران در مجلس و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم و عضو ائتلاف آبادگران گفت: مجلس از ۸ ماه پیش خواهان پاسخ سازمان میراث فرهنگی درباره آبگیری سد سیوند و امکان تخریب آثار باستانی منطقه شده است که به رغم این زمان هنوز سازمان میراث فرهنگی  نظر خود را به ما اعلام نکرده‌اند

وی بنا به دلیل افترا از مشایی به دادسرای کارکنان دولت شکایت کرده است.

ابوطالب تأکید کرده است : ظاهرا مدیران این سازمان همه کار می‌کنند جز مدیریت مربوط به فعالیت‌های خود.

منابع

http://www.aftabnews.ir/vdca0an490n0m.html

http://www.aftabnews.ir/vdchivn23mnwm.html

http://www.aftabnews.ir/vdcb00brh9b9s.html

http://70.86.30.133/news/64732.php

 

با توجه به مطالب ذکر شده و نیز با وجود قانونی بودن دفاع از میراث فرهنگی ، ما ، جمعی از دوستداران فرهنگ و تمدن ایران برآنیم  تجمع اعتراض آمیزی را روز شنبه ،۱/۲/۱۳۸۶ ساعت ۱۰ صبح برابر سازمان میراث فرهنگی برگزار کنیم و در این راه دست تمامی هم وطنان عزیز را می فشاریم . زیرا که معتقدیم، فردا برای نجات یادگارهای تاریخی این مرز و بوم بسیار دیر است .

 

 

امضا کنندگان :

 

کمیته ی دانشجویی دفاع از پاسارگاد

 

کانون دانشجویان مسلمان

 

دفتر تحکیم وحدت

 

دانشجویان باستان شناسی ورامین

 

 

منابع :

 

http://sivandprotest.blogfa.com/

 

http://www.pasargadstudents.blogfa.com/

 

  

 

 آدرس سازمان ضد میراث فرهنگی : خیابان آزادی ، نبش یادگار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

تصاوير تجمع ۲۲ فروردين مقابل سازمان ميراث فرهنگی

tajamo 22 farvardin

tajamo 22 farvardin 

 

هم میهنان :

احمدی نژاد در جمع مردم مرو دشت اعلام کرد هفته آینده سد سیوند با حضور خودم آبگیری می شود!

این در حالی است که تا کنون تجمعات بسیاری در اعتراض به آبگیری این سد صورت گرفته و طومارهای بسیاری نوشته شده است.

سه وکیل دادگستری از مشایی و فتاح شکایت کرده اند و سعید ابوطالب نماینده مجلس نیز از مشایی شکایت کرده است.

به تبع آب گیری سد سیوند ، تنگه بلاغی ، که در سینه ی خود آثار بی نظیر و ارزشمند باستانی فراوانی را دارد به زیر آب خواهد رفت  و علاوه بر آن به ، آرامگاه کوروش ، نماد حقوق بشر ، دشت پاسارگارد ، راه شاهی ، محوطه پارسه و ... و حتی درختانی با قدمت بیش از 500 سال آسیب جدی خواهد رسید .

از همین رو ، ما ، جمعی از دوستداران فرهنگ و تمدن ایران برآنیم  تجمع مسالمت آمیزی را روز شنبه ،۱/۲/۱۳۸۶ ساعت ۱۰ صبح برابر سازمان میراث فرهنگی  برگزار کنیم و در این راه دست تمامی هم وطنان عزیز را می فشاریم . زیرا که معتقدیم، فردا برای نجات یادگارهای تاریخی این مرز و بوم بسیار دیر است .

 

http://sivandprotest.blogfa.com/

 

http://www.pasargadstudents.blogfa.com/

 

 

 آدرس میراث فرهنگی : خیابان آزادی ، نبش یادگار امام

 


 

در مورد اعتراضات معلمان اینجا را بخوانید:

 

http://www.fresh-air.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

                                           بیژن را آزاد کنید

اخبار تکمیلی و لحظه به لحظه در مورد ربودن بیژن صباغ و مهدی شریف و سایر دانشجویان در دانشگاه مارندران را در لینک های زیر ببینید: 

                      http://babolsaruniv.blogfa.com/ 

                   http://eteraz-e-daneshjoo.blogfa.com

اخبار تجمع دیروز و عکسهان آن را نیز در اینجا مشاهده کنید:

                                     http://eteraz-e-daneshjoo.blogfa.com/post-11.aspx

 


اخبار مربوط به اعتصاب معلمان در اصفهان را در اینجا ببینید:

http://front.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

 

ارغوان
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابي است هوا
يا گرفته است هنوز
من در اين گوشه که از دنيا بيرون است
آفتابي به سرم نيست
از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
آه ين سخت سياه
آنچنان نزديک است
که چو برمي کشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همين يک قدمي مي ماند
کورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني است
نفسم مي گيرد
که هوا هم اينجا زنداني است

به نام آنکه آزادی را از ایران گرفت

ترازوی عدالت انگار هیچگاه به موازنه نخواهد ایستاد

 

 

آقای مسعود ده نمکی مطمئن باش خدا از سلطان محمود بزرگتر است

آقای مسعود دهنمکی انگار دیگر چماقی در دستتان نمی بینیم و گویا قلم را به دست گرفته ایید و با لبخند خوش و حجب و حیا بر صحنه یکتای هنرمندیتان می تازید.

 

مسعود خان بر طبلی که می کوبی ، اگر خوب نگاه کنی ،طیل توخالیست.خوب به اطراف و اطرافیانت نگاه کن خوب به گذشته و حالت نگاه کن ،اگر خوب نگاه کنی هنوز چماق را می بینی که در رعشه انگشتانت باز بی تابی می کند که بر سر کسی فرود اید،در شرایط مختلف چماق را به حالتهای مختلف بر سر مردم فرو می آوری ،اما این بار با نوشته هایت.

 

آقای مسعود ده نمکی در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ بی رحمانه و با چماقت بر عزت ابراهیم نژاد و دانشجویان بی پناه در خواب راندی و همه را با این کارت مات و مبهوت بر جای خود نشاندی،باور کن،باور کن که این چماقت که این دفعه با نوشته ات بر خانواده ما وارد کردی از آن ضربات چاقویی که به عزت وارد کردی بی رحمانه تر بود.

 

آن موقع [ده نمکی] عزت را شبانه و تک وتنها به گوشه ای کشاندی و با ضربات چاقو،زنجیر خودت و دوستانت عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه ) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید ولی این بار با آن چماق سنگینت که پر بود از تحجر و نادانی و عقده های سنگین و چرکین که با جهالت و نادانی و بی خردی بر خانواده زجر کشیده عزت که با هزاران مشکل و در تنهایی مفرط در این کشور بزرگ ،وارد کردی و درد کهنه ما را بیشتر کردی.

 

مسعود خان همانطور که می دانی ما خانواده عزت از همان اول حادثه تک و تنها در مقابل ظلم  و ستم شما ایستادیم و بدون هیچ گونه حامی و تنها با حمایت دانشجویان که خود پر بودند از زخمهای که بر آنها زده بودید، به مبارزه علیه تحجر شما پرداختیم و تا این لحظه با آن همه فشارهای مختلفی که پر پیکر خانواده ما وارد کردید ایستاده ایم و تا محاکمه قاتلین عزت و جنایتکاران و متحجرین ۱۸ تیر هیچگاه عقب نشینی نمی کنیم و همواره بر این را ه خود پایدار هستیم.

 

آقای مسعود ده نمکی هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه ۱۸ تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند.

 

درج مطلب اقای علی رضا آستانه در سایت شما یعنی قبول تمامی مطالب  و نوشته های مطلب که از سوی شما و مخصوصا در این موقعیت حساس شما و خانواده ما که تحت فشار شدید شما هستیم،یعنی سرپوش گذاشتن بر تمام واقعیاتی که بعد از حادثه ۱۸ تیر در همه حال در حال فرار از آن بودی و هر گز به خود اجازه ندادی یک بار که واقعیت را بپذیری و بر اشتباه خودت اعتراف کنی.

 

 

به هر حال مسعود خان شب دراز است و قلندر بیدار  ...

 

 

و چند کلام با اقای علی رضا آستانه

آقای آستانه بی شک در نوشته سخیف و بی منطق شما که مانند همان متحجران که به دنبال سر پوش گذاشتن بر جنایت خود هستند ،شما هم بی منطق و بدون اینکه احساس کنی خدایی هم وجود دارد مطلب را بی رحمانه راندی.به هر حال در نوشته های شما هم نکته هایی هست که نشان از نادانی و یا نا آگاهی  شما از موضوعات و جریان ۱۸ تیر دارد و به نوعی می خواهید خود را به این مسائل متصل کنید و یا اینکه تملق مسعود خان را بدهی .به هر حال مجبوریم جهت اطلاع فقط با اشاره همان مطالب کذب شما به چند نکته اشاره کنیم.

 

بله آقای مسعود ده نمکی حجب و حیای بسیاری دارد  که خود ما تمامی این حجب و حیا را در ۱۸ تیر و جریانات مشابه به تکرار دیده ایم و نیازی به توضیح شما ندارد.

 

همان مسعود خانی که با همین حجب و حیا به انصار حزب الله و گروهای فشار دستور داد که برید از بازار مولوی هر چه زنجیر و چاقو و چماق هست بخرید و آنها هم با ماشینهای سپاه و بیت رهبری رفتند و گرفتند و دیدیم که آن حجب و حیا در آن نیمه های شب چه دریای خونی به راه انداخت و با چشم خود دیدیم که همین حجب و حیا چگونه عزت را درخون غوطه ور ساخت.

 

بله آقای آستانه  جریان ۱۸ تیر و حادثه کوی دانشگاه جریان بسته ای است که اگر باز شود و به طور دقیق بررسی شود مسعود ده نمکی را که سنگش را به سینه می زنید و غمازانه از آن به حمایت پرداخته اید باید اولین نفری باشد که حساب پس بدهد .که متاسفانه در این جریان با زیرکی خاص و با حمایت از مقامات بالا از صحنه اتهام گریخت .شاید می گویی نه،اما شواهد و حقیقت این را اثبات می کند و اگر دادگاه عدل الهی در کار باشد مطمئنا به سزای عمل خود خواهد رسید.

 

آقای استانه چه کسی عزت  را از خواب بیدار کرد؟ چه کسی؟ چرا اصلا عزت ابراهیم نژاد آنجا بود ؟ مگر افسر وظیفه نبود ؟ مگر نمی توانست با نشان دادن کارت شناسایی خود از صحنه بگریزد؟ چرا نرفت؟ چرا ماند و جنگید؟

 

می تونی جواب این سوالها رو از مسعود خان درگوشی بپرسی . حتما حقیقت را بهت خواهد گفت .

 

اقای آستانه فاصله دفتر کار عزت با دفتر ده نمکی فقط چند قدم بود از نزدیک او را می شناخت. تمام امکانات رفاهی در آنجا برای عزت فراهم بود با بهترین جا و مکان که در اختیار همه سپاهیان قرار دارد.ولی،ولی هرگز به خود حتی یک بار هم اجازه نداد که شبی آنجا بماند و یا حتی پیاله ای از چایی سپاه را مصرف کند.

 

همیشه با آنها در تناقض بود تا به حدی رسید که چند ماه قبل از ۱۸ تیر به دلیل تناقضات اندیشه ای مجبور شدند که عزت را بازداشت و محاکمه کنند .ولی باز عزت در مقابل آنها ساکت ننشست و مسئله تا جایی رسید که توسط همان متحجران سپاهی کشته شد و خود را جاودانه کرد به حدی که اکنون نیز با شنیدن نام عزت ابراهیم نژاد ترس و دلهره بر اندام آنها می افتد .

 

نگاه کن ببین چگونه بر جنایت خود سرپوش می گذارند همین اقای ده نمکی چند روز بعد از حادثه به خانواده ما گفت که عزت توسط یک ماشین پراید در یکی از خیابانها کشته شده است. حال خود قضاوت کنید.

 

آقای آستانه ما در تعجبیم که با آن پای جراحی شده ات چگونه در تمامی صحنه های ۱۸ تیر حاضر بودی ؟؟؟

فقط دوحالت ممکن است ، یا اینکه شما اصلا تهران نبوده اید و دروغ می گویید و جریان را به نقل از دوستان انصاری خود شنیده اید و یا اینکه خود شما جزوی از گروه فشار بودید که بر دانشجویان بی پناه بی رحمانه راندید و برای تبرئه خود جریان را واژگون نقل می کنید و از اینکه جنایات افشا نشود مانند همانان جریان از گفتن حقیقت تفره می روید.

 

و عجیب آن عکاس روزنامه کیهان است که تیر خورد و ما برای اولین بار بعد از ۸ سال این جریان رو فهمیدیم.(عجیب است این دروغ بزرگ)

 

آقای استانه مطمئن باش اگر یک قطره خون از دماغ یکی از انصار  و گروه فشار ریخته می شد با دستور مستقیم همه را به رگبار می گرفتند ولی دیدید که دانشجو سپری به جز قلمش ندارد و اهل چاقو و زنجیر و چماق نیست و مظلومانه تاوان تحجر بی خردان و متحجرینیرا دادند با نام یا زهرا و یا حسین در نیمه های شب از اتاق های خود به بیرون پرت می شدند  .

 

ما درتمامی دادگاههای پرونده  ۱۸ تیر حاضر بودیم و دیدیم که متهمان پرونده با یک بهانه ساده به راحتی تبرئه می شدند .در مقابل دیدگان خود دیدیم که سردار نظری در تعجب همگان تبرئه شد و با گلهای مریم که از قبل اماده کرده بودند در همان دادگاه او را بدرقه کردند. لباس شخصی ها هم که تعداد اندک و رده پایین از آنها را توانستند با هزار زحمت به دادگاه بیاوردند نیز یک به یک تبرئه شدند و بعدها نیز نشان لیاقت دریافت کردند.

 

در آخر هم دیدیم که احمد باطبی به جرم بالا بردن پیراهن خونین به اعدام محکوم شد وبقیه دانشجویان نیز به اعدام و زندانهای بلند مدت محکوم شدند که از شرم بی حیایی و خجالت خود اعدامها را به پانزده سال زندان کاهش دادند.

 

جریان حادثه کوی دانشگاه با دزدی ریش تراش یک سرباز و محکوم کردن ان بدبخت در دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی به همین سادگی بسته شد.

 

به قول خودت  القصه کوی گذشت و کوی داران به زیر شدند ده نمکی ( سرفرازانه و مستانه) فیلم می سازد و در فیلمش سوژه همبستگی ملی(دوری از چماق)را ترویج می کند.

 

اما یک سوال آقای استانه ؟چرا به دنبال کسی می گشتی که جای خوابش را به عزت داده بود ، اما به دنبال آن کسانی نیستی که عزت را بی رحمانه و با آن وضعیت وحشتناک کشتند.

 

اما آقای آستانه ،آقای ده نمکی ما این توهین شما را بر نمی تابیم که خانواده عزت را به عنوان یک چماق فروش معرفی می کنید (حتما آن چماقهایی که مسعود ده نمکی و یارنش در ۱۸ تیر استفاده کردند همه را پدر عزت ساخته بود)چگونه و با چه دلیل و مدرکی اینگونه گفتید . شغل پدر عزت کشاورزی بوده.

 

البته این حماقت و جهالت بیش از حد و دروغ پردازی شما را در تمام جریانها ثابت می کند که نادانسته هر حرفی را بر دهان خود می رانید.

 

(البته ما شکایت را در این توهین، از شما و ده نمکی برای خود محفوظ می دانیم ) هر چند که اجازه این را در همین ابتدای راه به ما نمی دهید و در همان نطفه مثل همیشه خفه مان می کنید. پس همان بهتر که به دادگاه عدل الهی واگذار کنیم.

 

جهت اطلاع عرض کنیم که مسعود ده نمکی به عنوان متهم ردیف دوم قتل عزت به دادگاه معرفی شده است هر چند مطمئن هستیم که دستگاه حکومتی به نحوی عمل می کند مثل همیشه که حتی این جریان به گوش  جناب مسعود خان نرسد که مبادا موجب تکدر خاطر ایشان شود و همرزمانشان شود تا اینکه ایشان بتوانند با تلاش فرهنگی خود به دور از هر گونه چماق و زنجیر فیلم بسازند و همبستگی ملی را ترویج کنند و شاید اینکه بتوانند ایشان را گرد پای مخلباف برسانند.

 

بله آقای علی رضا استانه ،اقای مسعود ده نمکی ما در مرگ تدریجی خود که شما برایمان درست کردید داریم میلولیم ولی هیچگاه طلب یاری نه از شما خواسته ایم و نه از خانم عبادی .

 

فقط این را خوب بدانید ودر گوش خود فرو کنید که خانواده عزت ابراهیم نژاد با آنهمه فشارهای مضاعفی که بر پیکرشان وارد می کنید هنوز استوار و پایدار مانده اند. همچنان که خوب هم اطلاع دارید نه سازمانی و نه هیچ حزبی از ما حمایت نمی کند و ما تک تنها در غربت تنهایی خویش در مقابل غولهای متحجر اسلامی به دنبال خوانخواهی عزیزمان و تمامی زندانیان و اسیب دیدگان ۱۸ تیر هستیم.

هر چند در این راه بسیار تنها هستیم ولی مطمئن باشید که انتقام خونهای ریخته شده را خواهیم گرفت.

 

 

یک مملکت ممکن است با بی خدایی پابرجا بماند ولی با ظلم هرگز

 

شعری از عزت ابراهیم نژاد 

 باران  

با … را … ن ، باران باران

ساق هايم چون ني

و

 دستهاي ترِ رقصانِ تُرا مي طلبد .

روح باران !

تا بهاري ديگر

 سبز را عاريتي باش

تا بپوشم به بهاري ، من سبز

 تا بخوانم سَرِداري ، من سرخ

 چون بميرم به خزاني ، من زرد

 تا بهاري ديگر

 سبز را عاريتي باش و بهار

 عشق را

هديتي باش و ببخش

عزت ابراهیم نژاد

 

نمونه ای از جنایات اقایان

آقای ده نمکی اگه خواستی عکس از پشت سر عزت را بگذارم تا ضربات چاقو و باتوم و زنجیرهایت را که به کمر عزت زدیدی رایک بار دیگر ببینی

جنازه عزت

 

جنازه اکبر محمدی

جنازه اکبر

 

به نقل از وبلاگ لاله سرخ کوی دانشگاه

http://www.1378.blogfa.com/ 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

                            

لطفا این لوگو را در وبلاگ های خودتان نمایش دهید

 

 
 
 
 

به گزارش فارس، اسفنديار رحيم مشايي ، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در حاشيه ديدار با وزير فرهنگ و گردشگري كشور سيرالئون گفت: كارشناسان ادامه فعاليت باستان شناسي در تنگه بلاغي را ديگر ضروري نمي‌دانند! و آبگيري سد سيوند، بلامانع است.

این در حالی است که محمدعلي دادخواه، عضو كانون مدافعان حقوق بشر، از شكايت خود، شيرين عبادي و يكي ديگر از وكلاي دادگستري عليه وزير نيرو و رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در خصوص آب‌‏گيري سد سيوند خبر داد و گفت: ظرف روزهاي آينده شكايت خود را تقديم دادستان مرودشت مي‌‏كنيم.
در گفت‌‏وگو با خبرنگار ايلنا، با اعلام اين مطلب، گفت: با توجه به اين كه مجموعه پاسارگارد، تنگه بلاغي و مقبره كوروش كبير به عنوان نماد جهاني حقوق بشر مورد اعتبار و احترام ايرانيان از يك سو و علاقه‌‏مندان به ميراث فرهنگي بشري از سوي ديگر است و همچنين با عنايت به اين كه آب‌‏گيري سد سيوند لطمات جبران ناپذيري را به اين مجموعه وارد مي‌‏كند، درصدد هستيم عليه پرويز فتاح، وزير نيرو و اسفنديار رحيم‌‏مشايي، رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مبادرت به طرح شكوائيه كنيم.
وي، افزود: ظرف روزهاي آينده اين شكوائيه تقديم دادستان مرودشت مي‌‏شود تا روند رسيدگي به اين پرونده آغاز شود.
دادخواه، با اشاره به اهميت حفظ و نگهداري ميراث فرهنگي كشور، گفت: اهميت اين موضوع به قدري است كه حتي اداره حقوقي قوه قضاييه نيز دفاع از ميراث فرهنگي را در زمره امر به معروف و نهي از منكر اعلام كرده است.
 

 
                                         
 
                                    
 
دفاع از میراث فرهنگی بشری که مجموعه پاسارگاد ، تنگه بلاغی و مقبره کورش نیز جزعی از آن می باشد آنچنان حایز اهمیت می باشد که برای نجات آن سه وکیل دادگستری طرح شکایتی را بر علیه وزیر نیرو و رییس سازمان میراث فرهنگی مطرح کرده اند و حتی اداره حقوقی قوه قضاییه نیز دفاع از آن را در زمره امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرده است . نکته دارای اهمیت این می باشد که دفاع از پاسارگاد از لحاظ قانونی کاملا توجیه پذیر می باشد و نابودی میراث فرهنگی بشری در ایران مشابه حرکت گروه طالبان در مورد مسله تندیسهای بودا در بامیان افغانستان می باشد که تندیس ۵۵ متری ، بلندترین تندیس بودا در جهان و بلندترین مجسمه سنگی جهان نابود شد.
تندیس بزرگ :صلصال    و     تندیس کوچک‌تر :شمامه
 
 
 
 
 
سعید سعیدی عزیز زحمات زیادی کشیده اند و از آب گیری سد سیوند عکس گرفته اند ، بله آبگیری سد سیوند. سد سیوند در حال آبگیری است !
 
 
 
                                           سد سیوند
 
                                   http://mountorsa.blogfa.com/post-190.aspx

                                      

                                   http://mountorsa.blogfa.com/post-190.aspx

                                   

                                   

                                   http://mountorsa.blogfa.com/post-190.aspx

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

                                    nahidkeshavarz.JPGvsdvvsd.JPG

                                             ناهید کشاورز   و  محبوبه حسین زاده 

                            دو تن از فعالین کمپین یک میلیون امضا که در بند می باشند.

 


«فی ترنی»، نظامی زن بازداشت شده انگلیسی می گوید که از مرگ و تجاوز در زمان بازداشت خود هراسان بوده است.

فی ترني به «سان» گفت، كمي پس از دستگيري وي از كاپيتان «كريس اير» رهبر گروه پرسيد: آيا آنان قصد تجاوز به من را دارند؟

وی به روزنامه سان می گوید در یکی از بازجويی ها، بازجو به او گفته است چه احساسی خواهد داشت، اگر بداند که باید جانش را فدای کشورش کند؟ و نظرت در مورد مرگ براي كشورت چيست؟

فی ترنی:  فردای آن روز یکی دیگر از بازجویان به او گفت شما نمی فهمید، شما باید با ما همکاری کنید. آیا می خواهی فرزندت را دو باره ببینی؟

فی ترنی : ماموران حکومتی در ایران او را تهدید به مرگ کرده بودند.

فی ترنی : یک روز صبح صدای چوب و اره و میخ و نجاری کردن را نزدیک سلولم شنیدم و صدای زنی که داشت مرا با متر اندازه می‌گرفت! متقاعد شدم که آنها در حال ساخت تابوتم هستند. 

فی ترنی : پس از دستگيري از ديگران جدا شده و به او دستور داده اند لخت  شود و تنها لباس زيرهايش به تنش باقي مانده است.

فی ترنی: ماموران او را به داخل سلول بسیار کوچکی انداختند و به او گفتند برهنه شود و در سلول چند پتوی کثیف به او داده اند که روی آنها می خوابیده است.

 

ملوان زن انگلیسی : ماموران او را برهنه کرده بودند و به او می گفتند که اگر همکاری نکند، دیگر هرگز فرزند خود را نخواهد دید.

 

فی ترنی: در پنج روز نخست بازداشت ماموران به او گفته بودند که سایر ملوانان آزاد شده و به انگلستان بازگشته اند و فقط او در زندان باقی مانده است.

«آرتور بچلور» ۲۰ساله و کوچکترین عضو گروه هم به «ديلي‌ميرور» گفت: من را هم تنها با لباس‌هاي زير در اتاقي تاريك انداختند و بازجو گفت كه اگر مي‌خواهم دوباره خانواده‌ام را ببينم، بايد همكاري كنم.

«آرتور بچلور» می گوید : نگهبانان به او لقب «مستر بين» داده بودند. وي از رفتار بد نگهبانان با وي و ترني زماني كه كمي با هم نجوا كردند، سخن گفت.

فی ترنی: بازجويی ها بیشتر شبها صورت می گرفت و گاهی تا ۶ صبح ادامه می یافت.

فی ترنی : ماموران به من می گفتند اگر آنچه را که می‌خواهند نگوید به هفت سال حبس در ایران به جرم جاسوسی محکوم خواهد شد

فی ترنی: در برخی بازجويی ها از او اطلاعات نظامی می خواستند.

 

بازجویان از او می پرسیدند که سایر ناوهای نیروهای ائتلاف در کدام قسمت از خلیج فارس قرار دارند؟ این کشتی ها چگونه از خود حفاظت می کنند؟ چگونه با یکدیگر ارتباط دارند؟ و آمریکا چه دستوراتی به آنها داده است؟

 

به گزارش «گاردين»، ترني گفته كه ايراني‌ها او را مجبور به نوشتن نامه‌‌اي عليه سياست‌ها و دولت انگليس كرده‌ و گفته‌اند كه اگر همكاري كرده و به بودن در آب‌هاي سرزميني ايران اعتراف كند، تا دو هفته ديگر آزاد مي‌شود .

 

فی ترنی: نامه هايی را که ماموران جمهوری اسلامی از او خواسته بودند بنویسد، عمدا به گونه ای نوشته است که واحد دریايی این ملوان انگلیسی و همچنین خانواده او متوجه شوند که نامه ها را تحت فشار نوشته است.

 

 

منابع :

آفتاب

خبرگزاری فرانسه از لندن

ديلي‌ ميل

 


به کار بردن قوانین برای ظلم!

.......

صبح روز پس از تلفن قاضی، به دادگاه رفتم. هنگام ورود به دفتر دادیاری دوم، آقای بروجردی را دیدم که روی صندلی نشسته بود و روی برگه بازجویی چیزی می نوشت. لباس زندان به تن اش بود و ریش اش کوتاه شده بود. معلوم بود که از زندان به دادگاه آورده شده بود.
روی صندلی کناری اش نشستم. پیش از بازداشت، او مرا در مقابل خانه اش دیده بود. با او مصاحبه کرده بودم. بار گذشته که از زندان به دادگاه احضار شده بودم، او نیز همراهم بود. در آن روز مقداری با هم حرف زده بودیم. می گفت در بازداشتگاه ۲۰۹ به طرز وحشیانه ای کتک اش زده اند. می گفت بر اثر ضربات باتون مغزش آسیب دیده و دچار یک نوع بیماری مغزی شده. راست می گفت. یک جوری شده بود. کمرش خمیده شده بود. معلوم بود که به شدت بیمار است و درد می کشد.
 
.......
 

سپس نظر من را پرسید و گفت آیا از ایشان (منظورش بروجردی بود) سوالی داری یا خیر؟ و من پاسخ دادم خیر سوالی ندارم و اساسا من فردی مذهبی نیستم و هیچ علاقه ای به مباحث مذهبی ندارم. اما فکر می کنم کسانی مانند ایشان (منظورم بروجردی بود) باید این آزادی را داشته باشند که مراسم مذهبی خود را برپاکنند و حکومت هم باید امنیت شان را تامین کند. و بعد قاضی دوباره رفت پای منبر و کتابچه هایی که از منزل آقای بروجردی جمع آوری شده بود را روی میز کارش چید و با خواندن بخش هایی از هر کتابچه، به توصیف اقدامات آقای بروجردی (که فریب کارانه توصیف اش می کرد) پرداخت.

.......


به خیال خودم حرف بدی نزده بودم. اما نمی دانم چرا قاضی محترم دادگاه از حرف هایم برآشفته شد و یکهو از پشت میزش بلند شد و آمد طرف من و دو سه بار مشت اش را به سینه ام کوبید (البته نه خیلی محکم، بلکه کوبیدن این مشت یک جور هشدار بود به من که باید مراقب حرف زدنم باشم) و چند تا ناسزا بارم کرد و گفت: "خودت خواستی، حالا برو تا دوباره احضارت کنم!

آخرین درجه ی فساد، به کار بردن قوانین برای ظلم است. "ولتر"
 
وبلاگ کیانوش سنجری
 
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

 

روز جهانی حقوق بشر - ۱۰ دسامبر

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر :

 

  ماده ۱

    تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .

 ماده ۲

    هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت  دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده  باشد.

 ماده ۳

    هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .

 ماده ۴

    احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع  است.

 ماده ۵

    احدی  را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

 ماده ۶

    هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .

 ماده ۷

    همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

 ماده ۸

    در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده  باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

 ماده ۹

    احدی  را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

 ماده ۱۰

    هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.  

 ماده  ۱۱

    الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه  محسوب خواهد شد تا وقتی  که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.

    ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.

 ماده ۱۲